
جلسه صد و یازدهم : قناعت؛ سپر آفات زندگی
معرفی
قناعت، سرمایهی تمام نشدنی
معنای قناعت
معنای قناعت
متن کامل
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: «قناعت، مال لایُنفَد است.» قناعت مالی است که نَفاد (تمام شدن) ندارد. ما «عندکم یَنفَد و ما عندالله باق». هرچه که نزد ماست، نَفاد دارد، هرچه عنداللهی است، باقی است. امیرالمومنین میفرماید قناعت مالی است که نَفاد ندارد، پس معلوم میشود که "عندنایی" نیست، "عنداللهی" است. اگر چیزی "عندنایی" بود، تمام میشد.
مالی است که سرمایه است؛ قناعت سرمایه. خب سرمایه چیست؟ سرمایه، مُلکی یا ملکوتیه؟ اگر مُلکی باشد، همه مُلکی نَفاد دارد. سرمایه ملکوتی، فَصلِ مُقَوّمِ انسان میشود و با حقیقت انسان عجین میشود. قناعت یک وصفی است که خیلی از کمالات در آن نهفته است، یعنی برای زندگی کردن انسان، در تکلف نباشد و خیلی طول و عرض و عمق زندگی مادیاش را نخواهد توسعه دهد. اگر قرار توسعهای باشد، نسبت به فضای معنوی و اخروی و اینها.
حالا امیرالمومنین در روایتی دارد که نان جوین را با آن وضعیت را با پا میشکستند و میخوردند. رد شدم از محضر امیرالمومنین، دیدم حضرت این را میشکنند، بعد در آب میزنند که کمی خیس بخورد، بعد تازه به دندان میگیرند و میشکنندش. خدایا، شکمی که با این نان سیر میشود، چرا میخواهند عدهای با حرام سیر کنند؟ خیلی حرف است. آخر که تبدیل به فضولات میشود. مزهاش هم که چند ثانیه است. تفاوتی هم که ندارد. قوتش هم معلوم نیست کدامش بیشتر باشد، قوت بیشتری. آخر هم که حساب و کتاب دارد: «فی حلالِها حسابٌ و فی حرامِها عقابٌ». تازه اگر حلالِ خالی باشد، حساب دارد.
حالت قناعت اگر این باشد، انسان از بسیاری از آفات... متأسف نباشیم به این اوصاف. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. امیرالمومنین علیهالسلام فرمودند: «قناعت، مال لایُنفَد است.» قناعت مالی است که نَفاد (تمام شدن) ندارد. ما «عندکم یَنفَد و ما عندالله باق». هرچه که نزد ماست، نَفاد دارد، هرچه عنداللهی است، باقی است. امیرالمومنین میفرماید قناعت مالی است که نَفاد ندارد، پس معلوم میشود که "عندنایی" نیست، "عنداللهی" است. اگر چیزی "عندنایی" بود، تمام میشد.
مالی است که سرمایه است؛ قناعت سرمایه. خب سرمایه چیست؟ سرمایه، مُلکی یا ملکوتیه؟ اگر مُلکی باشد، همه مُلکی نَفاد دارد. سرمایه ملکوتی، فَصلِ مُقَوّمِ انسان میشود و با حقیقت انسان عجین میشود. قناعت یک وصفی است که خیلی از کمالات در آن نهفته است، یعنی برای زندگی کردن انسان، در تکلف نباشد و خیلی طول و عرض و عمق زندگی مادیاش را نخواهد توسعه دهد. اگر قرار توسعهای باشد، نسبت به فضای معنوی و اخروی و اینها.
حالا امیرالمومنین در روایتی دارد که نان جوین را با آن وضعیت را با پا میشکستند و میخوردند. رد شدم از محضر امیرالمومنین، دیدم حضرت این را میشکنند، بعد در آب میزنند که کمی خیس بخورد، بعد تازه به دندان میگیرند و میشکنندش. خدایا، شکمی که با این نان سیر میشود، چرا میخواهند عدهای با حرام سیر کنند؟ خیلی حرف است. آخر که تبدیل به فضولات میشود. مزهاش هم که چند ثانیه است. تفاوتی هم که ندارد. قوتش هم معلوم نیست کدامش بیشتر باشد، قوت بیشتری. آخر هم که حساب و کتاب دارد: «فی حلالِها حسابٌ و فی حرامِها عقابٌ». تازه اگر حلالِ خالی باشد، حساب دارد.
حالت قناعت اگر این باشد، انسان از بسیاری از آفات... متأسف نباشیم به این اوصاف. الحمدلله رب العالمین.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.