
جلسه صد و دوم : تواضع؛ آینه اخلاق اجتماعی
معرفی
تعریفى مهم و متفاوت از تواضع
متن کامل
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم
«عن ابوالحسن علیهالسلام قال التواضع ان تئتی الناس ماتحب»
روایت از امام رضا علیهالسلام، تعریف متفاوتی است از تواضع که خیلی تعریف دقیق و مهمی است. میفرماید: «تواضع این است که به مردم چیزی را عطا کنی که دوست داری به تو عطا بشود».
تو همینقدر که خودت را در حق و حقوق ویژه نبینی، یک چیزی را برای خودت ویژه حساب نکنی، موقعیت ویژه، حساب ویژه... خودت را در سطح بقیه ببینی. هر حقی که بقیه دارند تو هم داری؛ هر حقی که تو داری بقیه هم دارند. این میشود تواضع. اصل تواضع این است.
اینکه حالا در ظاهر، عدهای فکر میکنند که تواضع به گردن کج کردن و کمر خم کردن و اینهاست، نیست. حضرت امام در «چهل حدیث» میفرمایند که این خیلی وقتها خود اینها تکبر است. آدم میداند که از این راه میتواند مردم را جلب و جذب کند؛ یک فیگوری است دیگر برای آدم. یا مثلاً، مجلس میآید همیشه پایین مینشیند. خود همین تکبر است که میخواهد بگوید من کسیام که همیشه پایین مجلس مینشینم. اینها لزوماً تواضع نیست.
تواضع را وقتی میشود فهمید؛ ممکن است که اینها حکایت از تواضع داشته باشد ولی اصل تواضع این است که انسان واقعاً برای خودش حق ویژهای قائل نباشد. خورشید تافته جدا بافتهای حس نکند که کس ویژهای یا انسان خارقالعادهای است، قدرش را نمیدانند. این در هزاره سوم معجزه هزاره بوده و از این ماجراها. کمکم میکشد به جاهای دیگر مصیبتها. اصل ماجرا همین است که انسان ببیند چقدر خودش را با بقیه یکی میداند.
یک کسی را بابت کاری ملامت میکنیم، بعد میبینیم خودمان هم مبتلا به همان هستیم. نقد مان میکنند، ما توجیه میآوریم. خب همین توجیه را برای بقیه هم بیاور. «شرایط ما فرق میکند، موقعیت سن و سالمان فرق میکند». به هر حال اینها حکایت از...
بسم الله الرحمن الرحیم
«عن ابوالحسن علیهالسلام قال التواضع ان تئتی الناس ماتحب»
روایت از امام رضا علیهالسلام، تعریف متفاوتی است از تواضع که خیلی تعریف دقیق و مهمی است. میفرماید: «تواضع این است که به مردم چیزی را عطا کنی که دوست داری به تو عطا بشود».
تو همینقدر که خودت را در حق و حقوق ویژه نبینی، یک چیزی را برای خودت ویژه حساب نکنی، موقعیت ویژه، حساب ویژه... خودت را در سطح بقیه ببینی. هر حقی که بقیه دارند تو هم داری؛ هر حقی که تو داری بقیه هم دارند. این میشود تواضع. اصل تواضع این است.
اینکه حالا در ظاهر، عدهای فکر میکنند که تواضع به گردن کج کردن و کمر خم کردن و اینهاست، نیست. حضرت امام در «چهل حدیث» میفرمایند که این خیلی وقتها خود اینها تکبر است. آدم میداند که از این راه میتواند مردم را جلب و جذب کند؛ یک فیگوری است دیگر برای آدم. یا مثلاً، مجلس میآید همیشه پایین مینشیند. خود همین تکبر است که میخواهد بگوید من کسیام که همیشه پایین مجلس مینشینم. اینها لزوماً تواضع نیست.
تواضع را وقتی میشود فهمید؛ ممکن است که اینها حکایت از تواضع داشته باشد ولی اصل تواضع این است که انسان واقعاً برای خودش حق ویژهای قائل نباشد. خورشید تافته جدا بافتهای حس نکند که کس ویژهای یا انسان خارقالعادهای است، قدرش را نمیدانند. این در هزاره سوم معجزه هزاره بوده و از این ماجراها. کمکم میکشد به جاهای دیگر مصیبتها. اصل ماجرا همین است که انسان ببیند چقدر خودش را با بقیه یکی میداند.
یک کسی را بابت کاری ملامت میکنیم، بعد میبینیم خودمان هم مبتلا به همان هستیم. نقد مان میکنند، ما توجیه میآوریم. خب همین توجیه را برای بقیه هم بیاور. «شرایط ما فرق میکند، موقعیت سن و سالمان فرق میکند». به هر حال اینها حکایت از...
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.