جلسه اول - بخش اول
معرفی
براندازی؛ خط قرمز خدا و ورور به حریم کبریایی اوست.[ 10:30 ]
شاخصههای اسلام آمریکایی؛ جواز انجام همه مناسک، از حج و نماز تا زیارت و عاشورا، اما..«با مجوز آمریکایی» و تعهد به تامین منافعشان![ 11:15 ]
هدایت و مأموریت موشکها و ناوهای دشمن، تماماً در چنگ ربوبیت الهیست.[ 19:30 ]
«و ارسل علیهم طیراً ابابیل»؛ رونمایی از تکنولوژی فوق مدرن خدا در لحظهای که از هر کمکی قطع امید شده بود![ 21:30 ]
تقدیر حتمی الهی؛ بیثمر شدن کید مکاران، توسط خداوند غالبِ قاهر![ 24:10 ]
احقاق حق و ابطال باطل، اراده قطعی خداست و سرانجام مستضعفین عالم، وارثان زمین خواهند شد.[ 25:30 ]
امام شهید، نور خدا بود که فروزانتر از قبل امتداد دارد تا عالمگیر شدن آن نور مطللق، «حضرت حجت(عج)».[ 26:15 ]
خدای آبراهام و ناوش، همان خدای ابرهه است و فیلش! اثر و مؤثر همه تحت ربوبیت الهیاند.[ 37:40 ]
شاخصههای اسلام آمریکایی؛ جواز انجام همه مناسک، از حج و نماز تا زیارت و عاشورا، اما..«با مجوز آمریکایی» و تعهد به تامین منافعشان![ 11:15 ]
هدایت و مأموریت موشکها و ناوهای دشمن، تماماً در چنگ ربوبیت الهیست.[ 19:30 ]
«و ارسل علیهم طیراً ابابیل»؛ رونمایی از تکنولوژی فوق مدرن خدا در لحظهای که از هر کمکی قطع امید شده بود![ 21:30 ]
تقدیر حتمی الهی؛ بیثمر شدن کید مکاران، توسط خداوند غالبِ قاهر![ 24:10 ]
احقاق حق و ابطال باطل، اراده قطعی خداست و سرانجام مستضعفین عالم، وارثان زمین خواهند شد.[ 25:30 ]
امام شهید، نور خدا بود که فروزانتر از قبل امتداد دارد تا عالمگیر شدن آن نور مطللق، «حضرت حجت(عج)».[ 26:15 ]
خدای آبراهام و ناوش، همان خدای ابرهه است و فیلش! اثر و مؤثر همه تحت ربوبیت الهیاند.[ 37:40 ]
متن کامل
!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
تسلیت عرض میکنم این مصیبت سنگین را خدمت همه عزیزان. از خدای سبحان میخواهیم با فضل و کرمش این مصیبت را برای ما جبران کند و این واقعه تلخ را تبدیل به احسن کند و به بهترین اتفاق تبدیل بکند. تبدیل سیئات به حسنات بکند خدای متعال و افکار شوم و پلید و این توطئههای مسموم را موجب نابودی کفار، پسران استکبار و نظام استکباری حاکم بر عالم قرار دهد، انشاءالله.
بحثی که از قبل از ماه مبارک با دوستان مطرح شد که به این عنوان و این موضوع بپردازیم، مروری بر معارف سوره مبارکه فیل است. ما امسال سال چهارمی است که در این دوره عزیزان هستیم و هر سالی به یک موضوعی پرداخته میشد و مبحثی را با عزیزان داشتیم. بعضی سالها یک جلسه بود، بعضی سالها چند جلسه بود و بحثهای مختلفی بود. بحث اعتمادبهنفس را یک سال داشتیم، مقربین در قرآن را یک سال داشتیم و طاغوت در قرآن را یک سال داشتیم. امسال هم در محضر معارف سوره مبارکه فیل خواهیم بود.
مصادف شد این بحث ما با این جنگ و این وقایعی که با آن روبرو هستیم و این سوره مبارکه فیل از آن سورههایی است که بسیار میتواند در این شرایط به ما کمک بکند و با این سوره ارتزاق بکنیم؛ ارتزاق فکری و معرفتی. خب حتماً مستحضر هستید قضیهای که در سوره مبارکه فیل به آن اشاره میشود، چه قضیهای است. اول یک دور سوره مبارکه فیل را با همدیگر قرائت کنیم:
«بسم الله الرحمن الرحیم. الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل. الم یجعل کیدهم فی تضلیل. و ارسل علیهم طیرا ابابیل. ترمیهم بحجارة من سجیل. فجعلهم کعصف ماکول.»
قضیه اصحاب فیل اجمالاً به این کیفیت است. حالا بحثهای تاریخی مفصلی دارد که بنده سعی میکنم حالا طی چند دقیقهای که طولانی نشود و عزیزان خسته نشوند، اشارهای به این مباحث داشته باشم.
این ابرهه که از یمن به سمت کعبه و مکه لشکرکشی کرد برای نابودی کعبه، قضایایی داشت که چطور در یمن به حکومت رسید. درگیریهایی که پیش آمد بین او و دیگران در تاریخ نقل شده و بحث مفصلی دارد که نمیخواهم به آن اشاره کنم، چون از مباحث سوره دور میشویم. وقتی که به پیروزی رسید در یمن، که ابرهه اشرم اسمش را گفتند و کنیهاش هم ابویَکسوم بود، این فهمید که مردم میروند حج، میروند بیتالله الحرام، هرچند که حجی در آن زمان بود _با حجی که در این زمانه است متفاوت است_ و کعبه تبدیل شده بود به بتخانه. این رفتن هم صرفاً چیزی بود که از سنت حضرت ابراهیم علیه السلام باقی مانده بود. صورتش فقط مانده بود، حقیقتش از بین رفته بود و این حج اصلاً جنبه توحیدیاش را از دست داده بود، ولی صورتاً همین کعبه بود و طواف بود و حج بود. به هر حال برقرار بود، این خانه به عنوان خانه خدا برقرار بود، هرچند بتها را تویش گذاشته بودند.
این باخبر شد که مردم هر سال میروند حج، میروند بیتالله الحرامِ مکه. وقتی که فهمید این قصد مردم مناسک دینی است، سؤال کرد که جنس این خانه از چیست؟ گفتند که از سنگ است. گفت پوشش و پردهاش چیست؟ گفتند از همین پارچههایی که از اینجا میبرند. به ظاهر حکم مسیحی میدانست. گفت: «من به مسیح قسم میخورم که بهتر از این کعبه را برای شما میسازم.» دستور داد یک کلیسایی را ساختند از سنگهای مرمر سیاه و زرد و سفید و سرخ و با طلا و نقره تزیینش کردند. همه جایش را پر از جواهر کردند، درهایی برایش درست کردند با ورقههای طلایی، پردههای خیلی گرانقیمت برایش تهیه کردند. دیوارهایش را با مُشک میشستند، صندل تویش میسوزاندند که چوبِ در واقع از این بخوراتی است که خوشبوست. عرض کنم که عنبر و عرض کنم که عود و این چیزها یک فضای روحانی درست کرد؛ مثلاً برای کعبه خیالی خودش.
و گفتش که: «همه باید بیایند اینجا حج به جا بیاورند.» مثلاً برای کعبه یک بدلی درست کرد. طی سالهای طولانی هم خیلی از قبایل عرب میآمدند آنجا حج به جا میآوردند، یک تعدادی آنجا مقیم میشدند، عبادت میکردند، معتکف میشدند. اسم اینجا را هم گذاشت «قُلیس»؛ ساختمان مرتفع. به جای قبله و کعبه، در برابر قبله «قُلیس» یک قُبههایی از طلا برایش ساخت و گفت: «کسی حق ندارد دیگر برود مکه، باید همه بیایند اینجا. همه را از همه جای دنیا برمیدارید و میآورید اینجا. اینجا حج به جا میآورید و طواف میکنید.»
بعد از یک مدتی، یک مردی از بنیکنانه خارج شد. آمد به یمن رسید، رفت در کلیسای قُلیس قضای حاجت کرد، رفت تفوّت کرد. مدفوع در ابرهه آمد. تو دید که یک کسی اینجا یک همچین کاری کرده. گفت: «چه کسی به خودش جرأت داده همچین کاری بکند؟» قضیه را به او گفتند. گفت: «به دینم قسم میخورم که کعبه را خراب کنم تا هیچکس به سمت آن نرود.» فهمید که از آن حجازیها آمدهاند اینجا. حالا طرف یا غرض داشته واقعاً برای هتک حرمت خانه دروغین ابرهه، یا بدون قصد بوده. همین که فهمید مال آن منطقه است، پس اینها دیگر بساط ما را میخواهند به هم بریزند. "اگر اینجوریه، من هم بساطشان را به هم میریزم."
این نکته کلیدی اینجاست. سوره فیل، سوره براندازان در قرآن است. بهتعبیر آیتالله جوادی آملی، این اصلاً داستانش داستان کعبه نیست. کعبه خیلی اتفاقات برایش پیش آمده. کعبه حتی گاهی با حوادث طبیعی آسیب دیده، با زلزله، با سیل. این نیستش که خدا روی کعبه لزوماً به معنای این ساختمان، به عنوان این سنگ و گل، حساسیت داشته باشد. قضیه، قضیه براندازی است؛ براندازی نظام توحیدی است، براندازی نشانههای توحیدی است. این خیلی نکته مهمی است. این سوره، سوره امروز ماست. سوره این ساعات است، سوره این دقایق است. خیلی این سوره سوره مهمی است. به خدای متعال کفیل شده که: «روبروی براندازان من وایمیستم. بدون هیچ سلاح و امکان. من سلاح تولید میکنم، من سلاح خلق میکنم.» موجوداتی را خلق کرد که از قبلش دیده نشده بودند و بعدش هم دیده نشدند. واقعهای را رقم زد که تا به حال کسی در عالم نشنیده بود و تصور نمیکرد.
این قضیه، قضیه براندازی است. این نکته مهمی است. غرض ابرهه چی بود؟ براندازی بود. براندازی کعبه. چرا؟ به عنوان اینکه رقیب اون خانهای است که من ساختم. این داستان این است.
نظام استکبار، مستکبرین تاب ندارند یک تمدن دیگری ببینند، یک رقیبی برای خودشان ببینند، یک گفتمانی، یک دعوتی غیر از آن چیزی که اینها به آن دعوت میکنند، از آن چارچوبی که همه باید در خدمت استثمار اینها باشند، در خدمت استعمار اینها باشند، همه منافع به اینها برسد. اگر دینی هم هست، اینها باید رواج دهند، اینها تأیید کنند. همان که فرعون میگفت: «قبل أن آذن لکم» که ما پارسال مفصل به این بحث پرداختیم. طاغوتها با اسلام هم مشکل ندارند. اسلامت باید امضا شده باشد، اسلامت مجوز میخواهد، اسلامت را من باید مجوز بدهم. آن دیگر اسلام خدا نیست، اسلام فرعون است. دیگر شما خدا را نمیپرستی، ولو مناسکش مناسک اسلامی باشد. شما فرعون را داری میپرستی، شما داری متعهد میشوی که منافع فرعون را تأمین کنی.
اسلام تمام این جهان عرب غیر از یمن و عراق و لبنان، تمام این کشورها، به ظاهر مسلمان، اسلامش اسلام آمریکایی است. اینها خدا را نمیپرستند، اینها فرعون را میپرستند، اینها ترامپ را میپرستند. ولو نماز میخوانند، ولو روزه میگیرند، الان در ماه رمضان روزهاند، ماه رمضان ضیافتالله دارند، مشارکت میکنند برای کشتن مردم شیعه ایران. تا سالهای قبل میگفتیم غزه و لبنان و یمن و اینها. دیگر به خودمان رسید. مشارکت دارند میکنند در مسلمانکُشی، دفاع میکنند از اسرائیلیها. خاک به اینها دادند، فرصت و امکان و توان به اینها دادند که از آنجا سلاح بلند کنند، تجهیزات بلند کنند، بکوبند توی سر ایرانیان، مردم را با آن بکشند. اسلام است؟ این اسلامی که آمریکا دوست دارد، اسلام آمریکایی است، به تعبیر حضرت امام رضوانالله علیه، و به قول امام شهیدمان، شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی. واژههای فوقالعادهای بود که ایشان در یک بزنگاه بزرگ تاریخی این واژه را خلق کرد و چقدر این واژه به درد این امت خورد و چه فتنههایی را از سر ما گذراند این کلمه، این کلیدواژه شیعه انگلیسی که میرفت شیعه با یک بدیلی برود به کام آمریکا.
او با شیعه هم مشکل ندارد. با امام حسین و حضرت زهرا و فدک و لعن و با این چیزها مشکل ندارد. میگوید همهاش را بیاور تو چارچوبی که منافع من تأمین بشود. این ابرهه است. این ابرههگونگی است. ابرهه حتی شاید با کعبه هم مشکلی نداشت، به شرط اینکه منافع من تأمین بشود. اگر یک جوری باشد که داد و ستدی باشد، حرمت من حفظ بشود، جایگاه من حفظ بشود، آسیبی به حیثیت من، به آن موقعیت وجودی من وارد نشود، من مشکلی با کعبه هم ندارم. آن وقتی که احساس میکند دارد به حریم او پا گذاشته میشود، به حریم کبریایی او، مستکبر است دیگر، به حریم کبریایی و وقتی پا گذاشته میشود، واکنش نشان میدهد. واکنش او براندازی است. این براندازی خودش ورود به حریم کبریایی حق تعالی است و خدا اینجا واکنش نشان میدهد. خدا براندازی میکند. اینها خیلی نکات مهمی است. خیلی نکات مهمی است.
این داغها و تلخیهایی که امروز با آن مواجهیم نباید ما را فریب بدهد. من حرف زیاد دارم. الان هم بهتر این است که این قضیه تاریخی را بخوانم و تحلیل بکنم. ولی چون میدانم عزیزان از جهت روحی به هم ریختهاند و اقتضای حال عزیزان این است که این نکات زودتر به آن پرداخته بشود؛ وگرنه جا دارد ما دو سه جلسه مقدمات تفصیلیمان را بگوییم، بعد برسیم به این نکات و برداشتها. این نکات را اول، بعد انشاءالله سیر میکنیم در آیات الهی.
ابرهه وقتی که خواست براندازی بکند با تجهیزات کامل و تجهیزاتش هم چند تا فیل که حالا تو تاریخ گفتند سیزده تا فیل. سیزده تا فیل برای یک خانه. یک دانه فیل کافی بود، میآمد میزد این کعبه میریخت. سیزده تا فیل فرستاد برای تخریب کعبه. مردم مکه هم از ترس فرار کردند. حالا متن تاریخیاش را انشالله عرض خواهم کرد و اشاره خواهم کرد. یعنی شرایط طوری بود که همه خاطرشان جمع شد که آقا کار کعبه تمام است و کسی نمیتواند محافظت کند.
مسئله، مسئله خانه کعبه نبود. اولاً که این قضیه وقتی رخ داد که در آستانه تولد پیغمبر اکرم بود. در ماه محرم این حمله به کعبه انجام شد. ربیعالاول پیغمبر به دنیا آمده. تقریباً پنجاه روز قبل از تولد پیغمبر است، واقعه حمله به کعبه. این براندازی اگر رخ میداد، کل داستان رسالت پیغمبر، بعثت پیغمبر دچار اختلال میشد. مقدمه نابودی بعثت بود. وقتی که اینطور شد، خدا اینجوری وارد عمل شد.
امروز داستان ما داستان براندازی این انقلاب است. این انقلابی است که براندازیاش، آسیب زدن به مقدمات ظهور حضرت ولیعصر است. خدا این براندازی را اجازه نمیدهد. خدای ابرهه را نابود خواهد کرد. به این آسیبهای مقطعی و ظاهری فریب نخوریم. ما داغداریم. این داغ خیلی سنگین است، خیلی سنگین است. اصلاً نمیشود تصور کرد این نکته را. یعنی هرچه آدم به این مسئله توجه میکند که چقدر این داغ سنگین است، چقدر این ابتلا سنگین است، میبیند که نمیتواند به اعماقش برسد. ولی نکتهای که هست این است که: «فعل ربک باصحاب الفیل». هیچ کسی نبود آنجا از کعبه دفاع کند. هیچ کسی قدرتی نداشت. هیچکس. و «للبیته رب». این خانه صاحب دارد.
شهید حاج قاسم سلیمانی فرمود: «جمهوری اسلامی حرم است.» این حرم اگر زمین بخورد، کعبه نمیماند. اگر توحیدی هست، اگر خدایی هست، اگر قرآنی هست، اگر پیغمبری هست، قرآنی که سعودیها دست گرفتند، به واسطه زحمتی که ایرانیها دارند میکشند... دیدید قرآنها را اینجا آتش زدند. این نظام اگر رفت، آنجا هم قرآن نمیماند. دیدید مساجد را آتش زدند. این نظام اگر رفت، آنجا هم مسجد نمیماند. دیدید چه توهینها به پیغمبر کردند توی همایشهای خودشان. همین اینجا تجمعاتی که داشتند، پهلویهای ملعون و خبیث و کثیف سربازان ابرهه، دیدید چه توهینهایی میکردند. این نظام اگر رفت، آنجا هم اسمی از پیغمبر نمیماند. آنجا هم حرم پیغمبر نمیماند. آنجا هم گنبد پیغمبر. آن کعبه دیگر کعبه نیست. آن کعبهای که پارچه کعبهاش را برای جفری اپستاین میفرستند. آن کعبهای که خادم الحرمینش عکس یادگاری میگیرد با جفری اپستاین. بن سلمان و جفری اپستاین عکسش را تو اتاق خصوصی به دیوار زده. یعنی شدت تعلق خاطر جفری اپستاین به بن سلمان و شدت عملگی بالای این موجود خبیث برای آن موجود لعین. این کعبه، کعبه نیست. این حرم، حرم نیست. هیچی نمیماند اگر این جمهوری اسلامی رفت. هیچی نمیماند.
جمهوری اسلامی حرم است و اگر همه شما زمین خوردید و رها کردید، اینجوری رها کردید، من میگویم ارتداد رخ بدهد، به عقب برگردید، به عقب برگردید، شما را هم میبرد. یک جماعت دیگری را میآورد. ولی وقتی شما همه زورتان را گذاشتید، نتوانستید کاری بکنید. نهایت زور حضرت عبدالمطلب این بود که برود هشدار بدهد: «للبیته رب». حضرت عبدالمطلب با فیلها صحبت کرد بر اساس روایتی که در اصول کافی است. شخصیت الهی هم بود. فرمود: «میدانی کجا را میخواهی خراب کنی؟ میخواهی بروی خانه رب خودت را خراب کنی؟» خیلی تو این روایت حرف و نکته است، خیلی مطلب عجیبی است. آیتالله جوادی در تسنیم این روایت را نقل میکنند و میفرمایند که: «اگر سندش درست باشد، قابل پذیرش است این مطلب.»
امروز این موشکهایی که به سمت ما میآید، این ناوهایی که به سمت ما میآید. رب همین ناوها هم حق تعالی است. به خدا نمیگذارد رب این ناوها نمیگذارد این حرم با این ناوها خراب بشود. آسیبهایی وارد میشود؟ بله، این آسیبها در تقدیر الهی حساب و کتاب خودش را دارد. حساب و کتاب خودش را دارد. حالا اینجا حرف زیاد است. احتمالاً در سؤالات عزیزان نکاتی هست که به آن بیشتر میپردازیم. ابهامهایی هست، سؤالاتی هست، چالشهایی هست. این قضایایی که رخ میدهد، اصلاً فتنه همین است. فتنه با ابهام همیشه سروکار دارد. چیزی که کاملاً روشن است، که تویش فتنه نیست، آن محافظ ضمیر را بیرون نمیاندازد. آن اعماق وجود آدم که باورش به چیست، تعلقش به چیست، چه چیزی را پذیرفته، به چه چیزی تکیه کرده؟ آن وقتی خودش را نشان میدهد که کاملاً با یک چیزی مواجه میشود که توقعش را نداریم. توی گمانت نیست. «ما لم یحتسَبُه». اینجا معلوم میشود باورت چیست. به «ما لم یحتسَبُه» که رسیدی، معلوم میشود «حسبی الله و نعم الوکیل» واقعی است یا نه.
اگر توی حسابت این بوده که فلانی را داریم، فلانی درست میکند، ما موشک داریم، ما فلان... اینها که حساب تو «الله» نشد. حساب تو به فلان شخص و به فلان مجموعه و به فلان نهاد و به فلان امکانات شد. این که «حسبی الله» نیست. تو را یک موقعیتی قرار میدهد، کامل از همه اینها کنده. بعد میفرماید: «من هستم. حالا نظرت چیست؟ چقدر من را قبول داری؟ چقدر من را ورای این امور ظاهری میبینی؟» من اگر بخواهم امکانات تولید میکنم. «ارسل علیهم ابابیل». اینها تکنولوژیهای فوق مدرنی بود که خدای متعال در لحظه تولید کرد این پرندهها را با این امکانات، با این تجهیزات. بعد اصحاب فیل را با این پرندههای کوچک. خدای متعال فیل کجا که بزرگترین موجود برای میدان رزم! کوچکترین موجود برای میدان رزم که پرنده است. خدا امتحان میفرستد. او آمده با چه تجهیزاتی کعبه را خراب کند. تو منقار اینها خدای متعال سنگ قرار میدهد. «بحجارة من سجیل» قرار میدهد و میاندازد. این سنگها از سر اینها وارد میشود و از انتها خارج میشود. اینها را منهدم میکند.
واقعهای عجیب که هیچکس در جهان عرب منکر این نبود و اصلاً تبدیل شد به مبدأ تاریخیشان. شد عامالفیل. اصلاً سالهایشان را تا زمان بعثت پیغمبر از «عامل فیل» میگفتند. سال اول، سال دوم. سال اول بعد از فیل، سال دوم بعد از فیل. آنقدر این واقعه، واقعه عجیب و بینظیری بود. تازه نصیب که شد؟ سود این قضیه نصیب بتپرستهای حجاز شد و کنار کعبه بعدها خود پیغمبر را آزار میدادند. کعبهای که تویش پر بت است. اطراف کعبه مسلمانان را شکنجه میکردند. چقدر طول کشید تا قضیه فتح مکه که این کعبه بیفتد دست پیغمبر و به دست امیرالمؤمنین علیه السلام، وقتی که روی شانههای پیغمبر رفت این بتها را انداخت. تخلیه شد این کعبه از بتها. چقدر طول کشید؟ چهل سال بعدش فقط پیغمبر مبعوث شد. سیزده سال بعدش پیغمبر در مدینه حکومت تشکیل داد. چندین سال بعدش قضیه فتح مکه رخ داد.
تقریباً شصت سال فاصله است بین این وقتی که خدای متعال دارد این کعبه را نجات میدهد با آن وقتی که این کعبه تبدیل میشود به... از بتکده خارج میشود. تازه کعبه قبله هم نبود. یعنی پیغمبر اکرم وقتی که مبعوث شد، به سمت بیتالمقدس نماز میخواند. کنار کعبه به سمت بیتالمقدس نماز. قبله بیتالمقدس بود تا وقتی که آمد مدینه. پیغمبر اکرم مدینه که آمد، آن ابتدای هجرت به مدینه، کعبه شد قبله. تازه کعبهای که شد قبله، هنوز باز بتکده است. ببینید اینها آن قضیه است. اینها آن مقدمات داستان است. طراحی خدا را کسی نمیتواند به هم بزند. این میشود قضیه «کید».
براندازها کیدی دارند، یک بازی را، یک پازلی را میخواهند به هم بریزند. خدا نمیگذارد این پازل به هم بریزد. کید اینها را نمیرساند به ثمر. «الم یجعل کیدهم فی تضلیل». کید اینها همیشه از این مسیر خودش خارج میشود. تضلیل دارد. هیچ وقت به ثمر نمینشیند. برای اینکه نقشه خدا همیشه «غالب قاهره» است. هیچکس نسبت به خدا غلبه و قهر ندارد. هیچکس نمیتواند. امر خدا همیشه غالب است. خدای متعال طراحی دارد، یک نقشهای دارد. البته این وسط ابتلائات هم دارد. خدای متعال اراده کرده: «و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فی الأرض». ارادهاش به این است، مستضعفین بر این عالم حاکم خواهند شد و وارث مستکبرین خواهند شد. و این برو برگرد ندارد.
خدای متعال اراده کرده که آنهایی که نصرتش میکنند را نصرت میکند. آنهایی که پرچم او را بلند میکنند، پرچمشان را نگه میدارد. اینها اراده حق تعالی است. خدا اراده کرده که حق را احقاق کند، باطل را ابطال کند، اسحاق کند. اینها تویش برو برگردی ندارد. خدای متعال اراده کرده دین کامل بشود، این دین را، این پیغمبر را غالب خواهد کرد در تمام شئونش بر تمام هستی. این برو برگرد ندارد. هرکی بیاید هر کاری بکند. «یریدون لیطفؤا نور الله بأفواههم». میخواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند. نمیشود. «و الله متم نوره». خدا نور را به ثمر میرساند. خامنهای کبیر و عزیز ما نور خدا بود. «و الله متم نوره و لو کره الکافرون». خدا نور را به اتمام خواهد رساند. این نور خاموش نمیشود. این نور بیثمر و منقطع نمیشود. یک جایی از تاریخ بریده نمیشود، حذف نمیشود. این را نمیشود حذفش کرد. این امتداد دارد.
یک بخشی از این برنامه وسیع خدای متعال برای عالمگیر شدن آن نور مطلق. نمیشود بین این حلقهها، بین این زنجیرها کسی بیاید فاصله بیندازد. احمقها فکر میکنند رهبری را زدند، تمام شد. گاهی احمقهای داخلی هم فکر میکنند که مثلاً این زنجیره منقطع شد، تمام شد. این انقلاب کارش تمام شد. این انقلاب تمامشدنی نیست. تا وقتی که این سوخت در این انقلاب پسین ایمان در این مردم هست، سوخت این انقلاب مردم است. بله، ما مشکلاتی داریم. توی انتخاباتها اتفاقاتی میافتد، کمکاریهایی داریم، ناشکریهایی داریم، اشکالاتمان کم نیست. ولی این جلوههای مؤمنانه را که نمیشود نادیده گرفت.
در آخرین دعوتی که رهبر شهید ما، خطاب به این مردم، آخرین باری که دعوت کرد مردم را به حضور در راهپیمایی بیست و دوم بهمن، ایستاده دعوت کرد. ایستاده دعوتگر مردم. چه کردند؟ بنده خودم راهپیمایی بیست و دوم بهمن امسال قم بودم. هیچ سالی من قم را این شکلی ندیده بودم. شهرهای دیگر هم آمارهای فراوانی بود که امسال از همه سال پرشکوهتر بود. وگرنه مشکلات اقتصادی مردم، مشکلات سیاسی، دلخوریهای مردم، جنگ روانی و جنگ رسانهای. در اوج این مردم بیدارند، این مردم مؤمنند، این مردم عاشقند. در قضیه شهادت ایشان، توی خیابان دیدی چه اوضاعی بود؟ شبی که رهبر انقلاب به شهادت رسید، ولی اعلام نشده بود. ساعت یک و دو شب بود، یک بود تقریباً. من رفتم خریدی انجام بدهم، یک سوپرمارکتی. بعد یک جوانی بود. خب اصلاً این قضیه هنوز مطرح نبود که رهبری به شهادت رسید. یک جوانی برگشت به من گفتش که: «رهبری چرا بیانیه نمیدهد؟ حمله کردند.» گفتم: «منظورت چیست؟» میخواستم ببینم کدام وری است، دارد متلک میاندازد یا منظورش این است که نگرانم. گفت: «این رگ من، جوان بود، قیافهاش هم از همین جوانهای امروزی بود، گفت این رگ گردن من از بعد از ظهر گرفته. آن وریها دارند میگویند که رهبری را زدند، رهبری هم بیانیه نمیدهد، نکنه چیزی شده. من طاقت ندارم.» خب این عشق و ایمان را مگر خدا نادیده میگیرد؟
این سوخت این انقلاب است. با همه اشکالات و مشکلات و ضعفهایی که هست؛ فردی، اجتماعی. بله. حالا حضرت آقا فرمود: «بعضی از اینهایی که حجاب کاملی ندارند، شب قدر میآیند گریه میکنند و آدم غبطه میخورد به احوالاتشان.» اینها ایمان است. اینها عشق است. به چه ایمانی بالاتر از محبت اولیاء الهی؟ «هل الدین الا الحب و البغض». این مردم دوست دارند. حاج قاسم را دوست دارند، رهبر شهیدشان را دوست دارند. این نظام و این انقلاب را دوست دارند. قرآن را دوست دارند، مسجد را دوست دارند، اهل بیت را دوست دارند. و بدشان میآید از هر کسی که به هر نحوی به اینها آسیب میزند.
بله، یک طیفی هم هستند، یک جماعتی هم هستند و این مسیر توی حرکت خودش ریزش دارد دائم. چون هرچه که شما جلوتر میآیی، کار سختتر میشود، خالصتر میشود، نابتر میشود. توقفهایی شکل میگیرد. بعضی تا یک مقطعش را میآیند، از یک جایی به بعد دیگر نمیکشد، تا یک جایی توقف میکنند. این معنایش این نیستش که اینها براندازند، ضد انقلابند. نه، تا یک جایی کشش را دارد. حالا توی انتخابات شرکت نکرده، توی انتخابات شرکت کرده به آن گزینه درست و مطلوب رأی نداده. این تا یک جایی تو این دامنه آمده. این اصل نظام را قبول دارد. این برانداز نیست. حتی آنی هم که رأی نداده را هم آقا برانداز نمیدانست. اینها هم گلهمندند. اینها هم باید حرفشان شنیده بشود. اینها هم علاقهمندند. اینها هم اگر ببینند تحولی صورت میگیرد، حرفشان شنیده میشود، آقا میفرمود اینها هم دوباره میآیند رأی میدهند.
اینها نکته مهمی است. ما توی ملاحظاتمان، مخصوصاً اینها که تحلیل میکنند، بعد توی فضای مجازی گاهی چیزهایی میخوانم. نه، خطرناک است. انتشار سم است که این چوب خدا بود به خاطر اینکه ما ناشکری کردیم، فلان شد و این حرف، ناامید کردن مردم است. خدا اینجوری نیست. خدا از مؤمنین انتقام نمیگیرد به این شکل، به این کیفیت. اینها نصرت خدای متعال است. خدا هیچ وقت همدست براندازها نمیشود. خدا هیچ وقت برنامه و پازل براندازها را تکمیل نمیکند. افترا به خدا نزنیم. هرچی به ذهن ناقصمان میرسد نگوییم. دلسرد نشویم و دلسرد نکنیم.
این مردم دارند مقاومت میکنند. شما ببینید در جنگ احد خبر شهادت پیغمبر آمد. جنگ احدی که در اوج شور و حماسه مسلمانان است. اولی که پیغمبر آمده مدینه، احساسات دینی خیلی فوران، غلبه و هیجان دارد بین مردم. جنگ بدر هم موفق بوده. حالا یکهو توی جنگ احد اعلام میشود، یک شایعهای میآید که پیغمبر کشته شد، فرار میکنند از میدان. آیه نازل میشود که: «اگر پیغمبر هم کشته میشد، مگر شما باید مرتد بشوید؟» «انقلابکم»؟ مگر باید برنامه براندازها را تکمیل کنید چون پیغمبر کشته شده؟
آن احساسات، آن هیجانات. با کسانی که پیغمبر را دیدهاند، کنار پیغمبرند، کنار امیرالمؤمنینند. وحی دارد مستقیم بهشان نازل میشود. دارند میبینند فرآیند نزول وحی. و این مردم را ببینید. چهار روز از این رهبر بزرگ محروم شدهاند. این سرباز، این فرمانده. ببینید چقدر نقشه را دارد درست پیش میبرد، در اوج این فشار. اصلاً شما ذرهای احساس نمیکنی خلأ رهبری را. فرمانده سپاه را زدند، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح را زدند، وزیر دفاع را زدند، شورای دفاع را زدند. یعنی توی مسیر فرماندهی این سرباز دو سه پایه اختلال ایجاد شده. سرباز دارد کار خودش را انجام میدهد. برنگشته، ناامید نشده. اینها چیست؟ خدا مگر این را ول میکند؟
بعد مو به مو، دقیق، درست همانی که آقا گفته، همانی که طراحی شده، همانی که تعریف شده. جنگ منطقه فرموده. چقدر دقیق دارد میزند. پدر اینها را درآورده. آمریکا را تو این منطقه فلج کرده. تو همین چهار پنج روز. البته آسیبهایی هم داریم میبینیم، ولی ضرباتی که دارد وارد میکند، قابل مقایسه نیست با ضربههایی که دارد میخورد. کشوری که از جهت امکانات و بودجه و جمعیت قابل مقایسه نیست. و فقط آمریکای خالی. کشور هشتاد میلیونی با کشور سیصد میلیونی. بودجه آنها، امکانات آنها، توان نظامی و دفاعی آنها، پایگاههای منطقهای آنها، مزدور آنها رژیم صهیونیستی است. با آن امکانات فراوان، موقعیت سیاسی او، موقعیت رسانهای او. زمینگیر شده، فلج شده. تعارف ندارد، شوخی نیست. گولمان نزنند. چهار تا آسیب، چهار تا ضربه است، داریم میخوریم. جنگ است، زد و خورد دارد. از پا درنیامدیم. روحیه را نباختیم. این ایمان است، این ایمان است. او میخواهد بیاید این جریان ایمان و مؤمنین را براندازی کند. مگر خدا میگذارد؟
شما تا تیر آخرت، تا موشک آخرت، تا پهپاد آخرت بفرستید. که وقتی هم میفرستید تو نمیفرستی: «ولکن الله رما». ولی آن نقطه آخری که داشتی و فرستادی که «رمیته» بود، اگر تمام شد، غصه نخور. «ترمیهم بحجارة من سجیل». از این به بعد رمی اینها با خداست. خدا تکنولوژیهای دیگری دارد. تو با همین تکنولوژی که داری، صدقت را نشان بده. اثر مال تو نیست. تو کاری نمیکنی. تو فقط با تیر انداختن صدقت را نشان بدهی. تیر تو نیست که مینشیند. تو کارهای نیستی توی این عالم. تو فقط اعلام میکنی: «خدایا، من دارم نشان میدهم که میخواهم تو را کمک کنم. من میخواهم نشان بدهم که صادقم در اینکه میخواهم تو را کمک کنم. من میخواهم نشان بدهم که هرچی دارم گذاشتم برای اینکه تو را کمک کنم.» بقیهاش با من است، همهاش با من است. من به تیر تو اثر میدهم. من تیر او را از اثر میاندازم. من فیل را از اثر میاندازم، به پرنده اثر میدهم.
سبحان الله از این قرآن! سبحان الله از این قرآن! یک سوره فیلش بس است برای ما: «الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل». «ربک». اصلاً این کلمه «ربک» هرچه هست توی همین جمله است. آن کسی که از قبل خلقت تو به تو توجه داشته، تو را خلق کرده، برای تو پیغمبر فرستاده، برای تو قرآن فرستاده، ماه رمضان قرار داده، ماه رمضان را وسیله مناجات با خودش کرده، وسیله مغفرت کرده. مگر تو این ماه رحمت و ضیافت، فراموش این مردم بیپناه را رها میکند؟ در ماه ضیافتش پیغمبر فرمود: «درهای رحمت در این ماه به روی شما باز شده. اعمال شما مقبول است، دعاتان مستجاب است، نفسهایتان تسبیح است.» مگر خدا این مردمی که ذکر حسین حسینشان بالاست، این مردم عاشق، این مردم فدای امیرالمؤمنین را، مگر ول میکند؟ این «رب» تو، رب فیل است، رب ابرهه.
آن روز ابرهه بود و فیلش، امروز ابرهه ناو است و ناوهایش. همانی است. دیدید خدا زمینگیر کرد این ناو را، حذفش کرد. همه دلبستگی اینها، همه سروصدای اینها به همینهاست. به خدا اینها را از کار میاندازد. چون خدا «رب» است. چون رب اینهاست. تا دیروز هم که اثر داشت، خدا اثر داده بود. خدا به آتش اثر میدهد. اگر ابراهیم تک و تنها بماند آن وقتی که داستان، داستان براندازی باشد، اگر با رفتن ابراهیم براندازی صورت بگیرد، ببینید امام حسین میرود ولی آنچه اتفاق نمیافتد براندازی است. اشتباه نکنید مسئله را. خدا تا رفتن امام حسین را هم اجازه میدهد. گاهی تحقق پیدا نکردن براندازی با رفتن امام حسین است. اینها بازیهایی است که خدا سر دشمنت در میآورد. اینها مکر خداست. اینها کید خداست.
او خاطرش جمع میشود از اینکه کار شما تمام شده. رهبر انقلاب فرمود: «فرعون و نمرود و محمدرضا و رضا شاه آن وقتی نابود شدند که خودشان را در نقطه اوج میدانستند.» فرمود: «این ترامپ هم همینطور خواهد شد.» فرمود: «تو هم نمیتوانی این نظام را ساقط کنی. تو هم نمیتوانی من را بکشی. نه، تو هم نمیتوانی فرماندهها را بکشی. تو نمیتوانی هیچ کسی را تو این ایران حذف بکنی.» نه. فرمود: «تو نمیتوانی این انقلاب را محو کنی.» براندازی اینجا رخ نخواهد داد. تا وقتی این سوخت هست. براندازی را خود این مؤمنین رقم میزنند با ارتدادشان، با عقبگردشان. که اینجا میشود سنت استبدال خدای متعال. «من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه». شماها اگر مرتد بشوید، خدا جماعت دیگری را میآورد. تازه این هم تو همون مسیر این است که من یکی دیگر را میآورم که «فلا یکونوا أمثالکم» مثل شماها نباشند. یعنی باز تغییر کند. براندازی شماها هم در مسیر این است که نمیگذارم براندازی دین من بشود. نمیگذارم براندازی شعار من بشود. نکته این است. اینها نکات مهمی است. دوستان باید به آن توجه کنند.
رب اصحاب فیل، رب رسول الله. امروز هم همه کاره است. «فعل ربک باصحاب الفیل». «و ما رمیت اذ رمیت». تو تیر نمیاندازی. تیر تو نیست که مینشیند. تو بلند نمیکنی. تو به ثمر نمیرسانی. تو فقط اعلام صدق میکنی. تو فقط اعلام فقر میکنی. تو فقط خودت را مستعد نشان میدهی برای اینکه من تو را نصرتت کنم. اظهار میکنی، صادقانه اظهار میکنی که خدایا، من آنچه داشتم دریغ نکردم. من همهجوره تو این میدانم. من هر کاری که از من برمیآید میکنم. از حضور تو خیابان و از پرچم مشکی دست گرفتن و از عکس رهبری زدن و از راهپیمایی بیست و دوم بهمن رفتن و از انتخابات شرکت کردن و از تبلیغ گزینه انقلابی کردن و از موضع گرفتن و از بچه آوردن و از تربیت خوب کردن و از مدرسه خوب فرستادن، حمایت از فقرا کردن، همدلی کردن، افطاری... هرچی به ما گفتند، انجام دادیم. خدا ما این دین تو را میخواهیم. اولیای تو را دوست داریم.
خدا تو این موقعیت نمیآید این مؤمنین را بیکس و کار بگذارد. خدا «ولی المؤمنین» است. خدا «نصیر المؤمنین» است. خدا همان وقتی که این کعبه بتکده بود، از این کعبه دفاع کرد. چون زدن این کعبه برای زدن مؤمنینی بود که در آینده میخواستند بیایند. خراب کردن قبلهگاهی بود که در آینده مؤمنین میخواستند به اینجا نماز بخوانند. خراب کردن خانهای بود که قرار بود امیرالمؤمنین اینجا به دنیا بیاید. خراب کردن شهری بود که قرار بود پیغمبر اینجا به دنیا بیاید: «عام الفیل». میخواستند شهر را خراب کنند. یعنی دو تا اتفاق میافتاد. هم شهر خراب میشد، هم خانه خراب میشد. شهر اگر خراب میشد، تولد پیغمبر آسیب میدید. خانه اگر خراب میشد، تولد امیرالمؤمنین آسیب میدید.
و «أتتهن به هذا البلد». این انقلاب اگر برود، این جماعت اگر آسیب ببیند، فرآیند ظهور امام زمان، فرآیند ولایت حق آسیب میبیند. البته خدای متعال دستش باز است. این جماعت هم اگر رو برگرداند، ارتداد پیدا کند، خدا اینها را هم میبرد و از ولی خودش محافظت میکند. هزار سال دیگر، ده هزار سال دیگر، این را محقق خواهد کرد. ولی رهبر شهید ما فرمود: «من به شما اطمینان میدهم که این انقلاب به ظهور امام زمان منجر خواهد شد.»
حالا البته سؤالاتی هست، دوستان هم قطعاً سؤالاتی دارند در زمینه همه مسائل. من فعلاً این بحث را اینجا متوقفش میکنم. نکات بیشتری دارد. انشاءالله جلسه بعد مطالبی را عرض خواهم کرد. اگر دوستان سؤالی، نکتهای دارند، بفرمایند.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
تسلیت عرض میکنم این مصیبت سنگین را خدمت همه عزیزان. از خدای سبحان میخواهیم با فضل و کرمش این مصیبت را برای ما جبران کند و این واقعه تلخ را تبدیل به احسن کند و به بهترین اتفاق تبدیل بکند. تبدیل سیئات به حسنات بکند خدای متعال و افکار شوم و پلید و این توطئههای مسموم را موجب نابودی کفار، پسران استکبار و نظام استکباری حاکم بر عالم قرار دهد، انشاءالله.
بحثی که از قبل از ماه مبارک با دوستان مطرح شد که به این عنوان و این موضوع بپردازیم، مروری بر معارف سوره مبارکه فیل است. ما امسال سال چهارمی است که در این دوره عزیزان هستیم و هر سالی به یک موضوعی پرداخته میشد و مبحثی را با عزیزان داشتیم. بعضی سالها یک جلسه بود، بعضی سالها چند جلسه بود و بحثهای مختلفی بود. بحث اعتمادبهنفس را یک سال داشتیم، مقربین در قرآن را یک سال داشتیم و طاغوت در قرآن را یک سال داشتیم. امسال هم در محضر معارف سوره مبارکه فیل خواهیم بود.
مصادف شد این بحث ما با این جنگ و این وقایعی که با آن روبرو هستیم و این سوره مبارکه فیل از آن سورههایی است که بسیار میتواند در این شرایط به ما کمک بکند و با این سوره ارتزاق بکنیم؛ ارتزاق فکری و معرفتی. خب حتماً مستحضر هستید قضیهای که در سوره مبارکه فیل به آن اشاره میشود، چه قضیهای است. اول یک دور سوره مبارکه فیل را با همدیگر قرائت کنیم:
«بسم الله الرحمن الرحیم. الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل. الم یجعل کیدهم فی تضلیل. و ارسل علیهم طیرا ابابیل. ترمیهم بحجارة من سجیل. فجعلهم کعصف ماکول.»
قضیه اصحاب فیل اجمالاً به این کیفیت است. حالا بحثهای تاریخی مفصلی دارد که بنده سعی میکنم حالا طی چند دقیقهای که طولانی نشود و عزیزان خسته نشوند، اشارهای به این مباحث داشته باشم.
این ابرهه که از یمن به سمت کعبه و مکه لشکرکشی کرد برای نابودی کعبه، قضایایی داشت که چطور در یمن به حکومت رسید. درگیریهایی که پیش آمد بین او و دیگران در تاریخ نقل شده و بحث مفصلی دارد که نمیخواهم به آن اشاره کنم، چون از مباحث سوره دور میشویم. وقتی که به پیروزی رسید در یمن، که ابرهه اشرم اسمش را گفتند و کنیهاش هم ابویَکسوم بود، این فهمید که مردم میروند حج، میروند بیتالله الحرام، هرچند که حجی در آن زمان بود _با حجی که در این زمانه است متفاوت است_ و کعبه تبدیل شده بود به بتخانه. این رفتن هم صرفاً چیزی بود که از سنت حضرت ابراهیم علیه السلام باقی مانده بود. صورتش فقط مانده بود، حقیقتش از بین رفته بود و این حج اصلاً جنبه توحیدیاش را از دست داده بود، ولی صورتاً همین کعبه بود و طواف بود و حج بود. به هر حال برقرار بود، این خانه به عنوان خانه خدا برقرار بود، هرچند بتها را تویش گذاشته بودند.
این باخبر شد که مردم هر سال میروند حج، میروند بیتالله الحرامِ مکه. وقتی که فهمید این قصد مردم مناسک دینی است، سؤال کرد که جنس این خانه از چیست؟ گفتند که از سنگ است. گفت پوشش و پردهاش چیست؟ گفتند از همین پارچههایی که از اینجا میبرند. به ظاهر حکم مسیحی میدانست. گفت: «من به مسیح قسم میخورم که بهتر از این کعبه را برای شما میسازم.» دستور داد یک کلیسایی را ساختند از سنگهای مرمر سیاه و زرد و سفید و سرخ و با طلا و نقره تزیینش کردند. همه جایش را پر از جواهر کردند، درهایی برایش درست کردند با ورقههای طلایی، پردههای خیلی گرانقیمت برایش تهیه کردند. دیوارهایش را با مُشک میشستند، صندل تویش میسوزاندند که چوبِ در واقع از این بخوراتی است که خوشبوست. عرض کنم که عنبر و عرض کنم که عود و این چیزها یک فضای روحانی درست کرد؛ مثلاً برای کعبه خیالی خودش.
و گفتش که: «همه باید بیایند اینجا حج به جا بیاورند.» مثلاً برای کعبه یک بدلی درست کرد. طی سالهای طولانی هم خیلی از قبایل عرب میآمدند آنجا حج به جا میآوردند، یک تعدادی آنجا مقیم میشدند، عبادت میکردند، معتکف میشدند. اسم اینجا را هم گذاشت «قُلیس»؛ ساختمان مرتفع. به جای قبله و کعبه، در برابر قبله «قُلیس» یک قُبههایی از طلا برایش ساخت و گفت: «کسی حق ندارد دیگر برود مکه، باید همه بیایند اینجا. همه را از همه جای دنیا برمیدارید و میآورید اینجا. اینجا حج به جا میآورید و طواف میکنید.»
بعد از یک مدتی، یک مردی از بنیکنانه خارج شد. آمد به یمن رسید، رفت در کلیسای قُلیس قضای حاجت کرد، رفت تفوّت کرد. مدفوع در ابرهه آمد. تو دید که یک کسی اینجا یک همچین کاری کرده. گفت: «چه کسی به خودش جرأت داده همچین کاری بکند؟» قضیه را به او گفتند. گفت: «به دینم قسم میخورم که کعبه را خراب کنم تا هیچکس به سمت آن نرود.» فهمید که از آن حجازیها آمدهاند اینجا. حالا طرف یا غرض داشته واقعاً برای هتک حرمت خانه دروغین ابرهه، یا بدون قصد بوده. همین که فهمید مال آن منطقه است، پس اینها دیگر بساط ما را میخواهند به هم بریزند. "اگر اینجوریه، من هم بساطشان را به هم میریزم."
این نکته کلیدی اینجاست. سوره فیل، سوره براندازان در قرآن است. بهتعبیر آیتالله جوادی آملی، این اصلاً داستانش داستان کعبه نیست. کعبه خیلی اتفاقات برایش پیش آمده. کعبه حتی گاهی با حوادث طبیعی آسیب دیده، با زلزله، با سیل. این نیستش که خدا روی کعبه لزوماً به معنای این ساختمان، به عنوان این سنگ و گل، حساسیت داشته باشد. قضیه، قضیه براندازی است؛ براندازی نظام توحیدی است، براندازی نشانههای توحیدی است. این خیلی نکته مهمی است. این سوره، سوره امروز ماست. سوره این ساعات است، سوره این دقایق است. خیلی این سوره سوره مهمی است. به خدای متعال کفیل شده که: «روبروی براندازان من وایمیستم. بدون هیچ سلاح و امکان. من سلاح تولید میکنم، من سلاح خلق میکنم.» موجوداتی را خلق کرد که از قبلش دیده نشده بودند و بعدش هم دیده نشدند. واقعهای را رقم زد که تا به حال کسی در عالم نشنیده بود و تصور نمیکرد.
این قضیه، قضیه براندازی است. این نکته مهمی است. غرض ابرهه چی بود؟ براندازی بود. براندازی کعبه. چرا؟ به عنوان اینکه رقیب اون خانهای است که من ساختم. این داستان این است.
نظام استکبار، مستکبرین تاب ندارند یک تمدن دیگری ببینند، یک رقیبی برای خودشان ببینند، یک گفتمانی، یک دعوتی غیر از آن چیزی که اینها به آن دعوت میکنند، از آن چارچوبی که همه باید در خدمت استثمار اینها باشند، در خدمت استعمار اینها باشند، همه منافع به اینها برسد. اگر دینی هم هست، اینها باید رواج دهند، اینها تأیید کنند. همان که فرعون میگفت: «قبل أن آذن لکم» که ما پارسال مفصل به این بحث پرداختیم. طاغوتها با اسلام هم مشکل ندارند. اسلامت باید امضا شده باشد، اسلامت مجوز میخواهد، اسلامت را من باید مجوز بدهم. آن دیگر اسلام خدا نیست، اسلام فرعون است. دیگر شما خدا را نمیپرستی، ولو مناسکش مناسک اسلامی باشد. شما فرعون را داری میپرستی، شما داری متعهد میشوی که منافع فرعون را تأمین کنی.
اسلام تمام این جهان عرب غیر از یمن و عراق و لبنان، تمام این کشورها، به ظاهر مسلمان، اسلامش اسلام آمریکایی است. اینها خدا را نمیپرستند، اینها فرعون را میپرستند، اینها ترامپ را میپرستند. ولو نماز میخوانند، ولو روزه میگیرند، الان در ماه رمضان روزهاند، ماه رمضان ضیافتالله دارند، مشارکت میکنند برای کشتن مردم شیعه ایران. تا سالهای قبل میگفتیم غزه و لبنان و یمن و اینها. دیگر به خودمان رسید. مشارکت دارند میکنند در مسلمانکُشی، دفاع میکنند از اسرائیلیها. خاک به اینها دادند، فرصت و امکان و توان به اینها دادند که از آنجا سلاح بلند کنند، تجهیزات بلند کنند، بکوبند توی سر ایرانیان، مردم را با آن بکشند. اسلام است؟ این اسلامی که آمریکا دوست دارد، اسلام آمریکایی است، به تعبیر حضرت امام رضوانالله علیه، و به قول امام شهیدمان، شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی. واژههای فوقالعادهای بود که ایشان در یک بزنگاه بزرگ تاریخی این واژه را خلق کرد و چقدر این واژه به درد این امت خورد و چه فتنههایی را از سر ما گذراند این کلمه، این کلیدواژه شیعه انگلیسی که میرفت شیعه با یک بدیلی برود به کام آمریکا.
او با شیعه هم مشکل ندارد. با امام حسین و حضرت زهرا و فدک و لعن و با این چیزها مشکل ندارد. میگوید همهاش را بیاور تو چارچوبی که منافع من تأمین بشود. این ابرهه است. این ابرههگونگی است. ابرهه حتی شاید با کعبه هم مشکلی نداشت، به شرط اینکه منافع من تأمین بشود. اگر یک جوری باشد که داد و ستدی باشد، حرمت من حفظ بشود، جایگاه من حفظ بشود، آسیبی به حیثیت من، به آن موقعیت وجودی من وارد نشود، من مشکلی با کعبه هم ندارم. آن وقتی که احساس میکند دارد به حریم او پا گذاشته میشود، به حریم کبریایی او، مستکبر است دیگر، به حریم کبریایی و وقتی پا گذاشته میشود، واکنش نشان میدهد. واکنش او براندازی است. این براندازی خودش ورود به حریم کبریایی حق تعالی است و خدا اینجا واکنش نشان میدهد. خدا براندازی میکند. اینها خیلی نکات مهمی است. خیلی نکات مهمی است.
این داغها و تلخیهایی که امروز با آن مواجهیم نباید ما را فریب بدهد. من حرف زیاد دارم. الان هم بهتر این است که این قضیه تاریخی را بخوانم و تحلیل بکنم. ولی چون میدانم عزیزان از جهت روحی به هم ریختهاند و اقتضای حال عزیزان این است که این نکات زودتر به آن پرداخته بشود؛ وگرنه جا دارد ما دو سه جلسه مقدمات تفصیلیمان را بگوییم، بعد برسیم به این نکات و برداشتها. این نکات را اول، بعد انشاءالله سیر میکنیم در آیات الهی.
ابرهه وقتی که خواست براندازی بکند با تجهیزات کامل و تجهیزاتش هم چند تا فیل که حالا تو تاریخ گفتند سیزده تا فیل. سیزده تا فیل برای یک خانه. یک دانه فیل کافی بود، میآمد میزد این کعبه میریخت. سیزده تا فیل فرستاد برای تخریب کعبه. مردم مکه هم از ترس فرار کردند. حالا متن تاریخیاش را انشالله عرض خواهم کرد و اشاره خواهم کرد. یعنی شرایط طوری بود که همه خاطرشان جمع شد که آقا کار کعبه تمام است و کسی نمیتواند محافظت کند.
مسئله، مسئله خانه کعبه نبود. اولاً که این قضیه وقتی رخ داد که در آستانه تولد پیغمبر اکرم بود. در ماه محرم این حمله به کعبه انجام شد. ربیعالاول پیغمبر به دنیا آمده. تقریباً پنجاه روز قبل از تولد پیغمبر است، واقعه حمله به کعبه. این براندازی اگر رخ میداد، کل داستان رسالت پیغمبر، بعثت پیغمبر دچار اختلال میشد. مقدمه نابودی بعثت بود. وقتی که اینطور شد، خدا اینجوری وارد عمل شد.
امروز داستان ما داستان براندازی این انقلاب است. این انقلابی است که براندازیاش، آسیب زدن به مقدمات ظهور حضرت ولیعصر است. خدا این براندازی را اجازه نمیدهد. خدای ابرهه را نابود خواهد کرد. به این آسیبهای مقطعی و ظاهری فریب نخوریم. ما داغداریم. این داغ خیلی سنگین است، خیلی سنگین است. اصلاً نمیشود تصور کرد این نکته را. یعنی هرچه آدم به این مسئله توجه میکند که چقدر این داغ سنگین است، چقدر این ابتلا سنگین است، میبیند که نمیتواند به اعماقش برسد. ولی نکتهای که هست این است که: «فعل ربک باصحاب الفیل». هیچ کسی نبود آنجا از کعبه دفاع کند. هیچ کسی قدرتی نداشت. هیچکس. و «للبیته رب». این خانه صاحب دارد.
شهید حاج قاسم سلیمانی فرمود: «جمهوری اسلامی حرم است.» این حرم اگر زمین بخورد، کعبه نمیماند. اگر توحیدی هست، اگر خدایی هست، اگر قرآنی هست، اگر پیغمبری هست، قرآنی که سعودیها دست گرفتند، به واسطه زحمتی که ایرانیها دارند میکشند... دیدید قرآنها را اینجا آتش زدند. این نظام اگر رفت، آنجا هم قرآن نمیماند. دیدید مساجد را آتش زدند. این نظام اگر رفت، آنجا هم مسجد نمیماند. دیدید چه توهینها به پیغمبر کردند توی همایشهای خودشان. همین اینجا تجمعاتی که داشتند، پهلویهای ملعون و خبیث و کثیف سربازان ابرهه، دیدید چه توهینهایی میکردند. این نظام اگر رفت، آنجا هم اسمی از پیغمبر نمیماند. آنجا هم حرم پیغمبر نمیماند. آنجا هم گنبد پیغمبر. آن کعبه دیگر کعبه نیست. آن کعبهای که پارچه کعبهاش را برای جفری اپستاین میفرستند. آن کعبهای که خادم الحرمینش عکس یادگاری میگیرد با جفری اپستاین. بن سلمان و جفری اپستاین عکسش را تو اتاق خصوصی به دیوار زده. یعنی شدت تعلق خاطر جفری اپستاین به بن سلمان و شدت عملگی بالای این موجود خبیث برای آن موجود لعین. این کعبه، کعبه نیست. این حرم، حرم نیست. هیچی نمیماند اگر این جمهوری اسلامی رفت. هیچی نمیماند.
جمهوری اسلامی حرم است و اگر همه شما زمین خوردید و رها کردید، اینجوری رها کردید، من میگویم ارتداد رخ بدهد، به عقب برگردید، به عقب برگردید، شما را هم میبرد. یک جماعت دیگری را میآورد. ولی وقتی شما همه زورتان را گذاشتید، نتوانستید کاری بکنید. نهایت زور حضرت عبدالمطلب این بود که برود هشدار بدهد: «للبیته رب». حضرت عبدالمطلب با فیلها صحبت کرد بر اساس روایتی که در اصول کافی است. شخصیت الهی هم بود. فرمود: «میدانی کجا را میخواهی خراب کنی؟ میخواهی بروی خانه رب خودت را خراب کنی؟» خیلی تو این روایت حرف و نکته است، خیلی مطلب عجیبی است. آیتالله جوادی در تسنیم این روایت را نقل میکنند و میفرمایند که: «اگر سندش درست باشد، قابل پذیرش است این مطلب.»
امروز این موشکهایی که به سمت ما میآید، این ناوهایی که به سمت ما میآید. رب همین ناوها هم حق تعالی است. به خدا نمیگذارد رب این ناوها نمیگذارد این حرم با این ناوها خراب بشود. آسیبهایی وارد میشود؟ بله، این آسیبها در تقدیر الهی حساب و کتاب خودش را دارد. حساب و کتاب خودش را دارد. حالا اینجا حرف زیاد است. احتمالاً در سؤالات عزیزان نکاتی هست که به آن بیشتر میپردازیم. ابهامهایی هست، سؤالاتی هست، چالشهایی هست. این قضایایی که رخ میدهد، اصلاً فتنه همین است. فتنه با ابهام همیشه سروکار دارد. چیزی که کاملاً روشن است، که تویش فتنه نیست، آن محافظ ضمیر را بیرون نمیاندازد. آن اعماق وجود آدم که باورش به چیست، تعلقش به چیست، چه چیزی را پذیرفته، به چه چیزی تکیه کرده؟ آن وقتی خودش را نشان میدهد که کاملاً با یک چیزی مواجه میشود که توقعش را نداریم. توی گمانت نیست. «ما لم یحتسَبُه». اینجا معلوم میشود باورت چیست. به «ما لم یحتسَبُه» که رسیدی، معلوم میشود «حسبی الله و نعم الوکیل» واقعی است یا نه.
اگر توی حسابت این بوده که فلانی را داریم، فلانی درست میکند، ما موشک داریم، ما فلان... اینها که حساب تو «الله» نشد. حساب تو به فلان شخص و به فلان مجموعه و به فلان نهاد و به فلان امکانات شد. این که «حسبی الله» نیست. تو را یک موقعیتی قرار میدهد، کامل از همه اینها کنده. بعد میفرماید: «من هستم. حالا نظرت چیست؟ چقدر من را قبول داری؟ چقدر من را ورای این امور ظاهری میبینی؟» من اگر بخواهم امکانات تولید میکنم. «ارسل علیهم ابابیل». اینها تکنولوژیهای فوق مدرنی بود که خدای متعال در لحظه تولید کرد این پرندهها را با این امکانات، با این تجهیزات. بعد اصحاب فیل را با این پرندههای کوچک. خدای متعال فیل کجا که بزرگترین موجود برای میدان رزم! کوچکترین موجود برای میدان رزم که پرنده است. خدا امتحان میفرستد. او آمده با چه تجهیزاتی کعبه را خراب کند. تو منقار اینها خدای متعال سنگ قرار میدهد. «بحجارة من سجیل» قرار میدهد و میاندازد. این سنگها از سر اینها وارد میشود و از انتها خارج میشود. اینها را منهدم میکند.
واقعهای عجیب که هیچکس در جهان عرب منکر این نبود و اصلاً تبدیل شد به مبدأ تاریخیشان. شد عامالفیل. اصلاً سالهایشان را تا زمان بعثت پیغمبر از «عامل فیل» میگفتند. سال اول، سال دوم. سال اول بعد از فیل، سال دوم بعد از فیل. آنقدر این واقعه، واقعه عجیب و بینظیری بود. تازه نصیب که شد؟ سود این قضیه نصیب بتپرستهای حجاز شد و کنار کعبه بعدها خود پیغمبر را آزار میدادند. کعبهای که تویش پر بت است. اطراف کعبه مسلمانان را شکنجه میکردند. چقدر طول کشید تا قضیه فتح مکه که این کعبه بیفتد دست پیغمبر و به دست امیرالمؤمنین علیه السلام، وقتی که روی شانههای پیغمبر رفت این بتها را انداخت. تخلیه شد این کعبه از بتها. چقدر طول کشید؟ چهل سال بعدش فقط پیغمبر مبعوث شد. سیزده سال بعدش پیغمبر در مدینه حکومت تشکیل داد. چندین سال بعدش قضیه فتح مکه رخ داد.
تقریباً شصت سال فاصله است بین این وقتی که خدای متعال دارد این کعبه را نجات میدهد با آن وقتی که این کعبه تبدیل میشود به... از بتکده خارج میشود. تازه کعبه قبله هم نبود. یعنی پیغمبر اکرم وقتی که مبعوث شد، به سمت بیتالمقدس نماز میخواند. کنار کعبه به سمت بیتالمقدس نماز. قبله بیتالمقدس بود تا وقتی که آمد مدینه. پیغمبر اکرم مدینه که آمد، آن ابتدای هجرت به مدینه، کعبه شد قبله. تازه کعبهای که شد قبله، هنوز باز بتکده است. ببینید اینها آن قضیه است. اینها آن مقدمات داستان است. طراحی خدا را کسی نمیتواند به هم بزند. این میشود قضیه «کید».
براندازها کیدی دارند، یک بازی را، یک پازلی را میخواهند به هم بریزند. خدا نمیگذارد این پازل به هم بریزد. کید اینها را نمیرساند به ثمر. «الم یجعل کیدهم فی تضلیل». کید اینها همیشه از این مسیر خودش خارج میشود. تضلیل دارد. هیچ وقت به ثمر نمینشیند. برای اینکه نقشه خدا همیشه «غالب قاهره» است. هیچکس نسبت به خدا غلبه و قهر ندارد. هیچکس نمیتواند. امر خدا همیشه غالب است. خدای متعال طراحی دارد، یک نقشهای دارد. البته این وسط ابتلائات هم دارد. خدای متعال اراده کرده: «و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فی الأرض». ارادهاش به این است، مستضعفین بر این عالم حاکم خواهند شد و وارث مستکبرین خواهند شد. و این برو برگرد ندارد.
خدای متعال اراده کرده که آنهایی که نصرتش میکنند را نصرت میکند. آنهایی که پرچم او را بلند میکنند، پرچمشان را نگه میدارد. اینها اراده حق تعالی است. خدا اراده کرده که حق را احقاق کند، باطل را ابطال کند، اسحاق کند. اینها تویش برو برگردی ندارد. خدای متعال اراده کرده دین کامل بشود، این دین را، این پیغمبر را غالب خواهد کرد در تمام شئونش بر تمام هستی. این برو برگرد ندارد. هرکی بیاید هر کاری بکند. «یریدون لیطفؤا نور الله بأفواههم». میخواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند. نمیشود. «و الله متم نوره». خدا نور را به ثمر میرساند. خامنهای کبیر و عزیز ما نور خدا بود. «و الله متم نوره و لو کره الکافرون». خدا نور را به اتمام خواهد رساند. این نور خاموش نمیشود. این نور بیثمر و منقطع نمیشود. یک جایی از تاریخ بریده نمیشود، حذف نمیشود. این را نمیشود حذفش کرد. این امتداد دارد.
یک بخشی از این برنامه وسیع خدای متعال برای عالمگیر شدن آن نور مطلق. نمیشود بین این حلقهها، بین این زنجیرها کسی بیاید فاصله بیندازد. احمقها فکر میکنند رهبری را زدند، تمام شد. گاهی احمقهای داخلی هم فکر میکنند که مثلاً این زنجیره منقطع شد، تمام شد. این انقلاب کارش تمام شد. این انقلاب تمامشدنی نیست. تا وقتی که این سوخت در این انقلاب پسین ایمان در این مردم هست، سوخت این انقلاب مردم است. بله، ما مشکلاتی داریم. توی انتخاباتها اتفاقاتی میافتد، کمکاریهایی داریم، ناشکریهایی داریم، اشکالاتمان کم نیست. ولی این جلوههای مؤمنانه را که نمیشود نادیده گرفت.
در آخرین دعوتی که رهبر شهید ما، خطاب به این مردم، آخرین باری که دعوت کرد مردم را به حضور در راهپیمایی بیست و دوم بهمن، ایستاده دعوت کرد. ایستاده دعوتگر مردم. چه کردند؟ بنده خودم راهپیمایی بیست و دوم بهمن امسال قم بودم. هیچ سالی من قم را این شکلی ندیده بودم. شهرهای دیگر هم آمارهای فراوانی بود که امسال از همه سال پرشکوهتر بود. وگرنه مشکلات اقتصادی مردم، مشکلات سیاسی، دلخوریهای مردم، جنگ روانی و جنگ رسانهای. در اوج این مردم بیدارند، این مردم مؤمنند، این مردم عاشقند. در قضیه شهادت ایشان، توی خیابان دیدی چه اوضاعی بود؟ شبی که رهبر انقلاب به شهادت رسید، ولی اعلام نشده بود. ساعت یک و دو شب بود، یک بود تقریباً. من رفتم خریدی انجام بدهم، یک سوپرمارکتی. بعد یک جوانی بود. خب اصلاً این قضیه هنوز مطرح نبود که رهبری به شهادت رسید. یک جوانی برگشت به من گفتش که: «رهبری چرا بیانیه نمیدهد؟ حمله کردند.» گفتم: «منظورت چیست؟» میخواستم ببینم کدام وری است، دارد متلک میاندازد یا منظورش این است که نگرانم. گفت: «این رگ من، جوان بود، قیافهاش هم از همین جوانهای امروزی بود، گفت این رگ گردن من از بعد از ظهر گرفته. آن وریها دارند میگویند که رهبری را زدند، رهبری هم بیانیه نمیدهد، نکنه چیزی شده. من طاقت ندارم.» خب این عشق و ایمان را مگر خدا نادیده میگیرد؟
این سوخت این انقلاب است. با همه اشکالات و مشکلات و ضعفهایی که هست؛ فردی، اجتماعی. بله. حالا حضرت آقا فرمود: «بعضی از اینهایی که حجاب کاملی ندارند، شب قدر میآیند گریه میکنند و آدم غبطه میخورد به احوالاتشان.» اینها ایمان است. اینها عشق است. به چه ایمانی بالاتر از محبت اولیاء الهی؟ «هل الدین الا الحب و البغض». این مردم دوست دارند. حاج قاسم را دوست دارند، رهبر شهیدشان را دوست دارند. این نظام و این انقلاب را دوست دارند. قرآن را دوست دارند، مسجد را دوست دارند، اهل بیت را دوست دارند. و بدشان میآید از هر کسی که به هر نحوی به اینها آسیب میزند.
بله، یک طیفی هم هستند، یک جماعتی هم هستند و این مسیر توی حرکت خودش ریزش دارد دائم. چون هرچه که شما جلوتر میآیی، کار سختتر میشود، خالصتر میشود، نابتر میشود. توقفهایی شکل میگیرد. بعضی تا یک مقطعش را میآیند، از یک جایی به بعد دیگر نمیکشد، تا یک جایی توقف میکنند. این معنایش این نیستش که اینها براندازند، ضد انقلابند. نه، تا یک جایی کشش را دارد. حالا توی انتخابات شرکت نکرده، توی انتخابات شرکت کرده به آن گزینه درست و مطلوب رأی نداده. این تا یک جایی تو این دامنه آمده. این اصل نظام را قبول دارد. این برانداز نیست. حتی آنی هم که رأی نداده را هم آقا برانداز نمیدانست. اینها هم گلهمندند. اینها هم باید حرفشان شنیده بشود. اینها هم علاقهمندند. اینها هم اگر ببینند تحولی صورت میگیرد، حرفشان شنیده میشود، آقا میفرمود اینها هم دوباره میآیند رأی میدهند.
اینها نکته مهمی است. ما توی ملاحظاتمان، مخصوصاً اینها که تحلیل میکنند، بعد توی فضای مجازی گاهی چیزهایی میخوانم. نه، خطرناک است. انتشار سم است که این چوب خدا بود به خاطر اینکه ما ناشکری کردیم، فلان شد و این حرف، ناامید کردن مردم است. خدا اینجوری نیست. خدا از مؤمنین انتقام نمیگیرد به این شکل، به این کیفیت. اینها نصرت خدای متعال است. خدا هیچ وقت همدست براندازها نمیشود. خدا هیچ وقت برنامه و پازل براندازها را تکمیل نمیکند. افترا به خدا نزنیم. هرچی به ذهن ناقصمان میرسد نگوییم. دلسرد نشویم و دلسرد نکنیم.
این مردم دارند مقاومت میکنند. شما ببینید در جنگ احد خبر شهادت پیغمبر آمد. جنگ احدی که در اوج شور و حماسه مسلمانان است. اولی که پیغمبر آمده مدینه، احساسات دینی خیلی فوران، غلبه و هیجان دارد بین مردم. جنگ بدر هم موفق بوده. حالا یکهو توی جنگ احد اعلام میشود، یک شایعهای میآید که پیغمبر کشته شد، فرار میکنند از میدان. آیه نازل میشود که: «اگر پیغمبر هم کشته میشد، مگر شما باید مرتد بشوید؟» «انقلابکم»؟ مگر باید برنامه براندازها را تکمیل کنید چون پیغمبر کشته شده؟
آن احساسات، آن هیجانات. با کسانی که پیغمبر را دیدهاند، کنار پیغمبرند، کنار امیرالمؤمنینند. وحی دارد مستقیم بهشان نازل میشود. دارند میبینند فرآیند نزول وحی. و این مردم را ببینید. چهار روز از این رهبر بزرگ محروم شدهاند. این سرباز، این فرمانده. ببینید چقدر نقشه را دارد درست پیش میبرد، در اوج این فشار. اصلاً شما ذرهای احساس نمیکنی خلأ رهبری را. فرمانده سپاه را زدند، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح را زدند، وزیر دفاع را زدند، شورای دفاع را زدند. یعنی توی مسیر فرماندهی این سرباز دو سه پایه اختلال ایجاد شده. سرباز دارد کار خودش را انجام میدهد. برنگشته، ناامید نشده. اینها چیست؟ خدا مگر این را ول میکند؟
بعد مو به مو، دقیق، درست همانی که آقا گفته، همانی که طراحی شده، همانی که تعریف شده. جنگ منطقه فرموده. چقدر دقیق دارد میزند. پدر اینها را درآورده. آمریکا را تو این منطقه فلج کرده. تو همین چهار پنج روز. البته آسیبهایی هم داریم میبینیم، ولی ضرباتی که دارد وارد میکند، قابل مقایسه نیست با ضربههایی که دارد میخورد. کشوری که از جهت امکانات و بودجه و جمعیت قابل مقایسه نیست. و فقط آمریکای خالی. کشور هشتاد میلیونی با کشور سیصد میلیونی. بودجه آنها، امکانات آنها، توان نظامی و دفاعی آنها، پایگاههای منطقهای آنها، مزدور آنها رژیم صهیونیستی است. با آن امکانات فراوان، موقعیت سیاسی او، موقعیت رسانهای او. زمینگیر شده، فلج شده. تعارف ندارد، شوخی نیست. گولمان نزنند. چهار تا آسیب، چهار تا ضربه است، داریم میخوریم. جنگ است، زد و خورد دارد. از پا درنیامدیم. روحیه را نباختیم. این ایمان است، این ایمان است. او میخواهد بیاید این جریان ایمان و مؤمنین را براندازی کند. مگر خدا میگذارد؟
شما تا تیر آخرت، تا موشک آخرت، تا پهپاد آخرت بفرستید. که وقتی هم میفرستید تو نمیفرستی: «ولکن الله رما». ولی آن نقطه آخری که داشتی و فرستادی که «رمیته» بود، اگر تمام شد، غصه نخور. «ترمیهم بحجارة من سجیل». از این به بعد رمی اینها با خداست. خدا تکنولوژیهای دیگری دارد. تو با همین تکنولوژی که داری، صدقت را نشان بده. اثر مال تو نیست. تو کاری نمیکنی. تو فقط با تیر انداختن صدقت را نشان بدهی. تیر تو نیست که مینشیند. تو کارهای نیستی توی این عالم. تو فقط اعلام میکنی: «خدایا، من دارم نشان میدهم که میخواهم تو را کمک کنم. من میخواهم نشان بدهم که صادقم در اینکه میخواهم تو را کمک کنم. من میخواهم نشان بدهم که هرچی دارم گذاشتم برای اینکه تو را کمک کنم.» بقیهاش با من است، همهاش با من است. من به تیر تو اثر میدهم. من تیر او را از اثر میاندازم. من فیل را از اثر میاندازم، به پرنده اثر میدهم.
سبحان الله از این قرآن! سبحان الله از این قرآن! یک سوره فیلش بس است برای ما: «الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل». «ربک». اصلاً این کلمه «ربک» هرچه هست توی همین جمله است. آن کسی که از قبل خلقت تو به تو توجه داشته، تو را خلق کرده، برای تو پیغمبر فرستاده، برای تو قرآن فرستاده، ماه رمضان قرار داده، ماه رمضان را وسیله مناجات با خودش کرده، وسیله مغفرت کرده. مگر تو این ماه رحمت و ضیافت، فراموش این مردم بیپناه را رها میکند؟ در ماه ضیافتش پیغمبر فرمود: «درهای رحمت در این ماه به روی شما باز شده. اعمال شما مقبول است، دعاتان مستجاب است، نفسهایتان تسبیح است.» مگر خدا این مردمی که ذکر حسین حسینشان بالاست، این مردم عاشق، این مردم فدای امیرالمؤمنین را، مگر ول میکند؟ این «رب» تو، رب فیل است، رب ابرهه.
آن روز ابرهه بود و فیلش، امروز ابرهه ناو است و ناوهایش. همانی است. دیدید خدا زمینگیر کرد این ناو را، حذفش کرد. همه دلبستگی اینها، همه سروصدای اینها به همینهاست. به خدا اینها را از کار میاندازد. چون خدا «رب» است. چون رب اینهاست. تا دیروز هم که اثر داشت، خدا اثر داده بود. خدا به آتش اثر میدهد. اگر ابراهیم تک و تنها بماند آن وقتی که داستان، داستان براندازی باشد، اگر با رفتن ابراهیم براندازی صورت بگیرد، ببینید امام حسین میرود ولی آنچه اتفاق نمیافتد براندازی است. اشتباه نکنید مسئله را. خدا تا رفتن امام حسین را هم اجازه میدهد. گاهی تحقق پیدا نکردن براندازی با رفتن امام حسین است. اینها بازیهایی است که خدا سر دشمنت در میآورد. اینها مکر خداست. اینها کید خداست.
او خاطرش جمع میشود از اینکه کار شما تمام شده. رهبر انقلاب فرمود: «فرعون و نمرود و محمدرضا و رضا شاه آن وقتی نابود شدند که خودشان را در نقطه اوج میدانستند.» فرمود: «این ترامپ هم همینطور خواهد شد.» فرمود: «تو هم نمیتوانی این نظام را ساقط کنی. تو هم نمیتوانی من را بکشی. نه، تو هم نمیتوانی فرماندهها را بکشی. تو نمیتوانی هیچ کسی را تو این ایران حذف بکنی.» نه. فرمود: «تو نمیتوانی این انقلاب را محو کنی.» براندازی اینجا رخ نخواهد داد. تا وقتی این سوخت هست. براندازی را خود این مؤمنین رقم میزنند با ارتدادشان، با عقبگردشان. که اینجا میشود سنت استبدال خدای متعال. «من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه». شماها اگر مرتد بشوید، خدا جماعت دیگری را میآورد. تازه این هم تو همون مسیر این است که من یکی دیگر را میآورم که «فلا یکونوا أمثالکم» مثل شماها نباشند. یعنی باز تغییر کند. براندازی شماها هم در مسیر این است که نمیگذارم براندازی دین من بشود. نمیگذارم براندازی شعار من بشود. نکته این است. اینها نکات مهمی است. دوستان باید به آن توجه کنند.
رب اصحاب فیل، رب رسول الله. امروز هم همه کاره است. «فعل ربک باصحاب الفیل». «و ما رمیت اذ رمیت». تو تیر نمیاندازی. تیر تو نیست که مینشیند. تو بلند نمیکنی. تو به ثمر نمیرسانی. تو فقط اعلام صدق میکنی. تو فقط اعلام فقر میکنی. تو فقط خودت را مستعد نشان میدهی برای اینکه من تو را نصرتت کنم. اظهار میکنی، صادقانه اظهار میکنی که خدایا، من آنچه داشتم دریغ نکردم. من همهجوره تو این میدانم. من هر کاری که از من برمیآید میکنم. از حضور تو خیابان و از پرچم مشکی دست گرفتن و از عکس رهبری زدن و از راهپیمایی بیست و دوم بهمن رفتن و از انتخابات شرکت کردن و از تبلیغ گزینه انقلابی کردن و از موضع گرفتن و از بچه آوردن و از تربیت خوب کردن و از مدرسه خوب فرستادن، حمایت از فقرا کردن، همدلی کردن، افطاری... هرچی به ما گفتند، انجام دادیم. خدا ما این دین تو را میخواهیم. اولیای تو را دوست داریم.
خدا تو این موقعیت نمیآید این مؤمنین را بیکس و کار بگذارد. خدا «ولی المؤمنین» است. خدا «نصیر المؤمنین» است. خدا همان وقتی که این کعبه بتکده بود، از این کعبه دفاع کرد. چون زدن این کعبه برای زدن مؤمنینی بود که در آینده میخواستند بیایند. خراب کردن قبلهگاهی بود که در آینده مؤمنین میخواستند به اینجا نماز بخوانند. خراب کردن خانهای بود که قرار بود امیرالمؤمنین اینجا به دنیا بیاید. خراب کردن شهری بود که قرار بود پیغمبر اینجا به دنیا بیاید: «عام الفیل». میخواستند شهر را خراب کنند. یعنی دو تا اتفاق میافتاد. هم شهر خراب میشد، هم خانه خراب میشد. شهر اگر خراب میشد، تولد پیغمبر آسیب میدید. خانه اگر خراب میشد، تولد امیرالمؤمنین آسیب میدید.
و «أتتهن به هذا البلد». این انقلاب اگر برود، این جماعت اگر آسیب ببیند، فرآیند ظهور امام زمان، فرآیند ولایت حق آسیب میبیند. البته خدای متعال دستش باز است. این جماعت هم اگر رو برگرداند، ارتداد پیدا کند، خدا اینها را هم میبرد و از ولی خودش محافظت میکند. هزار سال دیگر، ده هزار سال دیگر، این را محقق خواهد کرد. ولی رهبر شهید ما فرمود: «من به شما اطمینان میدهم که این انقلاب به ظهور امام زمان منجر خواهد شد.»
حالا البته سؤالاتی هست، دوستان هم قطعاً سؤالاتی دارند در زمینه همه مسائل. من فعلاً این بحث را اینجا متوقفش میکنم. نکات بیشتری دارد. انشاءالله جلسه بعد مطالبی را عرض خواهم کرد. اگر دوستان سؤالی، نکتهای دارند، بفرمایند.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.