
جلسه شصتم : ادب نفس؛ شرط نجات انسان
معرفی
مذمت کردن نفس
لزوم کوتاه کردن امیال
بیزاری از خود
لزوم کوتاه کردن امیال
بیزاری از خود
متن کامل
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. «واو استحباب ذم نفس و تعدیبها و مقطع باب جدید باب استحباب مذمت خود.» من که آدم نفسش را ادب بکند و نسبت به او ـ نه خوش باشد ـ دشمن باشد.
حسن بن جهل میگوید: «سمعتُ اباالحسن علیه السلام یقول ان رجلاً فی بنی اسرائیل، الله اربعین سنه ثم غرب قربان.» یکی از بنیاسرائیل چهل سال عبادت کرد یا قربانی که از او قبول نشد. انبیای گذشته خیلی آثار عملشان سر به سر بود. امت پیامبر اعظم مثلاً قربانی را همانجا متوجه میشدند که قبول شده یا نشده. حالا به نحو آتش گرفتنی بوده، چه. «فقال لنفسه ما اوتیت الا منک.» به نفسش برگشت گفت: «من هر چه میکشم از تو، الا لک. گناهم فقط گردن توئه.» «قال فاُح الله عزوجل علیه ذم کل نفسک افضل من عبادتک اربعین.» همین که خودت را مذمت کردی، از آن چهل سال عبادت بالاتر. همین یه دانهای که برگشتی گفتی: «هر چه میکشم از توئه.» چربه به آن چهل سال.
«عن امیرالمؤمنین علیه السلام انه قال: یا عصر رغبه! آی اسرای رغبت! امیرالمؤمنین: اقصروا، فان المعرّج علی الدنیا ما لا منها الا صریف انیاب الحدفان.» ای مردم، امیال را کوتاه کنید؛ چون کسی که به دنیا دلبسته معرّج بر دنیاست. با عین ظریف انیاب حدثان خیلی تعابیر دیگر. امیرالمؤمنین: این حادثهها نوک دندانش که ظاهر بشود اینو میترسونه، وحشتزده میکند. «ایها الناس، تولد من انفسکم تعدیبها.» متولی تأدیب نفستان بشوید. «و عدلوا بها عن ذراوت عاداتها.» از این درندهخویی عادتتان دست بردارید و معتدلش بکنید.
و حدیث آخر این باب: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: مَن سَهیَ دونَ ناس.» کسی نسبت به خودش عصبانی باشد، از خودش بیزار باشد، با خودش مشکل داشته باشد، نه مردم. «آمنهُ الله من فزع یوم القیامه.» از آن ترس و وحشت و...
بسم الله الرحمن الرحیم. «واو استحباب ذم نفس و تعدیبها و مقطع باب جدید باب استحباب مذمت خود.» من که آدم نفسش را ادب بکند و نسبت به او ـ نه خوش باشد ـ دشمن باشد.
حسن بن جهل میگوید: «سمعتُ اباالحسن علیه السلام یقول ان رجلاً فی بنی اسرائیل، الله اربعین سنه ثم غرب قربان.» یکی از بنیاسرائیل چهل سال عبادت کرد یا قربانی که از او قبول نشد. انبیای گذشته خیلی آثار عملشان سر به سر بود. امت پیامبر اعظم مثلاً قربانی را همانجا متوجه میشدند که قبول شده یا نشده. حالا به نحو آتش گرفتنی بوده، چه. «فقال لنفسه ما اوتیت الا منک.» به نفسش برگشت گفت: «من هر چه میکشم از تو، الا لک. گناهم فقط گردن توئه.» «قال فاُح الله عزوجل علیه ذم کل نفسک افضل من عبادتک اربعین.» همین که خودت را مذمت کردی، از آن چهل سال عبادت بالاتر. همین یه دانهای که برگشتی گفتی: «هر چه میکشم از توئه.» چربه به آن چهل سال.
«عن امیرالمؤمنین علیه السلام انه قال: یا عصر رغبه! آی اسرای رغبت! امیرالمؤمنین: اقصروا، فان المعرّج علی الدنیا ما لا منها الا صریف انیاب الحدفان.» ای مردم، امیال را کوتاه کنید؛ چون کسی که به دنیا دلبسته معرّج بر دنیاست. با عین ظریف انیاب حدثان خیلی تعابیر دیگر. امیرالمؤمنین: این حادثهها نوک دندانش که ظاهر بشود اینو میترسونه، وحشتزده میکند. «ایها الناس، تولد من انفسکم تعدیبها.» متولی تأدیب نفستان بشوید. «و عدلوا بها عن ذراوت عاداتها.» از این درندهخویی عادتتان دست بردارید و معتدلش بکنید.
و حدیث آخر این باب: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: مَن سَهیَ دونَ ناس.» کسی نسبت به خودش عصبانی باشد، از خودش بیزار باشد، با خودش مشکل داشته باشد، نه مردم. «آمنهُ الله من فزع یوم القیامه.» از آن ترس و وحشت و...
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.