جلسه صد و سی و دوم : حق‌گویی علیه خود؛ قله انسانیت

جلسه صد و سی و دوم : حق‌گویی علیه خود؛ قله انسانیت

شرح حدیث
جهاد با نفس

معرفی

گناه، دلیل برآورده نشدن حاجات
محرومیت از نماز شب!
وارد منطقه‌ی ممنوعه نشویم!
کی عاقبت به شر می‌شویم؟
قواعد الهی در مورد نعمت

متن کامل

‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم.
"عن ابی جعفر علیه السلام قال: ان العبده یسئل الله الحجة، الا اجل غریب او الا وقت الله تبارک و تعالی للملک لا تقض حاجته و حرم فاننه تعرض لسخط بسته وجب الحرمان."
امام باقر علیه السلام فرمودند که: «گاهی بنده حاجتی را از خدا می‌خواهد و شأنش این است که حاجتش برآورده شود؛ به زودی برآورده شود یا به کندی برآورده شود. گناهی می‌کند. خدای متعال به مَلَک می‌فرماید که: حاجت او را برآورده نکن، محروم کن او خودش را متعرّض سخط من کرد و حرمان از من را مستوجب.»
پس معلوم می‌شود که این از ارزاق خواسته بوده، ارزاق رحیمیه بوده. بر اساس رزق رحیمیه، انسان باید در مسیر رحمت رحیمیه باشد تا به او برسد. اگر گناه کرد، از رحمت رحیمی خارج می‌شود، وارد سخط الهی می‌شود و از ارزاق رحیمیه هم محروم می‌شود.
"عن ابی عبدالله علیه السلام قال: ان الرجل یذنب الذنب فیحرم صلات."
امام صادق فرمودند که: «مرد گناهی می‌کند و از نماز شب محروم می‌شود.»
آنچه که نماز شب هم خودش رزق رحیمیه. "وان العمل سیئه اسرع فی صاحبه من السکین فی."
عمل بد، سرعتی که در صاحبش دارد، از چاقو در گوشت که چطور فرو می‌رود، چاقو در گوشت این سرعتش بیشتر است، سرعت اثرگذاری و فرو رفتنش، انقطاعی که ایجاد می‌کند، چطور گوشت را می‌برد؟ چاقو گوشت را می‌برد، انسان را سریع جدا می‌کند از رزق و برکات. به محض اینکه گناه می‌آید، انسان از برکات محروم می‌شود. گاهی برکاتی که چهل سال، پنجاه سال زحمت کشیده است، با گناه قطع می‌شود.
"عن ابی عبدالله علیه السلام قال: من همّ سیئتاً فلا یعملها، فانه ربما عمل العبد سیعه فیراه الرب تبارک و تعالی و عزتی و جلالی لا اغفر لک بعد ذالک ابداً."
امام صادق علیه السلام فرمودند که: «اگر کسی قصد گناه کرد، عمل نکند. چرا که بسیار است، چه بسا عبد گناهی را انجام می‌دهد و خدا او را می‌بیند.»
یعنی یک رویت خاص. یعنی خدا منتظر بود ببیند این گناه را می‌کند یا نمی‌کند. به محض اینکه این گناه از او رخ داد، دایره حساسیت و آن محدوده است که خاص و خط قرمز است. آنجا دیگر خدا می‌گوید: «به عزت و جلالم قسم، دیگر بعد از این تو را نمی‌بخشم.» از این همه گناه، گناه مخفی دیگر، بین همه یکی را مخفی کرده و چه بسا هر گناهی همان گناهی باشد که خدای متعال بفرماید «این را دیگر نمی‌بخشم، از اینجا به بعد دیگر نمی‌بخشم.»
"ابی جعفر علیه السلام: عبد الا و فی قلبه نکبت بیضا شبیه به این روایت را قبلاً هم."
هیچ بنده‌ای نیست مگر اینکه در دلش یک نقطه سفیدی است. نقطه سئودا. وقتی گناه از این نقطه سفید، یک نقطه سیاه است؛ "فان تاب ذهب ذلک السَم." اگر توبه کرد، آن سیاهی از بین می‌رود. "و انتمادا فی الذَن." اگر ادامه داد به این گناه، "زاد ذلک السواد." آن سیاهی اضافه می‌شود. "حتی یقطی البیات." تا آنکه سفیدی پوشیده شود. "فاذا قت البیضه لم یرجع صاحبه الی خیر ابداً." وقتی که آن سفیدی پوشیده شد، دیگر صاحبش به خیر، هیچ برگشتی نخواهد داشت که انسان عاقبت به شر می‌شود، وقتی این سفیدی‌های دل پوشیده بشود با تاریکی‌ها و حجاب‌ها و تعلقات و ... این کلام خدای متعال است: "ران علی قلوبهم ماکانوا."
در دل چرک می‌آید به واسطه آنچه که انسان عمل می‌کند، دل چرک گرفته، دل پوسیده، دل مثل چیزی که در زیرزمین‌ها مانده است. گاهی کیف؛ کیفی که اول کار نو بود و خیلی کیف خوبی بود و چند سالی مانده، پر گرد و غبار، گرد و غبار لایه گرفته، رفته تویش. معلوم هم است که استفاده نشده ولی بس که این لایه کرده، گرد و غبار رویش هست، آدم می‌بیند دیگر این به درد استفاده نمی‌خورد. گاهی دل همین شکلی است. زمینه‌های خوبی بوده، استعدادهای خوبی بوده. بس که این گناه آمد، این چرک گرفت این دل را و رخنه کرد این سیاهی‌ها در دل، دیگر این دل قابل استفاده نیست. معارف و حقایق هم در این دل ورود پیدا نمی‌کنند.
"عن ابی عمر المدائنی عن ابی عبدالله علیه السلام." از امام صادق علیه السلام نقل. "قال: سمعته یقول: کان ابی یقول: ان الله قضا قضا حتی یحدث العبد ذنباً یستحق ذلک النغ."
شنیدم که حضرت می‌فرمود که: پدرشون می‌فرمودند: «خدای متعال یک قضای حتمی کرده. هیچ نعمتی را به کسی نمی‌دهد که بخواهد سلبش کند. تا اینکه آن فرد گناهی بکند که مستحق سلب نعمت باشد.»
اگر خدا به کسی نعمت داد، نعمتش را قطع نخواهد کرد. هیچ وقت نعمت از جانب او قطع شدنی نیست. قواعد الهی است. پس یک قاعده این است که هیچ وقت نعمتش را قطع نمی‌کند. یک قاعده هم این است: اگر گناه کردی، نعمت نغمت می‌شود. اینکه نعمت، نغمت می‌شود گاهی به این است که نعمت را از تو می‌گیرد. نعمت هنوز هست ولی به جای اینکه با آن بروی بالا، با آن می‌روی پایین. "ضل الله علی علم." هم خودش را گمراه می‌کند هم بقیه را. اگر علم نداشت آنقدر این را نمی‌توانست جهنم ببرد که حالا علم دارد. اگر در مسیر خدا باشد با آن علمش بهشت می‌برد دیگران را، حالا که در مسیر نفس و طغیان و اینهاست با آن علمش جهنم می‌برد دیگران را.
الحمدلله رب العالمین.

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.