
جلسه صد و نود و یک
معرفی
ارکان کفر ۴ مورد است
متن کامل
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم. عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ: "أَرْکَانُ الْکُفْرِ أَرْبَعَة". روایت بعدی از امام صادق علیه السلام از پیغمبر اکرم نقل میکنند. فرمودند که ارکان کفر چهار است. خب، آنجا سه تا بود، اینجا چهار است؛ حیثیتش: «الرغبه و حبّه و سخط و الغضب». کل کفر بنا شده بر این. آن حیثیت انگیزشی آدم است دیگر که انسان به چیزی تمایل پیدا کند یا از چیزی فاصله بگیرد و هر چهار تایش امور فطری است، رذائل نیست. برعکس آن سه تای بالا که رذائل بود، این چهار تا از رذائل نیست.
اولینش رغبت است: به چیزی تمایل پیدا کند آدم. ارکان کفر یعنی با همینها کفر پیدا میشود، با همین تمایلات طبیعی و عادی. دومیش رهبت است؛ وقتی که انسان از چیزی فاصله میگیرد، جدا میشود، کنارهگیری میکند. سومیش سخط است؛ سخط در برابر رضایت، نارضایتی از چیست؟ غضب. چهارمی که غضب در برابر رحمت است. انسان از چیزی فرار بکند یا مثلاً هیچ جذابیت و گرایش نسبت به مسئله نداشته باشد. و حالا تعبیر «عصبانی» و اینها، خیلی تعبیرات خوبی نیست. این غضب همان حسی است که انسان یک چیزی را کاملاً متضاد با خودش، متباین با خودش، به اشدّ تباین میبیند. این میشود غضب یا احساس میکند در منافع او دارد مثلاً رخنه میکند، آسیب میزند و اینها. این هم یک شاخهای و شعبهای از غضب است.
حالا امروز چون کم بود و دیر شد و اینها، دیگر به همین یک روایت کوتاه اکتفا میکنیم. خدا انشاءالله توفیق دهد که اهل عمل به این معارف باشیم. الحمدلله رب العالمین.
بسم الله الرحمن الرحیم. عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ: "أَرْکَانُ الْکُفْرِ أَرْبَعَة". روایت بعدی از امام صادق علیه السلام از پیغمبر اکرم نقل میکنند. فرمودند که ارکان کفر چهار است. خب، آنجا سه تا بود، اینجا چهار است؛ حیثیتش: «الرغبه و حبّه و سخط و الغضب». کل کفر بنا شده بر این. آن حیثیت انگیزشی آدم است دیگر که انسان به چیزی تمایل پیدا کند یا از چیزی فاصله بگیرد و هر چهار تایش امور فطری است، رذائل نیست. برعکس آن سه تای بالا که رذائل بود، این چهار تا از رذائل نیست.
اولینش رغبت است: به چیزی تمایل پیدا کند آدم. ارکان کفر یعنی با همینها کفر پیدا میشود، با همین تمایلات طبیعی و عادی. دومیش رهبت است؛ وقتی که انسان از چیزی فاصله میگیرد، جدا میشود، کنارهگیری میکند. سومیش سخط است؛ سخط در برابر رضایت، نارضایتی از چیست؟ غضب. چهارمی که غضب در برابر رحمت است. انسان از چیزی فرار بکند یا مثلاً هیچ جذابیت و گرایش نسبت به مسئله نداشته باشد. و حالا تعبیر «عصبانی» و اینها، خیلی تعبیرات خوبی نیست. این غضب همان حسی است که انسان یک چیزی را کاملاً متضاد با خودش، متباین با خودش، به اشدّ تباین میبیند. این میشود غضب یا احساس میکند در منافع او دارد مثلاً رخنه میکند، آسیب میزند و اینها. این هم یک شاخهای و شعبهای از غضب است.
حالا امروز چون کم بود و دیر شد و اینها، دیگر به همین یک روایت کوتاه اکتفا میکنیم. خدا انشاءالله توفیق دهد که اهل عمل به این معارف باشیم. الحمدلله رب العالمین.
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.