جلسه اول - بخش اول

جلسه اول - بخش اول

اصول ایجاز نویسی در توییتر

متن کامل

!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد
(اللهم صل علی محمد و آل محمد الطیبین الطاهرین) و لعنت الله علی القوم الظالمین من الآن الی قیام یوم الدین.

خب، از گوشی‌ها معلوم است که همه رسانه‌ای اصیل هستند. الحمدالله! الان رسانه‌ای هم نباشند، همه تو گوشی‌اند. ولی خب، شما یه طور خاصی تو گوشی‌اید که مشخصاً رسانه‌ای هستید. کیا توییتری هم هستند؟ همه توییتری‌اند.
از من زیاد سؤال می‌شود که: «آقا، چرا نیستی و چرا نبودی و این‌ها؟» خب، نبودنش که همان بحث فیلترینگش و این‌ها. جدیش این است که دیدم که وقت می‌گیرد و فرصت نداشتم. شوخیش این است که بعضی از طلبه‌ها به ما حمله کردند و گفتند: «شما دارید قوانین جمهوری اسلامی را دور می‌زنید و از فیلترشکن استفاده می‌کنید.» و ما بالاخره چون امام جماعتی هستیم، احتیاط کردیم، شبهه کردیم، احتیاط کردیم، گفتیم که دیگر نباش. ولی یک نکته اول…
ولی در عین حال، از فضای توییتر غریبه نیستیم. حالا، یک نکته اول.

نکته دوم، تفاوت توییتر، اینستاگرام و تلگرام برای شما عزیزان روشن و مشخص است. من از یک زاویه دیگری می‌خواهم این بحث را با هم داشته باشیم.
خب، اینستاگرام، اپلیکیشن‌ها بیشترین قدرت تولید سبک زندگی را دارد و هیچ‌کدام مثل اینستاگرام نمی‌تواند مولد یک سبک زندگی متفاوت باشد؛ چون بصری است و قدرت سرچ و هشتگ‌سازی و این‌ها را هم دارد.
تلگرام بصری هست، ولی هشتگ‌سازی و جریانسازی به این معنا، سرچ به این معنا تویش نیست که بشود در یک موضوع مشخص با کنشگر مشخص، انسان پیگیر بشود. اینستاگرام این امکان را دارد و حالا خود استوری و خود اینکه هر شخصی را، هر شخصیت حقیقی را می‌شود پیدا کرد به راحتی و زندگی او را، لایف استایل او را بررسی کرد. خود شخصیت او را شناسایی کرد. یعنی از هرکی، رزومه‌ای کأنّه تو پست‌هایش می‌شود پیدا کرد و شخصیت او را اجمالاً می‌شود، یا اینکه خب، این الان کیست؟ چه‌کاره است؟ چه علایقی دارد؟ چه نفی و اثباتی دارد؟ این‌ها را می‌شود در اینستاگرام پیدا کرد. از نقاط قوت و ممتاز اینستاگرام که بقیه این را ندارند.

تلگرام، این برخط بودن و دائمی بودنش و این ظرفیت که شما می‌توانید فیلم را با هر حجمی آپلود کنید. حتی داخلی‌های خودمان هم این را ندارند. داخلی‌ها بیش از ۳۰ مگابایت را قدرت آپلود تویش نیست، ولی در تلگرام شما حتی می‌توانید یک فیلم با دو گیگ حجم خلاصه ترافیک را آپلود کنید و هیچ محدودیتی ندارد. این یکی از نقاط قوت تلگرام و خود کانال است که ارتباط یک‌طرفه می‌شود داشت. چون باز اینستاگرام و توییتر، کامنت‌گذاری تویش هست و رسانه، به نحوی رسانه گرم محسوب می‌شود؛ رسانه دوطرفه. تلگرام به نحوی رسانه سرد محسوب می‌شود. کسی که می‌خواهد حرفش را بزند، در عین حال تبعات هم نداشته باشد، بحث هم نکند، کل‌کل هم نکند، مجبور هم نباشد که بیاید کامنتی را پاک بکند، ریپلایی را پاک بکند، خب، تلگرام برای او طبعاً چیز خیلی خوبی است. هویت جعلی و ناشناس و مهم آن تمی است که شما دارید. اگر دارید تحلیل می‌کنید، خبر می‌رسانید یا مثلاً مطالب فان دارید آپلود می‌کنید، مهم آن تم است. شخص شما خیلی ملاک نیست. برعکس اینستاگرام که آن تم خیلی ملاک نیست، شخص شما ملاک است. نه اینکه حالا این‌ور اشخاص اصلاً نیستند، آن‌ور هم تم اصلاً نیست. چرا، همه در هم تنیده‌اند، ولی بالاخره آنی که در اینستاگرام خیلی بروز دارد، خود اشخاص‌اند. خود چهره که حالا بعضی بیرون از این ظرفیت شناخته شده‌اند که بهشان می‌گوییم سلبریتی. بعضی‌ها داخل این ظرفیت شناخته می‌شوند که بهشان می‌گوییم اینفلوئنسر. و یک خلاقیت‌هایی دارند، امتیازاتی دارند. دابسمش درست می‌کنند، دوبله می‌کنند، هنر ویژه‌ای دارند، کار ویژه انجام می‌دهند. این‌ها شخصیت پیگیری می‌شوند در اینستاگرام.
در تلگرام نه. خود مطلب موضوعیت دارد. دارد مثلاً مطالب تم اخلاقی را می‌گوید، تم عرفانی، تم خانوادگی، تم تربیتی، فان. از این جهت که شما یک کانال مشخصی با یک ریتم مشخصی هی اطلاعات و مطالب را از دست نمی‌دهید و همین که فیلم و صوت در آن آپلود می‌شود.

یکی از نقاط قوت توییتر این است که هیچ‌کدام از این‌ها را ندارد. لذا توییتر اصلاً رسانه عمومی نیست. رسانه کاملاً نخبگانی است. از عجایب این است که چرا در مملکت ما فیلتر است. از عجایب آدم نمی‌فهمد چرا! یعنی یک رسانه اگر بخواهد فیلتر نباشد، این است و کسی که می‌خواهد فیلتر کند، این را باید آزاد بگذارد. آماری هم گرفتند، گفتند که عموم افرادی که عضو توییتر می‌شوند، نهایتاً یک ماه عضو توییترند. توییتر جذابیت بصری ندارد. جذابیت محتوایی هم به آن معنا ندارد. چیزی نیست که یک مشتری عامی بخواهد داشته باشد. مثل پاساژها دیده‌اید؟ یک پاساژی هست. یک وقتی شما می‌روید، می‌گردید، مثلاً برای خانم‌ها خیلی جذاب است دیگر. برویم مثلاً زیست‌خاور، مثلاً الماس شرق. تلگرام و اینستاگرام، مخصوصاً اینستاگرام، خیلی جذاب است. مخصوصاً حالا اینستاگرام باز یک رسانه‌ای است که خیلی زنانه است به نسبت توییتر. چون این جذابیت‌های بصری را دارد. آدم می‌رود، می‌گردد. ولی هیچ‌وقت شما مثلاً نمی‌روید چهارراه مصلی، این بنکدارها بگویند: «برویم بنکداری چهارم. ۵۰ تا پوشک رو هم چیده. چه چیزی را ببینیم دیگر؟ ۵۰ تا پوشک؟» اگر پوشک می‌خواهی، ۵۰ تا بردار و برو.

توییتر جایی است که تولید انبوه می‌شود. انبوه‌سازی. بنکداری رسانه‌ای. تعابیری که می‌توان برای آن به کار برد. توییتر بنکداری رسانه‌ای است. لذا مشتری عام نمی‌آید. جذابیت هم برای مشتری عام ندارد. خیلی جمع‌مان جمعه، دورهمی است. مثل اتحادیه می‌ماند. اتحادیه صنف مثلاً فلان، صنف لباس‌فروشان. یک حسینیه هم دارند. تهران محل برگزاری مراسم صنف لباس‌فروش‌ها دور هم جمع می‌شوند، مراسم می‌گیرند. توییتر این شکلی است.
برای انبوه‌نمایی و انبوه‌سازی محتوایی خیلی کارایی دارد. همین که نشان بدهیم این حرف و این ایده و این فکر و این هشتگ خیلی طرفدار دارد که خودمان امکان ترند شدن این را اعلام می‌کند. همین که ما بتوانیم همه با هم یک‌جا جمع بشویم، همه با هم حرف‌مان را یکی کنیم. برای اینکه حرف‌مان را یکی کنیم، خیلی خوب است. این امکان را در تلگرام نداریم. در اینستاگرام تقریباً نداریم. داریم، ولی ظرفیت آن متفاوت است. یعنی بالاخره ظرفیت، ظرفیت بصری است. مخاطب شما توقع دارد که به او خوراک بصری هم بدهی. خیلی دنبال متن و محتوای شما نیست. جذابیت اصلی در اینستاگرام، جذابیت‌های بصری است. در تلگرام هم دنبال این است که یک چیز تولیدی متفاوتی داشته باشید به عنوان یک مشتری. حالا هم مشتری عام جذب می‌شود در تلگرام، هم مشتری خاص. به عنوان یک رزق روزانه مثلاً می‌خواهد دریافت بکند. بیشتر دریافت این هدف است که می‌خواهیم دور هم جمع بشویم، یک چیزی را داغ بکنیم، یک چیزی را ایجاد بکنیم، یک چیزی را اولویت بدهیم، یک چیزی را اولویت بیندازیم. این خیلی در تلگرام معنا ندارد. در توییتر این ظرفیت هست. می‌توانیم یک چیزی را ترندش بکنیم. یک چیزی را بها بهش بدهیم. یک چیزی را اهمیت بهش بدهیم.

خاصیتش حالا در جامعه چیست؟ خاصیتش در جامعه این است که این انبوه‌نمایی و انبوه‌سازی می‌تواند یک خوراکی بشود برای سایر رسانه‌ها. شما می‌بینید که معمولاً کارکرد توییتر این است که اسکرین‌شات بگیرند، بزنند اینستا. یک اسکرین‌شات بگیرم، بگذارم تلگرام. این اسکرین‌شات خیلی به درد می‌خورد. از توییتر آنجا پخت و پزهایمان را می‌کنیم. اینجا ویترین است. چون خود توییتر ویترینی ندارد. جذابیتی هم ندارد. فقط برای اینکه دور هم جمع بشویم، حرف‌هایمان را یکی کنیم، خیلی خوب است.
پس این دور هم جمع شدن، اگر قرار است که یک کار تشکیلاتی رسانه‌ای صورت بگیرد، به نظر من بهترین پلتفرم توییتر است. قطعاً بین همه این‌ها. تلگرام خوب از باب گروه و این‌ها خوب است. یعنی هم‌افزایی پشت پرده‌ای امکان تلگرام قطعاً از همه این‌ها بیشتر است. ولی اینکه همه با هم بیاییم، آرایش نظامی بگیریم، رزمایش رسانه‌ای داشته باشیم، این در کجا بیشتر از همه معنا پیدا می‌کند؟ در توییتر. این ظرفیت فوق‌العاده برای رزم کردن است.

من واقعاً تعجب می‌کنم چرا فیلتر است. چون جناح مقابل که دارد کارش را می‌کند با فیلترشکن. الان این فیلترینگ مثل تلگرام دیگر بی‌اثر شده. حالا تلگرام را همه فهمیدند. توییتر را هنوز نفهمیده‌اند. چون توییتر از اول نبودیم که بخواهیم آسیبش را ببینیم. برای تلگرام از اول بودیم، الان آسیبش را می‌بینیم. تنها اتفاقی که در تلگرام افتاد، حذف جناح حزب‌اللهی بود. لذا ثمره شیرینش و گلابی شیرینش این بود که FATF را راحت توانستند، بی‌دردسر توانستند تصویب بکنند. خیلی اذیت می‌شدند. بانک مرکزی گیر داد. یعنی یک مانع بزرگی به اسم رهبری آمد جلویشان، ولی چون مانع اصلی رسانه‌ای روبروی‌شان نبود، راحت توانستند رهبری را بگویند «دارک». در برجام برعکس، در برجام مانع اصلی که رهبری بود، نبود. مانع رسانه‌ای بود. اذیت شدند. هی به فحش افتادند. به دلواپس‌ها فحش دادند، به این منتقدها فحش دادند. چون مردم داشتند کف میدان حرف می‌زدند، استدلال می‌آوردند، دیالوگ برقرار می‌کردند. تبعید کردند به رسانه‌های داخلی. از آن خیانت‌های هنرمندانه واقعاً ناراحت می‌شوم. آقای روحانی را با بنی‌صدر قیاس می‌کنند. کجا بنی‌صدر مجتهد بود؟ مجلس خبرگان بود؟ ادبیات آخوندی داشت؟ می‌توانست به تاریخ استدلال بکند؟ بی‌کله سیبیل‌کلفت بود؟ بزن‌بهادر؟ کجا می‌توانست مجلس را بسیج بکند؟ نهادهای حاکمیتی را دور بزند؟ ۲۰-۳۰ برنامه تلویزیونی حقنه بکند؟ خیلی ایشان وارد است واقعاً و یکی از هنرنمایی‌های ایشان همین است. و این نشان می‌دهد که اگر بخواهند کاری بکنند، می‌توانند. برای همین این دیدار اخیر رهبری، همین که امروز منتشر شد. آقا فرمودند که: «کار بکنید. بخواهند کار بکنند، می‌توانند.» جریان انتخابات کار کردند دیگر. تعرفه نرساندند. دهیارها را فعال کردند. در مملکت می‌توانند. مأموریت‌های دیگری دارند که کار انجام می‌دهند.

حالا چیزی که هست، یک بازی خیلی قشنگی بود که بچه‌های حزب‌الله را توانستند در رسانه با یک حمله گازانبری، خلاصه، قیچی از دو طرف، همه را فرستادند در سروش. سروش هم هیچ رقم ساپورتش نکردند. باز بچه‌ها سوئیچ کردند روی ایتا و گپ و آی‌گپ و بله و این‌ها. شدیم ۱۰ جا. چهار نفر آن‌ور، ۵ نفر این‌ور، ۱۰ نفر آن‌ور. بعد همه بی‌سر و صدا برگشتیم تلگرام. دیگر روی‌مان هم نشد کار بکنیم در تلگرام. فقط برگشتیم. دور هم برگشتیم به عنوان مصرف‌کننده. عرصه تولید را کاملاً تهی کرده‌ایم. بچه‌های حزب‌اللهی، بچه حزب‌الله هستند. مصرف‌کننده تولیداتشان جایی دارند که کسی نیست که مصرف‌کننده عام باشد. این هم هنرنمایی است.
واقعاً ظرافت در توییتر این است که چون از اول نبودیم، این اتفاق برای‌مان رخ نداد. توییتر از اول دست جناح مقابل بود و اوج کار سال ۸۸ بود که دولت مجبور شد در آذر ۸۸ توییتر را فیلتر بکند. از نکات جالبش هم همین است که در همان ماجراهای دی‌ماه، توییتر اولی که راه افتاده بود و با ۵ تا کارمند کار می‌کرد، یعنی فکر نمی‌کردند که جدی بشود. قدرت موج‌سازی اجتماعی بسیار بالایی دارد. یکهو امکانی شد در ایران. ظرفیت فوق‌العاده‌ای شد در دی‌ماه ۸۸ یا بهمن ۸۸. این‌ها احتیاج داشتند که یک تعمیراتی انجام بدهند در توییتر و به خاطر فضایی که در ایران بود، تعمیراتشان را چند ماه عقب انداختند. یعنی این کارخانه، کارخانه‌ای که نمی‌شود گفت، آن شرکت توییتر، این‌ها تعمیرات را عقب انداختند که بتوانند کف میدان ایران را مدیریت بکنند، کنترل بکنند. چه ظرفیتی بود!
الان این ظرفیت می‌تواند برعکس باشد، ولی هنوز هم بیشتر دست این جناح است. موجش را ایجاد می‌کند. «آقا، فلانی را آزاد کنید! فلانی اعتصاب غذا کرده! آن یکی الکی زندانی شده! آن یکی ظلم کردید!» این‌ها را بیشتر، این پخت و پزها را در توییتر انجام می‌دهند. با اینکه همه رسانه‌ها دستشان باز است. در توییتر موج ایجاد می‌کنند. از آنجا موج را سرریز می‌کنند در تلگرام و اینستاگرام. یک‌جا بتوانیم ترندش بکنیم. چون آن واهمه را، آن انبوه‌سازی تا وقتی نباشد، واهمه ایجاد نمی‌شود. واهمه هم وقتی نباشد، واکنش ایجاد نمی‌شود. من کی نسبت به یک حرفی واکنش نشان می‌دهم؟ وقتی که واهمه داشته باشم. کی واهمه پیدا می‌کنم؟ وقتی احساس کنم که خیلی‌ها دارند این حرف را می‌زنند.
سازمان منافقین چند صد هزار اکانت فیک را فعال کرده است در توییتر، فقط برای اینکه ترندسازی بکند. خیلی حرف مهمی است. ببین چقدر هشتگ زدن! پیدا کرده‌اند دیگر. دیده‌اید چند صد هزار ربات دارد فعالیت می‌کند. فلان هشتگ را می‌زند یا پول می‌دهند به آدم‌هایی که این هشتگ را فقط فعال بکنند. این انبوه‌سازی وقتی شد، انبوه‌نمایی شد. بعد وزیر شما منفعل می‌شود. «فلان آقا دارد می‌میرد.» وزیر بهداشت می‌آید می‌گوید: «آقا، من می‌روم دیدنش.» غصه زندان سیاسی دیدید دیگر این‌ها را. یک زندانی سیاسی اعتصاب غذا کرده. آرش بود که پارسال بود؟ دو سال پیش بود؟ در توییتر، به قول خودشان، طوفان توییتری کردند و آن را «سیو» کردند. بعد این طوفان را که ایجاد کردند، این ایجاد واهمه را می‌تواند در جامعه بکند. لااقل در مسئول می‌تواند ایجاد واهمه را بکند. چون اصل آنی که باید واهمه داشته باشد مسئول است. خیلی مردم مهم نیستند. مسئول بترسد. یک وقتی روی مردم سرمایه‌گذاری می‌شود که مسئول بترسد، مسئول منفعل بشود. اگر این‌قدر قدرت داشته باشند که با مردم مسئول را جابه‌جا کنند، که خب اصلاً دیگر فرصت به مسئول نمی‌دهند. ولی این در ایران نیست که مردم را مستقیم علیه حاکمیت، یعنی برای «چنج» حاکمیت، مردم بتوانند فعال بکنند. این ظرفیت نیست. می‌توانند مردم را فعال بکنند برای ایجاد واهمه در حاکمیت، برای انفعال در حاکمیت. حاکمیت منفعل بشود، احساس بکند این مسئله خیلی طرفدار دارد.
مثال بارزش همین تلگرام بود دیگر. از اول آقای روحانی نوشت دیگر، گفت: «هر کی دستور داده، خودش بیاید به مردم بگوید.» متلکی که به رهبری انداخت، این بود دیگر. «من که نگفتم تلگرام را تعطیل کنیم. هر کی گفته…» چی؟ یک تعبیری: «مسئولان عالی‌مقامی که دستور داده‌اند تلگرام فیلتر بشود، خودشان بیایند به مردم بگویند.» بعد با هشتگ «محرمانه نداریم». هشتگی بود که رهبری در مورد گزاره‌برگ برجام فرموده بودند. «خودتان را بکنید، محرمانه نداریم.» این هم بد.

خلاصه، حالا فضای توییتر اقتضائاتی دارد. کمی اقتضائات می‌تواند هم تهدید این فضا باشد، هم فرصت این فضا باشد. یکی از اقتضائاتش نه، قطعاً بدتر است. اولین اثر بدش این است که به آن طیف حزب‌اللهی پاکار نظام این پیام غیرمستقیم داده می‌شود که این مسئله این‌قدر جدی بود که رهبری را به واکنش واداشت. و وظیفه ماست، نه رهبری. امیرالمؤمنین دفاع نمی‌کرد. پیغمبرش هم دفاع نمی‌کرد. یعنی توهین‌هایی که به پیغمبر می‌شد، امیرالمؤمنین جواب می‌داد. موجی که برای امیرالمؤمنین می‌ساختند، عمار جواب می‌داد. بنا نیست که هر وقت یک شبهه‌ای پیش آمد...
حالا در این بحث حرف زیاد است که حالا هست، نیست، کیا باید باشند که نیستند، کیا نباید باشند که هستند. هیشکی نباشه، نقطه مطلوب خیلی فاصله بیشتر دارد. بیشتر کار به عهده جاهایی مثل حوزه‌های علمیه است که خب هنوز اگر به این نتیجه برسیم... الان این بحث و این کلاس را من مدت‌ها دنبالش بودم ما در حوزه داشته باشیم. برای همین تا گفتند اینجا را قبول کردم. چون که ما یک همچین بحثی را می‌خواستیم. مدت‌ها بود. یکی دو سه سالی شاید بود من دنبال این بودم یک فضایی ایجاد بکنیم، مباحث را داشته باشیم، ولی در حوزه ظرفیتش نبود. ما خیلی زور زدیم، توانستیم هشت نه جلسه در مورد اینستاگرام صحبت بکنم. نصفه نیمه وسطش قیچی شد و بعد مشکلات خلاصه اینستاگرام به وجود آمد. آخرین اتفاقی که افتاد، یکی دو نفرشان گفتند: «ما جذب شدیم. فهمیدیم که باید نصب کنیم.» یکی دو نفرشان نصب کردند. «اینستاگرام را پاکش کنم؟» اوج فعالیت حوزه علمیه بود در ماجرای جنگ سایبری. عرض کردم خدمتتان. بگذار من به این نتیجه رسیدم. خیلی مزاحم طلبه‌های دانشجو نشویم. چه‌کار می‌توانیم بکنیم؟ خیلی اذیتشان نکنیم. طلب علم، هرچند این مبانی و آن قوت علمی و این‌ها بالاخره آن‌ور خیلی مستحکم‌تر است. یعنی درس‌خوانده می‌شود برای این کار. منابع باید، ادبیاتش به روز بشود. خود منابع به‌روز است. چرا ادبیاتش به روز نیست؟. حالا این را هم عرض می‌کنم.

ببینید یک مشکلی که بحث امروز هم پراکنده است را می‌خواهم یک سری خطوط کلی را بگویم. در جلسات بعد از یک جای مشخصی وارد بحث بشویم. عرض کنم که یک مشکلی که معمولاً ماها داریم، آدم‌های نخبه‌مان، خب این فضا فضای نخبگانی است. البته جناح مقابل خیلی نخبگانی نیست، کاملاً پخمگانی است، نخبگانی نیست. آماری هم که گرفته‌اند، گفتند که توییتر ۴۰ درصدش مشتمل بر حرف‌های الکی، حرف‌های بیخود. خودتان هم دیده‌اید دیگر. حرفی ندارد، مطلبی ندارد که بخواهد حرفی برای گفتن داشته باشد. دست بگیریم به این بپریم، به آن بپریم. بیشتر آن‌ها منفعل‌اند در این فضا. یعنی فعالیت، زمین برای ما کاملاً آماده و باز است. مخصوصاً الان جناح مقابل جناحی است که در موضع پاسخگویی قرار گرفته است و این باز زمینه را برای ما، استعداد فضا را چند برابر می‌کند، ولی باز ما از این فرصت هم استفاده نمی‌کنیم، متأسفانه. تظاهرات کردند، ولی گوشی نبود. این همان واهمه است. مسئولین نسبت به یک چیزی ایجاد می‌شود، نسبت به یک چیزی ایجاد نمی‌شود. این ترند با گفتمان‌سازی فرق می‌کند. اگر یک چیزی گفتمان شد، مسئول واهمه دارد نسبت به آن. واکنش نشان ندهد. ولی وقتی یک چیزی ترند شد، لزوماً گفتمان نشده.

آقا، یک بحثی در مورد این کتاب «سازمان پیغمبری» مفصل آوردم. چندین بار این حرف، خیلی حرف مهمی است. بین ما اصلاً شنیده نشده. اصلاً جدی نگرفتیم. حرف آقا بارها و بارها، چه در دولت اسبق، چه در دولت سابق که همین دولت آقای روحانی بود و همین دوره، بارها فرمودند که: «مهم نیست که شما مجلس، دولت و این‌ها را ندارید. مهم این است که یک چیزی گفتمان بشود. وقتی گفتمان شد، هم مجلس ملزم به انجام آن می‌شود، هم دولت ملزم می‌شود انجام بدهد.» بعد مثال می‌زنند از گفتمان تولید علم. خودشان یک دوره‌ای بحث تولید علم را که می‌گفتی، مسخره می‌کردند. ما این‌قدر گفتیم تا گفتمان شد. گفتمان که شده، همین دولت الان هم نمی‌تواند بیاید بگوید من مخالف آن هستم. مخالف نمی‌توانند باشند. الان دیگر می‌آیند در ظاهر خودشان را موافق نشان می‌دهند. نمی‌توانند اعلام مخالفت بکنند. وقتی لایه بکند در افکار عمومی، مشکل ما در فضای توییتر این است که خود گویمان، خود خندیم. بر اساس استقلال چقدر شدیم؟ خب، بسه دیگر. حل است.
همان سرریزی که من عرض می‌کنم، این است: فضای توییتر، فضای نخبگانی است، ولی سرریزش می‌دهند در اینستاگرام و تلگرام. بله. خب، بالاخره فضا کاملاً به نفع آن‌ها نبود. ماجرا داشت. آن ۲۰ دقیقه اولاً که برخی از آدم‌های تندرو حزب‌اللهی در آن ۲۰ دقیقه رأی دادند برجام. چون بنا بر چی بود؟ بنا بر این بود که کلیات برجام تصویب بشود، در جزئیاتش بازنگری بشود. خیلی مفصلی گرفتند. بعد آن ۲۰ دقیقه جزئیاتش بود. مدیریت مدیریت هنرمندانه‌ای است دیگر. این‌ها واقعاً مدیرند. بلدند باگ‌های نظام را می‌شناسند. باگ‌های ساختار را می‌شناسند. باگ‌های حقوقی را می‌شناسند. باگ‌های قانون‌گذاری را می‌شناسند. بابای اجرایی را می‌شناسند. خوب می‌دانند از کجا می‌توانند امتیاز بگیرند از نظام، پافشاری کنم. کجا می‌توانم ول کنم. هنرمندی آن‌هاست.
ولی مشکل اصلی این بود که این حضرات حزب‌اللهی ما دور خوردند. در مجلس اتفاق نیفتاد. یعنی حضرات حزب‌الله از اول سفت وایستادند. آنجا آدم‌های بسیار موجهی دیگر. من نمی‌گویم مثلاً در جبهه پایداری چه جایگاهی دارند. پایداری نیستم، این را هم بگویم. ولی آدمی که می‌خواهم بگویم دیگر از پایداری که شاخص‌تر نداریم در آدم‌هایی که سفت وای‌می‌ایستند و داد و بیداد می‌کنند. برخی از آن رده‌اولی‌های جبهه پایداری به کلیات برجام رأی دادند به این امید که قرار است در جزئیات اختلاف ایجاد کنیم. آنجا درست می‌کنیم. بحث دیگری است.
ولی ما در فضای رسانه خوب توانستیم کار بکنیم. اگر خوب کار نکرده بودیم، آقای هاشمی رفسنجانی به واکنش وادار نمی‌شد که یک روزی دو بار دلواپس‌ها حرف بزند. آن واکنش محصول واهمه است. نگفتم واهمه‌ای نبود که بخواهد واکنش نشان بدهد. این واکنش، این سیر واکنش و واهمه را داشته باشید.

چه می‌خواستم بگویم؟ یک حرفی را داشتم می‌زدم، اول‌هایش بودیم. یک مشکلی که ماها داریم در فضای نخبگانی‌مان، وقتی وارد کار رسانه‌ای می‌شویم، باز می‌خواهیم نخبگانی حرف بزنیم، قلمبه سلمبه حرف می‌زنیم. یعنی در محتوا در قالب قالب آن نخبگانی. قالب نخبگانی یعنی چه؟ کتاب درسی می‌نویسیم. مجموعه توییت‌های بعضی‌ها را جمع بکنی، ۲ واحد کتاب درسی از تویش درمی‌آید. توییتر که جای کتاب درسی نیست. بعضی از این عزیزانی که این مطالب ما را پیاده می‌کنند و این‌ها، من دیشب اتفاقاً به یکی‌شان گفتم خلاصه کرده و برخی مطالب. گفتم که آدم‌های تحصیل‌کرده و کارشناسی ارشد چی‌چی، مثلاً دکتر کارشناسی چی‌چی، یا رشته‌های مختلف. آدم‌های تحصیل‌کرده مطالب را جمع می‌کنند، می‌خواهند خلاصه‌سازی بکنند. نکات علمی‌اش، پروژه‌ای علمی دانشگاهی مثلاً دارد کار می‌کند. نکات مهم علمی‌اش چیست؟ هفت هشت تا را می‌گیرد، می‌آید شیر می‌کند. در حالی که فضای رسانه، فضای حرف این شکلی نیست که همه ظرافت حرف شما دارید می‌گیرید. جملات رسانه علمی‌اش، نکات علمی، سرفصل‌ها را برمی‌داری که مخاطب بخواند، بفهمد که مثلاً ۵ تا فصل دارد. کتاب که نمی‌خواهیم بنویسیم. این‌ها مال کتاب است. چکیده کتاب که نمی‌خواهی بنویسی. کار رسانه‌ای است. در کار رسانه‌ای چه کلمه‌ای وقتی بیاوری جذاب می‌شود؟ جلب توجه می‌کند؟ حواس مخاطب را درگیر می‌کند؟ مطلب قوی است دیگر. مطلب علمی است. مطلب توییتر مطلب و مطلب جذاب باشد. شما در هر توییتی باید دو تا واژه خلق بکنید. بعد واژه‌سازی کنید. بنده کردم، شاید بیست سی تا واژه تولید شد.
انبوه‌نمایی مثلاً نمی‌توانم بگویم به جایی نرسید. ندید فردی این کار را کرده باشد. یک بابایی کرده بود. بعد ما یک پیامی نوشتیم، پاکش کردم. یک خانمی با روحانی، از این روحانی‌های مشهور که آقازاده است، یک عکسی گرفته بود. بعد گفته بود که: «این آقا یکی از بهترین دوست‌های من است.» یک موجی علیه ما درست شد. خود این ماجرا که حالا پدر او چون از مشاهیر است، من اسم نمی‌آورم. بعد این مطلب ما. آن پدر مجبور به تبری از پسر شد. فضای خیلی... البته من پشیمان هم شدم. یعنی از چیزهایی که در فضای رسانه، بعضی از کارهایی که از آن توبه کردم، یکی این است. آخرش احساس کردم مدیون این بابا شدیم. یعنی تو از حرف من چیز دیگری فهمیده شد. این هم خیلی مهم است دیگر. باید خیلی مراقب بود که مدیون کسی نشویم.
تفاوت با جناح مقابل آن است. او می‌خواهد بزند. اصلاً کاری به هیچی ندارد. ما که دنبال این‌ها نیستیم که. ما به تکلیف‌مان عمل بکنیم. آبروی کسی لطمه ببیند، نباید بیش از استحقاقش آسیب ببیند. یک موضع بدی گرفته. در حد موضع بدش باید بخورد. خراب می‌کنی. درد چَک بخورد. این دیگر کار را خیلی حساس می‌کند، خطرناک می‌شود. پیام داده است که: «آقا، من رفتم در اینترنت سرچ کردم. آخوند دوست‌پسر نداشتیم.» ندیدم. این تولید شد. سرچی نیست.
جذابیت در توییت یعنی که یک واژه جدیدی به کار برده شود. خلاقیتی در این است یا از یک زاویه جدیدی دارد به این مطلب نگاه می‌شود یا از یک چیزی که کاملاً روتین شده، دارد یک استفاده‌ای می‌شود که استفاده کاملاً جدیدی است. یعنی یک جمله‌ای را که همه مثلاً بارها شنیدیم، این یک جایی دارد استعمال می‌شود. مثلاً من به رفقای طلبه داشتم می‌آمدم اینجا، دانشگاه. بعد در مسیر دیدم که یک ماشین پلیسی تصادف کرد. می‌خواستم بروم بغلش بایستم، شیشه را بدهم پایین، بگویم که: «دیر جریمه کردن بهتر از هرگز جریمه نکردن.» یعنی یک چیز خیلی معروفی که ما یک جای دیگر داریم استقبال می‌کنیم، کاملاً می‌شود در یک فضای دیگری از آن استفاده کرد. معادله‌گذاری شما عوض بکنی، این می‌شود یک چیز خیلی جذاب. «دیر رسیدن» معمولاً پلیس این را به آنی که مجرم است می‌گوید. جمله قانونی و پلیسی است. خود پلیس بگوید: «دیگر خیلی جذاب می‌شود.» دیگر این بازگشت‌های خیلی کوچک و ساده. بلد نیستم از باب اینکه نزدیک‌تر است به ذهن‌مان، دارم می‌گویم. واقعاً الان برای همین کلی فکر کردم. این را از جای دیگر توییت به ذهن‌مان می‌رسد. چیزی به ذهن‌مان نمی‌آید. یادم است. در ذهن‌مان است. وگرنه شما قطعاً می‌توانید هزار تا از این‌ها بهترش را ببینید.

یکی از رفقای طلبه که چند وقت پیش هم تصادف کرد و این‌ها، این هم معروف شد. بنده خدا. این دو سه شب قبل از اینکه تصادف بکند، ما جای سخنرانی داشتیم. میکروفون را درست بکند. قبل اینکه سخنرانی شروع کند. «جواب این بچه‌ها را هم بده.» گفتم: «چی می‌گویند؟» گفتش که: «این‌ها می‌گویند که ریپلایش این شکلی است.» گفتش: «این بچه‌ها می‌گویند که آقا، ما فارسی هستیم، برای چی باید دنبال پیغمبر عرب راه برویم؟» جواب علمی می‌شود: «آقا، یک مقاله ۵۰ صفحه‌ای استاد دکتر فلانی نوشته‌اند در سایت فلانی، بفرمایید.» میکروفون را درست می‌کرد. می‌خواست برود بنشیند که من جواب بدهم. گفتم که: «شما مشهدی هستید، من تهرانی. برای چی باید سؤال شما را جواب بدهم؟» یک خوانش است دیگر. یک وحدت رویه و وحدت سیاقی دارد. اگر فارس و عرب بودن ملاک است، الان هم مشهدی تهرانی بودن باید در همین جا ملاک باشد. برای غیر همشهری خودت حجاب‌ها را ندارد. در مسئله علمی الان می‌توانم آن ۵۰ صفحه را شرح این توییت بنویسم، ولی بحث این است که همان توییت کار این ۵۰ صفحه را کرد.
یکی آمده بود. یکی از دوستان پریروز در دانشکده مهندسی گفت: «تلخ باشد و سیاسی باشد. همه‌اش هم خون می‌دهد.» پس این‌جوری است. بابا! یکم شاد، جذاب، نرم، لطیف، مهربان، خانوادگی باشد. یک جاهایی تربیتی باشد. یک جاهایی فان باشد. فان به معنای واقعی کلمه. توییت که زدم، چون خیلی کم توییت زدم. هفته‌ای که بودم، یکی از توییت‌ها این است: «حالا مثلاً همه فکر کردند بحث‌های عرفانی سیاسی این‌ها. اصلاً سیاسی. غول چراغ جادو. کسی آمارش را دارد؟ کار واجب باهاش دارم.» فضا یکهو فضا برمی‌گردد. قرائتی این گونی که پر می‌شود، ایشان گفت: «سخنرانی که می‌کنی، ۲۰ دقیقه صحبت می‌کنی، گونی مثل گونی سیب‌زمینی است. سیب‌زمینی که می‌ریزند، پر می‌شود، یک تکان می‌خواهد. حالا وسط پنج تا توییت تلخ یک تکان می‌خواهد. یک توییت شاد، جذاب، فان، فضا را عوض می‌کند.»
مهندسی آمد گفتش که: «گفتش که حاج آقا، یک سؤالی دارم.» گفتم: «بفرمایید.» گفت: «عوامل تقویت حافظه کوتاه‌مدت چیست؟» گفتم: «کسی که این سؤال را حفظ کرده، مشکل حافظه کوتاه‌مدت ندارد. همین که توانستی این را حفظ بکنی، حافظه خوبی داری.» خیلی چیزها را می‌شود برگرداند روی سؤال. ترفند رسانه‌ای است. آقای احمدی‌نژاد در این ماجرا واقعاً بی‌نظیر بود. یعنی سؤال طرف را یک بازی سرش درمی‌آورد، تحویلش می‌داد. او مشغول سؤال خودش می‌شد. قدرت را دارد. در زوایای دیگر، در جنبه‌های همان‌جا نگه می‌دارد. این‌قدر درگیر آن بشوی، اصلاً دیگر یادت برود چه می‌خواستی؟ پاسخ چی بود؟
سر یک اشکالی به استاد کردم. استاد برگشت گفتش که: «الان اشکال شما به مسئول است یا مسئول یا مسئولان فی یا مسئولان به یا مسئول له؟» گفتم: «حاج آقا، من سؤال نداشتم. من غلط کردم.» گفته است: «در فضای توییت این امکان خیلی فراهم است برای اینکه یک چیزی بندازی که او یکهو رکب بخورد.» محمود صادقی توییتی کرده بود که: «من هرجا رفتم، با هرکی صحبت کردم، دیدم مشکل اصلی همه رفع حصر است.» یکی از رفقای درجه یک توییت من، این عکس آن معدن آغ‌دره بود، چی‌چی بود. جای روحانی رفته بود، روی ماشینش داشتند می‌زدند. با مشت می‌زد روی کاپوتش. در ریپلای نوشت: «جمله رفع حصر است.» رفع حصر. فضای مجازی کلاً اصلاً برگشت. یعنی موجی که او می‌خواست ایجاد بکند، قشنگ برگشت خورد در صورت خودش. شاخص قشنگ وسط افتاده. به جان ماشین رئیس‌جمهور می‌گوید: «آقا، چرا حصر را برنمی‌دارید؟» یک شاخص خیلی عینی.
بعضی توییت‌ها واقعاً پاس گل‌اند. اگر بلد باشیم ازش چه شکلی استفاده بکنیم، قشنگ می‌شود یک جایی را از این زد. آن موجی که می‌خواهد علیه ما درست بکند، برگردد به خودش. از باب نمونه‌ای که به ذهن‌مان رسیده بود، گفتم. الان هرکدام این‌ها را شما می‌توانید ۵۰ تا مثال بیاورید. این فضایی که در توییتر یک ظرافتی می‌خواهد. البته مهارتی هم می‌خواهد. مهارت هم یکی از نکات بسیار مهم. حالا من می‌گویم فقط سرفصل دارم امروز می‌دهم خدمتتان. روش تحقیق بفرما و جلسات بعد بیشتر روی این‌ها کار بکنیم.
در توییتر ما مشخصاً دیگر در مورد توییتر داریم صحبت می‌کنیم. دیگر به تلگرام و اینستاگرام دیگر کار به نشریه و چه‌می‌دانم فیلم‌سازی مستند و سریال نداریم. هرکدام ادبیات خودش را می‌خواهد. در فضای توییتر، سرمایه اصلی یک آدم توییتری دایره واژگانی است. همان‌جور که در اینستاگرام زیبایی چهره، زیبایی چهره سرمایه اصلی یک کسی است که می‌خواهد در اینستاگرام حرف برای گفتن داشته باشد. جذابیت بصری در قالب عکس. اینجا جذابیت بصری در قالب متن خیلی مهم است و من سفارش می‌کنم به شما عزیزان، به قول امام، «به شما فرزندانم سفارش می‌کنم که با غررالحکم امیرالمؤمنین مأنوس باشید.» و با حکمت‌های نهج‌البلاغه. اصلاً امیرالمؤمنین کلاً آدم را بیچاره می‌کند در این زمینه. غررالحکم و حکمت‌های نهج‌البلاغه.
در مورد وزن موسیقی من ان‌شاءالله جلسه بعد مفصل صحبت می‌کنم. یک چیزی که در توییتر اولی که لحاظ کردند، یعنی اولی که توییتر را راه انداختند، لحاظ کرده بودند، بعد این بخشش خیلی نگرفت، این بود که اصلاً خود توییتر به معنای جیک‌جیک گنجشک، گاس، این‌ها. دو تا نکته را در این لحاظ کردند. یکی اینکه باید مثل جیک‌جیک گنجشک کوتاه باشد. یکی دیگر اینکه باید از جهت آوایی هم آهنگین باشد. یک متن کوتاه آهنگین. این را می‌خواستند که درنیامد. آن آهنگینش درنیامد. کوتاهی‌اش در آمد. به جریان غررالحکم کاملاً این شکلی است. یک متن کاملاً آهنگین: «غرور ابعد آفاقاً من السکر بالخمر.» فرمایش امیرالمؤمنین در غررالحکم. از این قبیل فراوان دارد دیگر. همه‌اش همین شکلی است. کاملاً آهنگ دارد. کلمات در یک ریتم. بعد از جهت محتوایی فوق‌العاده است. فقط بحث این نیست که کلمات قشنگ است. بله، یک بابایی هم می‌آید توییت می‌کند که مثلاً در ماجرای مائده هژبری که: «مشکل مملکت در لرزش کمر یک فلان نیست، در لغزش قلم قاضی.» خب، این خیلی قشنگ است، ولی کاملاً مزخرف. یک دوگانه‌ای که کاملاً جعلی است و یک چیزی که اصلاً به یک چیزی ربط ندارد. ماست و دروازه را دارم می‌چسبانم. مرتبط است. می‌گوید: «آدمی که با غرور مست شد، خیلی دیرتر به هوش می‌آید تا آدمی که با خمر مست شد.» آدم که با شراب مست می‌شود، زودتر هوشیار می‌شود تا آدمی که مست غرور است. چقدر این جمله قشنگ است. هماهنگ دارد. هم کلمات، کلمات فوق‌العاده‌ای است. کلمات از جنس همه محتوا، محتوای جذابی است. محتوا مسئله مخاطب است. بعد جریان‌ساز. ۱۰ تا کتاب اخلاقی می‌کنم، یک جمله نمی‌کند. کتاب اخلاقی را در شرح این بگویید. خودتان ایجادش بکنید. پس یک چیز بسیار مهم در فضای توییتر، دایره واژگانی است. دایره واژگانی بخشش با خود همین کتاب‌های فرهنگ لغت حاصل می‌شود. مطالعات. پس یک سری اصطلاحات علمی، یک سری اصطلاحات ادبی است. جفت این‌ها را باید مسلط معادل کنید. این جذاب می‌کند کلمه را. مخاطب الان آماده است این را از شما بشنود. فلان کلمه را از شما بشنود. کاملاً یک کلمه دیگری می‌شنود.
ما یک بحثی سهراب داشتیم در دانشکده مهندسی. این‌ها همه‌اش از باب نمونه عرض می‌کنم. والا بالله از باب این نیست شما به ما یاد بدهید. یک بحث زهرا داشتیم. یک بحث فوق‌العاده خطرناک. با چه عقلی موضوع را مطرح کنیم؟ نظام برده‌داری در اسلام. بعضی از عزیزانم جلسه اولی که فقط تیتر را مطرح کردیم، علیه ما پاشان بلند شد، شورش کردند. «بزنید، مطرح نکنیم این‌ها بخش‌های باگ اسلام است. اصلاً سمتش خیلی نروید.» از جلسه بعد نظام برده‌داری را اسمش را عوض کردیم. به جای نظام برده‌داری گفتیم نظام تربیت خدم در اسلام. رفته بود در پادگان رسیده بود. شب رفته بود بخوابد و این‌ها. شنیده‌اید دیگر. معروف است. «هیچی ندار. پالون خر است.» گفت: «اسم را نیاور، خودش را بیاور.» خیلی مسائل این شکلی است. در فضای توییتر، اسمش را نیاور. معادل‌سازی کن. یک چیز دیگر بگو. امر به معروف و نهی از منکر. صیانت از نمی‌دانم حجاب، عفا، معادل دارد. معادلش گفتن نظام نظارت همگانی. امر به معروف نهی از منکر می‌شنود، چرا می‌گویی؟ همین جلسه این بالا که داشتیم بحث عمل به وظیفه بود. امر به معروف و نهی از منکر «لاینقصان من الرزق». روزی را کم نمی‌کند. عمل به وظیفه روزی‌ات را کم نمی‌کند. فکر نکن اگر یک جایی باید یک حرفی بزنی، حرف بزنی، اخراجت می‌کنند، نان‌ات بریده می‌شود. فرمودید که ما نداریم. عرض کردم ادبیات به‌روز نداریم، ولی منابعش را داریم. همین نهج‌البلاغه برای ما بس است. واقعاً کسی نهج‌البلاغه بخواند، بس است. فقط بلد باشی معادله‌گذاری بکنیم، ساده‌سازی بکنیم. پیدا بکنیم آن معادل به‌روز را. معادل به‌روز یک وقت معادل ادبی است. یک وقت معادل علمی است. درست شد؟ ورزش معادل علمی دارد. مثلاً این را در علم روانشناسی بهش می‌گویند چی؟ رفقا داشتیم مازندران در مورد مدیریت صحبت می‌کردیم.

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.