
جلسه صد و نهم : سادهزیستی؛ مرز بندگی و اشرافیت
معرفی
استحباب تواضع در خوردن و نوشیدن
ماجرای جالب از افطار پیامبر (ص) در مسجد قبا
ماجرای جالب از افطار پیامبر (ص) در مسجد قبا
متن کامل
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم.
استحباب تواضع در خوردن و نوشیدن و مانند اینها، در اینها تواضع است.
و عن ابیعبدالله علیه السلام قال: «افطر رسول الله صلی الله علیه و آله عشیّه خمیس فی مسجد قبا.» پیغمبر اکرم، امام صادق فرمودند: «یک شب جمعه در مسجد قبا افطار کردند.»
فقال: «هل من شراب؟» شراب، یعنی شرابی نیست؟ خولی انصاری به اوس بن مخیزن، اوس بن خولیکه گویا همان ابا ایوب انصاری است، ظرف یک کاسهی بزرگ پرشیری، که مخیون به عسل که این عسل توش حل کرده بودند علی فیه خلاف، با فیه جز اسما سته خلا بود در دهانشون که قرار دادند، نها اینو گذاشتن.
«ثم قال: شرابان یکتفا به احدهما من صاحبه.» لا! یعنی اش این عسل توش داره. یا من یا عسل میخورم یا شیر و عسل. اشرافیت تحریمشم نمیکنم، و لاکن تواضع لله. تواضع برای خدا. شیر و عسل نه، یا شیر یا عسل. این دوتا شرابه. عسل و شیرو قاطی کرد بودند، من یکیشو میخورم. تا اینجاها تواضع میرود. شأنیت برای خودش قائل نیست.
آقا تو که مسئولی، بخور جون داشته باشی کار کنی، شاه میشه یواشیواش. امام فرمود: حاج احمد آقا گفته بود که «آقا نرده بگذاریم توی حیات جماران.» آدم "خوردخورد" شاه میشه، کمکم شاه میشه.
«فإنه من تواضع لله رفعه الله.» کسی که به خاطر خدا تواضع کنه، خدا بالا میبردش.
«و من تکبر خفضه الله.» کسی که تکبر کنه، خدا پسش میزنه، پایین میاندازدش.
«و من صدفی معیشته.» کسی که تو معیشتش حد وسط داشته باشه، «رَزَقَهُ الله.»
«و من بَذَّرَ.» کسی که تبذیر کنه، «حَرَمَهُ الله.» اگر بریز و بپاش داشته باشه، این را خدا محرومش میکنه.
و این خیلی زیباست: «و من اکثر ذکر الموت احبه الله.» کسی که زیاد یاد مرگ کنه، خدا او را دوست خواهد داشت. محبوب خدا میشود.
خدای متعال توفیق بده انشاءالله عامل به این روایات بشویم.
الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم.
استحباب تواضع در خوردن و نوشیدن و مانند اینها، در اینها تواضع است.
و عن ابیعبدالله علیه السلام قال: «افطر رسول الله صلی الله علیه و آله عشیّه خمیس فی مسجد قبا.» پیغمبر اکرم، امام صادق فرمودند: «یک شب جمعه در مسجد قبا افطار کردند.»
فقال: «هل من شراب؟» شراب، یعنی شرابی نیست؟ خولی انصاری به اوس بن مخیزن، اوس بن خولیکه گویا همان ابا ایوب انصاری است، ظرف یک کاسهی بزرگ پرشیری، که مخیون به عسل که این عسل توش حل کرده بودند علی فیه خلاف، با فیه جز اسما سته خلا بود در دهانشون که قرار دادند، نها اینو گذاشتن.
«ثم قال: شرابان یکتفا به احدهما من صاحبه.» لا! یعنی اش این عسل توش داره. یا من یا عسل میخورم یا شیر و عسل. اشرافیت تحریمشم نمیکنم، و لاکن تواضع لله. تواضع برای خدا. شیر و عسل نه، یا شیر یا عسل. این دوتا شرابه. عسل و شیرو قاطی کرد بودند، من یکیشو میخورم. تا اینجاها تواضع میرود. شأنیت برای خودش قائل نیست.
آقا تو که مسئولی، بخور جون داشته باشی کار کنی، شاه میشه یواشیواش. امام فرمود: حاج احمد آقا گفته بود که «آقا نرده بگذاریم توی حیات جماران.» آدم "خوردخورد" شاه میشه، کمکم شاه میشه.
«فإنه من تواضع لله رفعه الله.» کسی که به خاطر خدا تواضع کنه، خدا بالا میبردش.
«و من تکبر خفضه الله.» کسی که تکبر کنه، خدا پسش میزنه، پایین میاندازدش.
«و من صدفی معیشته.» کسی که تو معیشتش حد وسط داشته باشه، «رَزَقَهُ الله.»
«و من بَذَّرَ.» کسی که تبذیر کنه، «حَرَمَهُ الله.» اگر بریز و بپاش داشته باشه، این را خدا محرومش میکنه.
و این خیلی زیباست: «و من اکثر ذکر الموت احبه الله.» کسی که زیاد یاد مرگ کنه، خدا او را دوست خواهد داشت. محبوب خدا میشود.
خدای متعال توفیق بده انشاءالله عامل به این روایات بشویم.
الحمدلله رب العالمین.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.