جلسه اول - بخش دوم

جلسه اول - بخش دوم

اصول ایجاز نویسی در توییتر

متن کامل

!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
یه بحثی با رفقا در مازندران در مورد مدیریت داشتیم. من یک جمله‌ای را گفتم و یکی از رفقامون که فارغ‌التحصیل مدیریت دانشگاه تهران بود، گفت: «اینی که تو گفتی، معادل علمیش تو علم مدیریت میشه اینکه ما میگیم نظم مهم‌تر است یا خلاقیت.» اصطلاح آخوندیشو می‌گم: نظم مهم‌تره یا خلاقیت؟ این روایت داره اینو می‌گه. مطالعه زیاد می‌خواهد. تو علوم مختلف آدم باید یک رگه‌هایی در حد آشنایی با اصطلاحات را داشته باشد. اصطلاحات کلی که تو علوم سیاسی گفته می‌شه چیاست؟ اصطلاحات کلی که تو اقتصاد داریم چیاست؟ اصطلاحات کلی که تو علوم تربیتی داریم و تو روانشناسی داریم چیاست؟ هژمونی یعنی چی؟ نظام استکباری، این دولت‌های مستکبر، بابا مال دهه‌ی ۶۰!

دکتر سعید جلیلی را گفتم؛ گفتم آقای جلیلی، مشکلت می‌دونی چیه؟ خودمون چند صد هزار نفر بمونیم. گفتم: «آقا، شما ادبیاتت مال دهه‌ی ۶۰ است. برای چی شعار زدی که: ما در مسجد معلم؟» بعد انصافاً من از آقای جلیلی آدم سلیم‌النفس‌تر و صادق‌تر و پاک‌تر ندیدم. یادداشت می‌کرد و اینا. عادی برخورد کرد و گفت: «نه، مال دهه‌ی ۶۰ نیست، مال همین الانه.»

بعد مثال از قاچاق مواد مخدر زد. ظرفیت مادرها را فعال بکنیم، ستاد مبارزه با مواد مخدر کلاً جمع، ستاد مبارزه با قاچاق جمع، ظرفیت مادر جدید. دایره واژگانیش، من گفتم عوض شده. گفتند که شما باید ادبیات را به‌روزتر و عوام‌فهم‌تر بکنیم. «ظرفیت و فلان و اینا» که دیگه همه صد بار بهش گفته بودند و خودش هم دیگه می‌خندید. دیگه نظام استکباری، هژمونی، نظام استکباری. قشنگی، رسا، بعد قشنگ توی جمعیت کاملاً ضددین آدم کلش را بگیره بالا، ولی نظام استکباری که می‌گی، که گفتی چشمکی هم می‌زنه! تمام نظام استکباری، بسیج! کجا هستید شما؟ استکباری! باتوم که ندارید همراهتون یه وقتی خدای‌ناکرده؟ دیگه ست‌سازی واژه‌ها یعنی کار می‌کنه که شما هر وقت استکبار شنیدی، باتوم یادت می‌آد. یعنی ضدیت با استکبار. هر وقت «دور زدن تحریم» شنیدی، کی یادت می‌آد؟ بابک زنجانی! واژه‌ها را با هم ست می‌کنند. تحریم‌ها را دور بزنیم، کاسب تحریم. خیلی واژه‌سازی‌هاشون قویه، دیگه رسانه‌ست و مخصوصاً توییتر.

توییتر از تو تولید واژه علی علیزاده، واقعاً فوق‌العاده است تو توییتر. حالا دعواها سرش هست. تازگی کتک‌کاری، فحش و فحش‌کاری زیاد شده. تولید الفاظ و واژه‌ها، یه غنایی، حالا نمی‌دونم ماموریت هم اگه داره دمش گرم. خود ملکه هم ماموریت داره، آخر خرابکاری هم بکنه، عوضش یه پنج تا واژه تولید کرد. بین ما یک چند تا چیز خوب یادگاری گذاشت از خودش. واقعاً بعضی وقت‌ها نوع ادبیاتی که داره، مثلاً اون هشتگ «باید ببازی» که ترند شده بود. علیرضا کریمی بود دیگه؟ کشتی‌گیره رفته بود. خوب، ماجرای ظاهرش، ظاهر بدی بود. مربی داد می‌زد: «علیرضا، باید ببازی. رژیم صهیونیستی نخورد دست گرفتن، یا باید ببازی. باید ببازی.» علی علیزاده هشتگ زد. نوشت: «با هشتگ #بایدببازی».

یه توییتی یادم بیاد. نوشته بود که الان ۸۰ ساله که کل دنیا به فلسطین می‌گه «باید ببازی». یک کشوری که پشتش وایستادم، ایران، داره تشویقش می‌کنه، می‌گه: «تو وایستا، پیروز می‌شی.» یادم برمی‌گردونه. همینی که داره، همه ظرفیت استفاده می‌شه برای زدن ما. یهو می‌شه نقطه «ق»، موج برمی‌گرده. این برگرداندن موجی که کاری که شما می‌تونی بکنی. برگردونید این جمع‌های این شکلی، این لژینه‌های این شکلی، تشکل‌های این شکلی. یکی از کارکردهاش اینه. یهو می‌آد یه چیزی را جهت می‌ده به یه هشتگی، به یه موضوعی. بعد انبوه‌سازی می‌شه. حالا ترند که شد، ظرفیت آماده می‌شه برای گفتمان‌سازی، برای مطالبه در سطح مشهد. کار در سطح استان. این‌قدر دانشگاه خودمون کارها را می‌تونه انجام بده. ۲۰ تا توییت بزنیم، راحت می‌تونیم امتیاز بگیرید.

در گوشی بگم: این مزار شهدا را به این رفقا می‌گفتم. گفتم شما یک برنامه پیاده‌روی. حالا چرا ما فقط پیاده‌روی اربعین و کربلاست؟ حضرت زهرا سلام‌الله علیها هر هفته برنامه پیاده‌روی داشتند، به کجا؟ شهدای احد، حمزه سیدالشهدا. صبح شنبه با یک تعدادی از خانم‌ها. حضرت زهرا که از منزل اگه بیرون می‌اومدن، با چه مثلاً سیما و هیبتی و این‌ها بوده؟ اهلی نبودن که بخوان در معرض خودشون را قرار بدن و تبرّج بکنن و این‌ها. تو این ماجرا یه جوری می‌اومدن راهپیمایی می‌کردن که همه مدینه باخبر می‌شد. امامان عملیات رسانه‌ای را انجام می‌دادند.

گفتم آقا، شما مثلاً همون شنبه یا هر روزی حالا یا صبح یا جمع بشید از جاهای مختلف دانشگاه، برنامه پیاده‌روی به سمت مزار شهدا. ۱۰۰ نفر، ۲۰۰ نفر بشین، یک شیر داغی بخورید، برید. بعداً، بعد ۶ ماه می‌فهمی که چه امتیازاتی می‌تونیم بگیریم با همون پیاده‌روی شهدا. خیلی وقت‌ها همین نمایش یک جمعیت انبوه بسه برای اینکه آدم بتونه حرفش را بزنه. هنریه که داره. طیف مقابل تعداد فالوور. یکی دعوت به مناظره می‌کنی، می‌گه تو فالوورات ان‌قدره، فالوورهای من ان‌قدره. اصلاً نه حرفی داره، نه استدلالی داره، نه قدرتی به او داده برای حرف زدن.

اینکه آقا میگن، میگن جمهوری اسلامی تعداد آرایی که بهش رأی میدن مهم رئیس‌جمهوری این تعداد رأی که میدن قدرت میده به هر کی رئیس‌جمهور شد بره حرف بزنه تو دنیا. نمایش انبوه. با نظامی دارم دیالوگ می‌کنم که ۴۰ میلیون قبولش دارن که بهش رأی دادن. فالوینگ درسته؟ فالوینگ اینستاگرام. البته فالوورز توییترش فرق می‌کنه. توییتر، تلگرام. پس این نمایش انبوه، لااقل تو فضای آقا دانشگاه، تو فضای دانشکده‌ای که نمی‌شه همچین کارایی کرد، یک مطالبه عمومیه. تعداد زیادی از آدم‌ها این سؤال براشون هست.

بعد این واهمه ایجاد می‌کنه. واهمه که ایجاد کرد، چی ایجاد می‌کنه؟ واکنش ایجاد می‌کنه. واکنش که ایجاد کرد، اولین دقت، اولین خاصیت واکنش چیه؟ برای موافقین و مخالفین یک پیام داره. مخالف می‌فهمه که این مسئله این‌قدر جدی شد که این وادار به واکنش شد. موافق هم می‌فهمه این‌قدر مطالبه کردن که نیاز به واکنش. «من تنها نیستم. این‌قدر گفتن که آقا مجبور شد جواب بده.» آدمای ساکت ۱۰۰ نفر حرف میزنن تو این رفت و برگشت‌ها. لذا هیچ وقت جناح مقابل نمی‌آد اگه یه نفری یه استدلال محکمی داره، نمی‌آد پاسخش را بده. چون می‌دونی که این پاسخ دادن به او باعث برجسته‌کردن، برجسته بکنم، معرفیش بکنم. واسه آدمی که استدلال محکم هم داره، سانسورش می‌کنم. اگه احساس کردم نمی‌شه سانسورش کرد، رصدش می‌کنم، ازش سوتی اگه سوتی نداشت، سوتی می‌سازم. سوتی داشت، بولد می‌کنم. من یک چهره دیگه ازش می‌سازم.

بازی‌هایی که تو رسانه انجام می‌شه، همه از همون جنس واکنش، واهمه به واکنش. البته واکنش‌ها متفاوت. یا می‌آم تو واکنش مستند، خط و نشان رهبر می‌سازم. می‌رم رهبر که سوتی نداره ولی خواهرزاده داره، با اون می‌تونم کار کنم. یک هم‌سلولی که داره. رهبر چقدر شماها پاک و خوبید! بی‌بی‌سی ساخت در مورد آقا. آره آره بله. پیدا می‌کنه. رهبری را نمی‌شه مدیریت و کنترل کرد. روال سانسور، ظرفیت‌ها ایجاد می‌شه برای یه سری حرفایی که تا حالا نگفتیم که بگیم. تازه برای ما خیلی خوبه. چپق رهبری. مثلاً می‌گه آقا این موزه پیپ داره. یک زمینه ایجاد شد. همون دوران باعث شد که یک عکسی از دمپایی آقا منتشر شد. جلسه خبرگان اومده با دمپایی پاره. یک زمینه ایجاد می‌شه برای طرح این حرفا. خوبه. بردش با ماست.

در صورت حالا اصل اهمیت ورود تو این فضا که روشنه. نکته اینه که نباید افراط کرد. نباید خلاصه این فرصت برامون یک جوری بشه که تلف نکنیم. واقعاً اتلاف وقت. خیلی وقت‌ها قدرت سلکت داشت تو این فضا که من بخونم چی را، چی را نخونم. دنبال چه حرفایی برم. چه کسایی را فقط پیگیری بکنم. بسه برای اینکه با کل اینا آشنا بشم. وحید آنلاین را که بخونی بسه. توی تلگرام. موج‌های توییتری امروز چی بود؟ وحید آنلاین را بخون. مزخرفی هم، آدم بی‌حیایی هم هست. ولی حالا این بالاخره خوبه. یک فضایی که بالاخره بعضی چیزا، موج امروز تو فضای توییتر چی بوده؟ کیو زدن؟ فرستادن هوا؟ کشتی کیو گرفتن؟

یک مرحله دیگه اینه که بتونیم زمین را کنترل بکنیم. عرض کردم، نمی‌خواد فعلاً تو سطح مدیریت جهانی نمی‌خواد بکنی. همین در حد دانشکده خودمون، در حد دانشگاه خودمون، چارت مطالبه را بتونیم مطرح بکنیم. موج ایجاد بکنی. بعضی موج‌ها را برگردونیم. ایجاد می‌کنه برای اینکه دوچرخه‌سواری مثلاً دخترا یا اتوبوس مختلط. اتوبوس خیلی خوب. اول اصل اتوبوس‌ها را نوسازی بکنیم. بعد می‌آم سراغ اینکه مختلط. برش گرد. می‌شه مدیریت کرد دیگه موج‌ها را. خیلی قشنگ می‌شه مدیریت کرد. هنر آمریکا اینه که موج را مدیریت می‌کنه. دیکتاتورستیزی. اصلاً کاری که بهار عربی کردن چی بود؟ بهار عربی. دست در رفت؟ دموکراسی حاکم؟ مبارک رفتش. از سی‌سی را گذاشت. یعنی ژنرال ارتش شد رئیس‌جمهور. محمد مرسی اینو آزادش کردم. محمد مرسی را حکم اعدام براش صادر کردن. فوق‌العاده آمریکایی‌ها کنترل.

من ترسیدم. نه، اصلاً نترسیدم. حرف منم همین باشه. پول‌شویی و اینا می‌کنن. همینه دیگه. شما فقط به من بگو که مثلاً این چرخش بانک فلان چیا بوده؟ با این بانک با اون بانک در ارتباطه. خب اون بانکم باید چرخش را در اختیار این بده که بفهمه. این تو این بحثام همینه. یعنی گاهی یک واژه وقتی می‌آد اضافه می‌شه، کل ساختار محتوای طرف از بین می‌ره. یک واژه حذف می‌شه، کل اون محتوا حذف می‌شه. امام اصرار داشتن که آقا نسبت به مجلس امام حسین، گریه اصله. یک طیفی داشتن کار رسانه‌ای می‌کردن که آقا ما مجلس گریه نمی‌کنیم. دعوت به گریه هم نمی‌کنه. گریه بنده، همین شور عاطفه هزینه نمی‌کنه. اصلاً مجلس نمی‌گیرن، دسته راه نمی‌افته. عاطفه پشت شکم اینا اتفاق می‌افته. امام حسین، جهاد، مبارزه.

یک واژه که حذف می‌شه، یک هندسه کلاً مضمحل می‌شه. یک واژه که اضافه می‌شه، یک هندسه کلاً مصادره می‌شه. اضافه می‌کنیم. یک موجود دولت اصلاحات ایجاد کرد. مردم‌سالاری، مردم‌سالاری، مردم‌سالاری. البته دینی. دل بسته بودیم. یا مثلاً آقای روحانی در مورد ۹ دی مثلاً یک موضوعی گرفت. گفت: «مردم احساس کردن به عقاید اون‌ها هجمه شده.» در می‌آد. گفته بود. خلاصه اینا می‌شه یک سری مباحث در رسانه. یک سری مباحث دیگه داریم در توییتر. یکی از نکات بسیار مهم ایجاز در مورد ایجاز و چند جلسه با هم. اسم جلسه «اصول ایجازنویسی» بود. فروش. حالا خودش روش‌هایی داره. ایجاز اصلاً یعنی چی؟ چه شکلی باید یک جمله را مجذوب کرد؟ همیشه موجزنویسی خوبه یا نه؟ گاهی موجز به اختصارنویسی، گاهی به حذف اضافه است. حتی روش‌هایی داره. چه جمله‌ای تو چه سیاقی، تو چه قالبی، چه محتوایی؟ اینا را ان‌شاءالله مفصل بحث بکنیم.

سؤالی، نکته‌ای، چیزی باشه، در خدمتیم. نقدی هم اگه دارید، باز در واقعیت. بله. مرحله اول صحبت کردن. مشکل اول بره تو فامیل یک موجی بندازه. منفعل شدم. تصویرش در گرفتن طلاق بیشتره. بله. تکوندن. آره آره. اینستاگرام توییتر. اون مطلب پخته می‌شه و باید یک جا عرضه بشه. درسته. مغازه‌دار چطور؟ توی جام اینستاگرام. اینستاگرام، اینستاگرام ماهیتش اینه که اون مغازه‌دار است. درسته. بله. خب بالاخره تولید اگه نباشه که مغازه‌دار هم چیزی نداریم. نه تولید مشکل داره. عرضه تولید ادبیاتمون ضعیفه. تولید ادبیاتمون ضعیفه. چالش هزینه دارد. سازش هم هزینه دارد. بعد تولید داره، هم مغازه‌دار هم توزیع داره. اینستاگرام ما نیستیم. گفتیم اینستاگرام. گفتیم و آماده است که چاپ بشه ان‌شاءالله کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای در مورد اینستاگرام. اونجا سازوکارش فرق می‌کنه. از جنس دیگری‌ست. اونجا تو فضای سبک زندگی باید حضور داشته باشیم. یعنی خودمون باید باشیم تو قالب، قالبی که با مردم ارتباط تصویری داشته باشیم. مردم با ما زندگی کنند. در قالب اینستاگرام. همون اتفاقی که با سلبریتی‌ها می‌افته. من با سلبریتی‌ها زندگی می‌کنم. مردم با سلبریتی‌ها شمال میرن. مردم سلبریتی سگ بازی می‌کنند. مردم سلبریتی‌ها تو آب میرن. تله‌کابین میرن. بعد یک مدت خودش هم عوض.

ولی تو توییتر این‌جوری نیست. دست سلبریتی‌ها یک سوادی می‌خواد. ندارن. اصطلاحاتی می‌خواد. ندارن. مگر همون فحش و فضیحت، تمسخر و این‌جور بازی‌هایی که بعضیاشون تو اون فضا هستند و می‌گیره. تو توییتر جذابیت‌های کنشی اینستاگرام را که اصلاً ندارن. توی توییتر شما باید همه اون زیبایی و طراوت. اونجا یک خانم خوشگلی از این زاویه بندازه. تمام. از اون زاویه. ولی اینجا اون کلمات، آرایه‌های ادبی، صناعات، محسنات لفظی، محسنات معنوی اینا لازم. یک سلسله بحث‌های ما داشتیم. علم بدیع. فکر کنم ۲۰ جلسه باشه. علم بدیع در بین علوم بلاغت. سه تا علم داریم: علم معانی، علم بیان، علم علم بدیع. علم اون آرایه‌های ادبی، علمیه. اون معانی بیان، علمی بخش‌های تخصصی اسناد و مسند و مسندالیه، قصر و نمی‌دونم اتماب و اینا را داره. اینا سوسول بازیه. اول علم بدیع را برای کسی که می‌خواد رسانه‌ای باشه. مهم‌ترین بخش علم براعت همین کلاً هست. علم بدیع را کامل گفتیم. دوستان خواستند یا فایل صوتیش را بدیم پخش بشه یا تو کانال بگذاریم. از تو کانال بردارم. آره، همیشه تو کانال گذاشته. فایل‌ها را از اونجا دوستان استفاده بکنن. رسانه‌ای بوده تو اون فضا. خیلی هم تکیه نهج‌البلاغه داشتیم. اینا باعث می‌شه که تولید ما تولید متفاوتی بشه.

یک بحث مربوط به مخاطب داریم. اینا را حالا بعداً باید بحث بکنیم که حالا ما جامعه مخاطبمون را می‌خواهیم کی قرار بدیم؟ یکی از معضلات جدی. می‌نویسیم، یک آدم مشخصی هدف ما نیست. یک وقتی مخاطب حسن روحانیه. یک وقت مخاطب آمریکا. یک وقت بچه‌محلمونه. مخاطب شما باید یک آدم باشه که همه شئون را داره. با خود آقای روحانی ما کار نداریم. بعضی از عزیزانی که الان توییت می‌کنن، من دیدم هر چی می‌خوان بگی، یک آقای روحانی اولش. بعد تو یکی از معضلات جدی ما توی کشف مخاطبمونه. خیلی وقت‌ها حرفمون نمی‌گیره، به خاطر اینکه مخاطبمون را نمی‌شناسیم. یکی از بزرگترین هدف‌گذاری‌ها، هدف‌گذاری رو خاکستریاست. از اول می‌خواهیم بریم خاکستری را جذب بکنیم. خیلی غلط. هر متنی مخاطبش یک نفره. برای صد هزار نفر ننویسیم. برای ۵۰۰۰ نفر ننویسیم. مخاطب یک آدم فرضی که این آدم اولاً باهوشه، مونگل نیست. مدرسه استثنایی مثلاً رفتن. کنفوشیا اونجا مثلاً دارن صحبت می‌کنن. بابا، این مخاطب می‌فهمه. ان‌شاءالله می‌فهمه. ولی مرید تو نیست. مخاطب یک نفر فرضیه که باهوشه ولی مرید تو نیست و با استدلال تو قانع می‌شه. نه خودت را بالاتر از استدلال بدون، پایین‌تر از استدلال بدون. روشنه. نیاز ندارم استدلال بیارم. «شعورش بکشه من چقدر خوب.» یا از قرآن یا روایت. هرچی بگم شما خودت باید بفهمی که من یک استدلال استدلالی دارم. سر خلبانه. برگرد هواپیما را برگرد. کشش نداره. یک استدلال باید داشته باشه. طرف را هم کمتر از استدلال ندون. نگو من استدلال حالیش نمی‌شه.

اون مخاطب از چه جنسیه؟ از چه طیفیه؟ الان من چند تا روحانی برای شما اسم می‌آرم. شما به من بگید که درصد تأثیرگذاری این‌ها در ایجاد موج در جامعه را به من بگید. حجت‌الاسلام‌والمسلمین عالی، حجت‌الاسلام‌والمسلمین رفیعی، حجت‌الاسلام سیدحسن آقامیری، حجت‌الاسلام‌والمسلمین پناهیان، حجت‌الاسلام‌والمسلمین دانشمند، حجت‌الاسلام‌والمسلمین شهاب مرادی. نفر دوم درگیر شدید بین آقای آقامیری و آقای پناهیان. چرا حاج عالی را نمی‌گید؟ عالی که امسال دهه اول محرم دو شب بیت منبر رفت. منبر مخاطب خاصه. با مخاطب عام عام به معنای خاکستری مطلق مستقیم با اون‌ها خودشون طرف نمی‌دَن. مخاطب خاص وقتی شیرفهم کرد، مخاطب خاص میره مخاطب می‌آره. خامه. با اون جنس خامه، اون جنس خامه خاکستری محضه. هم پناهیان گوش میده، هم آقامیری. خیالتون راحت. شما بین عموم مردم زیاد دیدید که هم پناهیان گوش داده هم آقامیری. درسته. پناهیان، این فوتوتکس‌های پناهیان. اونم کلیپ آقامیری. آدمای تأثیرگذاری. دیدم تو دانشگاه خیلیا حرفش را گوش می‌دادن. طیف که گوش میدن، اونا کی؟ یک طیف اون واسطه است دیگه. گرفتی چی شد؟ یک طیف واسطه‌ای که اینا چون دنبال پناهیانن، اینا چون دنبال آقامیری‌ان، اون وسطی هم نگاه می‌کنه. می‌بینه اون شلوغ شده. اون طیف‌ها کیان؟ یا سفیدن یا سیاه. خاکستری نیست. یا سفید محضه یا سیاه محضه. اونا اتفاقاً بولد می‌کنن این آدم را. ضریب میدن به کلام او. وقتی ضریب پیدا کرد، حالا مخاطب وسط هم جدی بگیره. اینجا مزیت نسبی شما نسبت به بقیه چیه؟ یزیدی اون وسطا یک جورایی میره. آخر نمی‌فهمه.

یک بابایی رفته بود عقیدتی سیاسی روضه بخونه. خیلی شوخ بود. جوک بود. یک بابایی اومد روضه بخونه که مثلاً تست مداحی بگیرن. اگه مداحیش خوب بود، سیاسی مسئول عقیدتی که خیلی شوخ بود، بهم گفتش که: «خب، بخون ببینم پسر.» یکم روضه خوند و اینا. رو سرش را انداخت پایین. روضه‌اش تموم شد. گفت: «پاشو برو. پاشو از همون در برو بیرون. این‌جوری که تو روضه خوندی، من آخر به این نتیجه رسیدم امام حسین مقصر بوده.» خیلی وقت‌ها مطالب ما اون وسطا که میریم. کروبی بود، طرف خامنه‌ای بود، رفسنجانیه با احمدی‌نژاد. با هیشکی نیست. بالاخره بده. اونی که یونیکه تو بعضی خونه‌ها هست که چون برای یک عده به خصوص بده، برای یک عده به خصوص خوبه، مشتری زیاد پیدا می‌کنه. ما یک وقتی خودمونو بولد می‌کنیم تو یک نقطه‌ای. این دیگه هیچ انعطافی تو نقطه نداره. الان س* حزب‌اللهی‌تر از آقا تو این مملکت کیو داریم؟ آقا فرمود: «تندروترین آدم توی ایران علی خامنه‌ای.» خودش فرمود. خب چرا آقا با اینکه در عین حال که ان‌قدر شاخص در تندروی ولی جذابه؟ آدم ذوابعادیه. جلوه‌های هنری، جلوه‌های علمیش، فلسفی، ایدئولوژیک، آشنایی با تاریخ، آشنایی اون جنبه‌های دیپلماتیک. «من فقط یک بسیجی هستم ولا غیر.» عزیزم چه آپشن‌هایی داری؟ یک باتوم دارم، می‌تونم بکوبم تو سرت. آنچه استاد ازل گفت، بگو می‌گویم. در حالی که اونی که هنرمنده، خودش را تو قالب شعر نشون میده.

طیف مقابل این شکلیه. می‌گه من یک شاعرم. گاهی هم یک موضع سیاسی. این بابا اینا اصلاً علمش، یعنی اصلاً شعر هم بلد. شاعر فضای منعطفیه دیگه. پس نمی‌زنه. مخاطب سیاسی بگیری، شماره شاعر میگه از این موضوعات خوشم نیومد ولی شعرات، عاشق شعراتم. ولت کنم من شاعرم هستم ولی بگویم. باتوم دارما. با شعرم می‌کوبم تو سرت. تعریف می‌کنیم. سؤالی، چیزی، در خدمت. یعنی واقعاً هیچ سؤالی براتون پیش نیومده تو این چند دقیقه؟ یعنی چقدر بی‌خاصیت بوده؟ یعنی خیلی توضیحات مفصل توی کتاب «پیامبر مجازی». این را مخاطب بحث کردیم. هدف‌گذاری در مخاطب و کی. یکی از اشکالات اصلی ما اینه که یکی از اساتید دانشگاه دانشکده مهندسی اومده به من گفتش که آقا، حزب‌اللهی خاکستریا سمت اون‌ها جذب کن. اون‌ها را. این‌ها که جذب خودشون نمی‌فهمه بنده خدا. با کی با یک دستی باید کار بکنم. امیرالمؤمنین جذاب. من با دسته بریده که نمی‌تونم کار بکنم. اون دستی که ابزار برای کار کردن روی عموم، اون دست کیه؟ همون قشر خاص، همون طیف نخبه. محصن. معمولاً روحانیونی که شیفت کردن به سمت اون خاکستری مطلق با اینکه آدم‌های فوق‌العاده باسوادین، جریان‌سازی کاملاً بی‌خاصیت. اون بی‌خاصیتام موقعی که قرار باشه آخر یک موضع بگیرم، باز دنبال تو نمی‌افتن. یعنی حزب بادن. اونام دیگه آخر یا باید با جمهوری اسلامی باشه یا علیه جمهوری اسلامی. اینا میشن جذاب. این روحانیون، روحانیون جذاب. ما باید ادبیات مردم را بلد باشیم. اگه ادبیات را بلد بودیم، س* حزب‌اللهی‌ترین حرف‌ها را با ادبیات کاملاً به‌روز و شفاف. حالا تو فضای دانشگاه و ادبیات آکادمی. تو فضای عرف با ادبیات عرفی. قشنگ‌ترین حرف‌ها را می‌شه، تندترین حرف‌ها را می‌شه به مردم تحویل داد. فیلم بیگانه در میان ما. همون صحنه‌ای که اینا سوار اتوبوس میشن. پرده کشیده. صهیونیست‌ها تو اتوبوس‌هاشون پرده. چقدر می‌شه با این حرف زد. منتشر کردم تو تلگرام. تل‌آویو، خاخام یهودی اومده داره. این‌جوری که یادمه، یک عکس تبلیغات صابون. یک زن مثلاً سر لختی. این داره عکسش را روش فکر کنم یک چیزی می‌چسبونه. داره می‌کنه. من این فیلم منتشر کردم با این متن که این‌ها چون می‌خوان دنیا را اداره بکنن، نمی‌ذارن جوونشون به فحشا کشیده بشه. خیلی جذابه دیگه. جذاب نیست؟ جوانی که دنبال هرزگی افتاده. بهش بگو آقا، تو اینا را که می‌بینی نمی‌تونی دنیا را اداره بکنی. پورن ببین. این چون نمی‌ذاره او ببینه. همین ادبیات اگه ما داشته باشیم، چقدر فضا عوض می‌شه.

تجربه نشان داده است که اگر تجربه میگیم که وقتی اختلاط‌ها شکل می‌گیرد، نطفه‌های نامشروع فلان می‌شود. یک آقایی دیدم گفته بود که دختران خیابان انقلاب چی می‌شه. یکی بدتر از این گفته بود. گفته بود: «بچه‌های بی‌بابا زیاد میشن.» با دختران خیابان انقلاب مفهوم نیست برای مخاطب. بازیکنان بلژیک و فرانسه و اینا اکثراً مال تابعیت آفریقایی و اینا بودن. رشد جمعیتشون منفی شده دیگه. می‌آرن. ندارن از این. باز می‌شه باش، دیالوگی کرد. توی فرانسه یک همچین حرکتی. دیگه چیزی که مهمه اینه که ما در عین حالی که تو هدف‌گذاری برای مخاطبمون اون طیف نوک هرم را اول می‌خواهیم باهاش تعامل داشته باشیم، ولی انعطاف یک جوریه و حرف و استدلالم یک جوریه که این حرف سرریز می‌کنه به بدنه جامعه. همه را می‌تونه قانع بکنه. ولی من تو نقطه اول نمی‌خوام برم اون کف خیابانی را که هر طرفی حرف شنید. یک مدت الان پیاده‌روی اربعینه. بعد برگرده میره آنتالیا. من می‌خوام برم اون آدم حزب‌اللهی که من بگم و نگم میره اربعین، او را بگیرم. همچین بسازم ارتباط بگیره. این نظام هرمی را ما نداریم. می‌سوزه. فوق‌العاده آدمای باسوادیم. اون وسط دارن می‌... تفسیر داره. فلان آقا می‌گه پرت. ببخشید اذیتتون کردیم. خسته‌تون کردیم. جانم؟

ایجاز مقاله را بخونم؟ امروز در مورد توییت‌نویسی بنده یک مقاله دارم. توی کانال تلگرام هست. «چرا توییت‌نویسی خوب است؟» یک همچین... بعد من روایاتش را آوردم از پیغمبر و امیرالمؤمنین. خطبه‌های نماز جمعه را تک گزاره‌ای بکنید. نماز جمعه یعنی قطعاً اگر امیرالمؤمنین بود، به نظر من حالا نه اینکه تو توییتر فعالیت بکنه، با همین ادبیات توییتری حرف می‌زنه. اصلاً ادبیات خطبه نهج‌البلاغه همین شکلیه. یعنی هر پاراگرافش یک پاراگراف مجزاییه که توش هی کلمه کلمه جمله. خطبه طولانی. آخر با این تموم می‌شه. این خودش یک سازش. این ادبیات نخبگانی را تو امیرالمؤمنین آدم می‌بینه و این مدل توییت‌نویسی در اهل بیت بوده. توییتی حرف می‌زنه. و صلی‌الله علی.

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.