جلسه هشتاد و دوم : انصاف و مواسات؛ آزمون نفس

جلسه هشتاد و دوم : انصاف و مواسات؛ آزمون نفس

شرح حدیث
جهاد با نفس

معرفی

شدیدترین اعمال
اثر و نشانه لا اله الا الله خالصانه
انتخاب کردن ورودی بهشت با خودمان
مراقب سیلی ناگهانی خدا باشیم

متن کامل

‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «اشد الاعمال ثلاث: انصاف الناس من نفسک حتی لا ترضی لها منهم بشيء الا رضيت لهم منها بمثله و مواصاتک الاخ المال و ذکر الله علی کل حال، لیس سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله الله اکبر فقط ولاکن اذا ورد علیک شیء امرالله به اخوست علیک شیء نها ان ترکته.»
شدیدترین اعمال سه تاست: یکی انصاف مردم از نفس خودت. همان جایگاهی که برای خودت قائلی، برای مردم قائل بشوی. حضرت خیلی توضیح خوبی می‌دهند در این روایت، تا آن‌جایی که راضی نشوی برای نفس خودت از آن‌ها به چیزی، در توقعی که داری از دیگران برای خودت، که حالا ما این را همان تعبیر به "حق" کردیم. حقی که برای خودت قائلی نسبت به دیگران، و دیگران باید آن را ادا بکنند برای شما، «الا رویت لهم منها بمثله»؛ برای آن‌ها هم همین حق را قائل باش. اگر شما این حق را قائلی که این‌جا کوچه است، هرکس خواست می‌تواند در کوچه پارک کند. دیگر جلو درِ خانه‌ی دیگران فقط نباشد، در کوچه باشد، جلو دیوار مردم باشد، در کوچه است. وقتی من ماشینی نداشته باشم، این‌جا در کوچه همه می‌توانند پارک کنند. ماشینی هم که داشته باشم، در کوچه همه می‌توانند پارک کنند. ولی وقتی من ماشین داشتم، کسی حق ندارد این‌جا پارک کند. ماشین نداشتم هرکس خواست... نمی‌شود، بی‌انصافی است.
«اشد اعمال» خوب دومی‌اش مواسات تو برادرت را در مال. این حدیث مقیدِ (او مطلقات قبلی است) احادیث قبل مطلق بود، این‌جا مقید است، از این ارزشش بیشتر. برادر در مال مواسات داشته باشد. و سومی ذکر خدا در هر حال. سبحان الله، الحمدلله، لا اله الا الله، الله اکبر، فقط نیست. این‌ها ذکر خدا نیست. وقتی که بر شما چیزی وارد شد که خدا امر کرده او را بگیری، خیلی لسانش، لسان تأکید و امر به اخذ چیزی شده. این دیگر حتی ظریف‌تر از "واجب" آدم هست. خدا گفت: "چیزی را بگیر"، ولو واجب هم نیست. یعنی در محدوده تکالیف نیست، توجه حالت توجه، یا حالا از این سن... خلاصه این‌که شما مأمور به اخذش هستی. از دست ندهی این فرصت را، این امکان را، این موقعیت را، این رو شما بگیری، این می‌شود ذکر. و اگر چیزی را باید رها کنی، چیزی که نهی کرده از او، ولش کنیم، این می‌شود ذکر عملی.
حدیث دوم از امام صادق علیه السلام. حالا این چندتا حدیث را من سریع بخوانم تا این باب تمام بشود. خیلی حدیث، حدیث زیباست و فوق‌العاده است: «من قال لا اله الا الله مخلصاً» هرکس لا اله الا الله مخلصانه بگوید، وارد بهشت می‌شود. تا این‌جا شما خیلی شنیدید. بقیه‌ی حدیث که حضرت تفسیر می‌کنند، خیلی مهم است. مثل آن حدیث «النظافة من الایمان» تا این‌جایش را همه بلدیم، با این‌که بقیه‌ی حدیث خیلی مهم است. حضرت فرمودند که «والایمان و صاحببه فی الجنه.» خیلی ادامه‌ی حدیث مهم است. فرمودند نظافت از ایمان، ایمان و صاحبش هم تو بهشت‌ن. خود ایمان تجسم دارد. «من الایمان» یعنی این یک شعبه‌ای است که متصل می‌کند. حالا این‌جا حدیث می‌فرمایند که مخلصانه بگو. حالا مخلصانه لا اله الا الله گفتن یعنی چه؟ حضرت فرمودند: «و اخلاصه ان یحجزه لا اله الا الله اما حرم الله.» اخلاص در لا اله الا الله این است که لا اله الا الله او را از محرمات نگه دارد. یک لا اله الا الله مخلصانه بگوید، وارد بهشت می‌شود. معلومه که این یک لا اله الا اللهِ حرفه. حالا تو «عمل» همین یک حرف نگهش دارد دیگر از گناه. اخلاص در این کلام همین است که همین یک دانه لا اله الا الله که گفت، دیگر برو از گناه نگه دارد. این الان احادیث «باب وجوب اجتناب المحارم» آره، خیلی خوبه. بله. حالا جالبش این است که ایشان اولین باب را می‌آورد، باب بعدی وجوب فرایض. اول ترک محرمات را می‌آورد بعد انجام واجبات را. این خیلی مهم بود. یک دانه لا اله الا الله مخلصانه یعنی همان اخلاصش به چیست؟ یک دانه لا اله الا الله گفت دیگر تا آخر عمر گناه... خیلی عجیب است. این‌که ما تو قبرستان همش اهل لا اله الا الله، این‌ها را می‌گوییم، «هذا اهل لا اله الا الله کیف وجدتم قول لا اله الا الله» این تعابیر و این شکلی خیلی خوب است.
حدیث از امام صادق از آباء پیغمبر اکرم فرمودند: «من عطا الله فقط ذکر الله.» هرکس اطاعت خدا کند، ذکر خدا را به ذکر عملی. «و ان قلت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن.» حتی اگر نماز و روزه و تلاوت قرآن حرف گوش‌کنِ خدا باشد. «و من اس الله فقط نسی الله.» کسی معصیت خدا کند، خدا را فراموش کرده. «و ان کثرت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن.» نابیه (نابه) خیلی کمتر شنیده شده. این‌ها معصیت نسیان، ولو کثرت در صلات و صیام و تلاوت قرآن باشد. خیلی عجیب است. قرآن می‌خواند، «و ان کثرت صلاته» از اول «من عطا الله فقط ذکر الله و ان ق و من اس الله فقط نسی الله و ان کثرت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن.» گاهی آدم روزه است، خود این روزه عصبانیش کرده. عصبانی شده و پرخاش دارد و به دیگران می‌پرد و خوشحالم هست که ما امروز را به ذکر الهی گذراندیم، در حالی که امروز به نسیان الهی گذشت در قالب صیام. خیلی خیلی عجیب است ها! خیلی عجیب است. حدیث آدم دارد قرآن می‌خواند، زیاد هم قرآن می‌خواند، جوابش را می‌دهد، تمام این قرآن‌ها در حال نسیان خوانده می‌شده. ذِکر.
حدیث بعد: «من قال لا اله الا الله» این همان دوباره هرکی لا اله الا الله مخلصاً بگوید، «دخل الجن» از پیغمبر، او قبلی از امام صادق بود، این از پیغمبر. اخلاصش هم به این است که «حجز» داشته باشد او را، باز بدارد لا اله الا الله از آن‌چه که حرام الهی است. حدیث این‌ها دیگر چون خوانده شده، شبیه به قبلیاست. لا به لاش یک نکات ریزی که من تکرار می‌کنم.
«من اشد ما عمل العباد» از شدیدترین آن چیزی که عباد عمل می‌کنند «انصاف المرع من نفسه» انصافش است و «مواسات المرع اخاه» انسان با برادر مواسات داشته باشد. «به ذکر الله علی کل» و ذکر خدا در هر حال. عرض کردم: «اصلحک الله» خدا شما را صالح کند. «و ما وجه ذکر الله علی کل» این ذکر خدا در هر حال یعنی چی؟ حضرت فرمودند: «عجیبم هست» که معلوم می‌شود به مخاطب‌های مختلف، حضرت به انواع به مخاطب‌های مختلف، حضرت حضرات نحوه‌ی جواب دادنشون فرق می‌کند. آن‌جا ذکر خدا را به این عهد گفتند: «اخذ آن‌چه که امر شده.» باز روایت قبلی که می‌خوانیم فرق می‌کرد. این‌جا حضرت می‌فرماید: «ذکر الله عند المعصیه.» فقط موقع گناه یاد خدا باشد. دیگر طاعت را اسم نمی‌برد. همین که گناه می‌خواهد بکند، یاد خدا بیفتد، «یهم بها» وقتی همت به گناه می‌کند، «فیهوول ذکر الله بینه و بین» ذکر خدا بیاید بین او و آن گناه حائل بشود.
«و هو قول الله» این خیلی جالب است. این استشهاد حضرت. استشهادات حضرات معصومین که حالا این‌ها را کمتر تو ابواب تفسیری استفاده کردند. این استشهادات، تأییدات، اشراب‌هایی که گاهی می‌شود از یک روایت از یک مطلب به یک آیه‌ی قرآن خیلی مهم است. ببین این‌جا حضرت از کجا به کجا... این منظور همان آیه‌ی قرآن که فرمود: «ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من شیطان توکرو فاذام مبصرون.» این ذکر علی کلِ حال انسان را از دست شیطان نجات می‌دهد، طبق این آیه که وقتی شیاطین طائفه‌ای می‌آیند. طایفه به آن جمعیتی می‌گویند که دور تا دور را می‌گیرد. یک عده این را غلط ترجمه می‌کنند، می‌گویند طایفه جمعیتی که طواف می‌کند، نخیر. طائف جمعیتی که دور تا دور را می‌گیرد. یک هم‌چین جمعی که احاطه کرده قلب را، انسان را جمعی از شیطان احاطه کرده. هیچ منفذی نیست، مَفری (مفرّی) نیست، مَعبری (مَعبر) نیست. این‌جا چیست که انسان را نجات می‌دهد؟ ذکر. انسان تا حس می‌کند احاطه شده، یک حالی در او ایجاد می‌شود: «فاذام مبصرون.» یک لحظه بصیرت ایجاد می‌شود و یک لحظه تذکر ایجاد می‌شود. حضرت فرمود: «همان ذکر الله علی کل حال.» و این همان «اشد اعمال» این‌جا خودشو نشان می‌دهد. تو این موقعیت خودش، همه وجود شده اشتیاق به سمت یک گناه، یه دفعه یه چیزی نگه می‌... بله.
ادامه روایت را سریع بخوانم که فرمودند که امام صادق علیه السلام: «من اقامه فرایض الله» خیلی خیلی حدیث، حدیثِ قیمتی است. این‌ها همش قیمتی است. هرکی فرایض الهی را اقامه کند، «وجتنب محارم الله» از محارم الهی اجتناب کند، «و احسن الولایه اهل بیت نبی الله» محرمات و واجبات، بعدش این هم هست: احسان در ولایت، خوب حق ولایت اهل بیت را ادا بکند، «و تبرئه من اعداء الله» از اعداء الهی هم تبری داشته باشد، «فلیتخل من ای ابواب الجنة الثمانیه شاه» از هرکدام از این هشت تا درِ بهشت که می‌خواهد برود تو. خیلی حرف است! مقام صابرین، مقام شهدا، مقام صالحین، مقام چی، مقام چی؟ کأنه همه آن خمیرمایه‌ی همه این مقامات و این درهای مختلفی که هرکدام یک جمعی است، خمیرمایه‌ی همش همین چهار تاست: فرایض، اقامه‌ی فرایض، اجتناب معاص، احسان در ولایت، تبری از اعداء الله. این چهار تا به همه مقامات می‌رساند.
حدیث امام سجاد: «من عمل به مفتر الله علیه» هرکی عمل کند به آن‌چه خدا بر او واجب کرده، «فهو من خیر الناس» و بهترین مردمان. «و من اجتنب ما حرم الله علیه» خیلی جالب است، «فهو من اعبد الناس.» هرکی واجبات را انجام بدهد، از خیر الناس است. هرکه از معاصی کناره‌گیری کند، از اعبد الناس است. حالا این وجه شیعه، او را به خیر می‌فهمند، این را به عبادت. «و من غنع بما قسم الله له فهو من اقن ال» هرکی به آنی که خدا برایش تقسیم کرده قانع باشد، از غنی‌ترین مردم است.
و حدیث آخر از امام صادق علیه السلام: «اهورا ستوات الله» از آن سطوحات الهی، سیلی‌های ناگهانی خدا. یه دفعه خدا می‌زند، یه دفعه آوار می‌کند سر آدم. در شب و روز از این‌ها بپرهیزید، مراقبش باشید. گفتم که زید شهام می‌گوید: گفتم: «ستوات الهی چیست؟» حضرت فرمودند: «اخذه علی المعاصی.» خدا بابت یک معصیتی مؤاخذه کند. یه وقت یه جایی می‌زند آدم را. یه پناه خوب... انشالله عاقبت ما را به خیر کند و ما را اهل عمل به این روایات کند. الحمد.

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.