جلسه دوم: از یثرب تا مدینه؛ پنج تحول تمدنی پیامبر

از مدینه تا تمدن

معرفی

تغییر نام یثرب به مدینه؛ ارمغان تمدن نوین پیغمبر(ص) بود.[ 1:40 ]

ره‌آورد پیغمبر اکرم(ص) یک آیین جدید نبود، یک ساختار تمدنی مدرن بود.[ 9:00 ]

فقدان مردم مبعوث شده، باعث به ارث رسیدن عالم از پیغمبر اکرم (ص) به قبیله‌ی اپستین شد![ 12:00 ]

محور اول اصلاحاتِ پیغمبر(ص)؛ تغییر معیار برتری، از تعصّب قبیله‌ای به تقواگرایی.[ 16:50 ]

محور دوم؛ تبدیل فرهنگ خونریزیِ بی‌قاعده، به قصاص ضابطه‌‌مند و عفو و عدالت.[ 20:05 ]

محور سوم؛ ممنوعیت ربا و فساد اقتصادی برای از بین بردن شکاف طبقاتی.[ 23:00 ]

محور چهارم؛ مقابله با شهوترانی و معرفی چهره‌ی جدیدی از زن برای تربیت نسل طاهر.[ 26:00 ]

محور پنجم؛ حاکمیت عقل و علم، به‌جای جهل و سِحر و رمّالی.[ 29:15 ]

پهلوی؛ نماد اوج طغیان بشر در جاهلیت مدرن، با بی‌غیرتی، وطن‌فروشی، فساد اخلاقی و اقتصادی.[ 32:50 ]

هتک حرمت به دختر پیغمبر(ص)، آغاز رجعت بشر بود به دوران جاهلیت.[ 45:30 ]

روضه؛ از سیلی و تازیانه، تا کشتن دختر و پسر پیغمبر بین در و دیوار…[ 48:50 ]

متن کامل

!! توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تولید شده است !!
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین.
رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی.

پیغمبر اکرم در سال‌هایی که هجرت کردند به مدینه، که ما هم مبدأ سال‌های خودمان را، مبنای تاریخ خودمان را، هجرت پیغمبر قرار دادیم از مکه به مدینه، آن وقتی که پیغمبر وارد شهر مدینه شدند، اسم این شهر یثرب بود. البته تا ۱۱ تا اسم برای این شهر گفتند، ولی آنی که معروف و قدیمی است، شهر یثرب. این نبود که آنجا معروف به مدینه باشد؛ به واسطه حضور پیغمبر، به واسطه کاری که پیغمبر کرد، آنجا شد مدینه. چرا؟ چون پیغمبر یک مدنیت جدید آورد، پیغمبر یک تمدن جدید آورد، ساختار زندگی بشر را عوض کرد. مرکز این تمدن هم شهر مدینه بود. این است که به این شهر مدینه گفته می‌شود، وگرنه اسم اینجا مدینه نیست. مدینه یعنی مدینة الرسول، یعنی شهر پیغمبر. اسم قدیمیش یثرب، اسم دوران جاهلیت یثرب.

جالب است در سوره مبارکه احزاب آیه‌ای داریم. علامه طباطبایی در «المیزان» خیلی کوچک و کوتاه اشاره می‌کنند به این نکته. آیت‌الله مکارم شیرازی و مفسرینی که همراه ایشان «تفسیر نمونه» را نوشتند، یکمی مفصل‌تر در «تفسیر نمونه» به این نکته اشاره می‌کنند: منافقین در جنگ احزاب وقتی می‌خواستند به همدیگر بگویند برگردید، در جنگ که بودند، همدیگر را وقتی خطاب کردند، به همدیگر گفتند: "یا اهل یثرب لا مقام لکم فارجعوا"؛ ای اهل یثرب برگردید! نکته لطیف تفسیری اینجا دارد: به همدیگر نگفتند اهل مدینه. عرض کردم برخی از مفسرین کوتاه‌تر، برخی مفسرین مفصل‌تر به این نکته اشاره می‌کنند. این‌ها چون منافق بودند، انگار پیغمبر را قبول نداشتند، از عمق دل. اهل مدینه هم قرآن این‌ها را ندانسته، این‌ها را اهل یثرب دانسته. هر کسی اهل مدینه نیست. بله، امروز شما می‌روید در این شهری که در چنگ آل سعود است، که حالا یک کمی در مورد آل سعود هم ان‌شاءالله نکاتی را عرض خواهم کرد، فرودگاه که می‌رسید، می‌گویند فرودگاه مدینه. کدام مدینه؟ اینجا یثرب است، اینجا یثرب. عربستان سعودی هم نیست. سعودی سگ کی باشد که این مملکت مال آن‌ها باشد؟ مملکة سعودیة. این حجاز است، این سرزمین حجاز است، این شهر هم شهر یثرب. آن وقتی که فکر پیغمبر بر این شهر حاکم است، آن وقتی که مردم مردم پیغمبرند، اینجا می‌شود مدینه، وگرنه می‌شوند اهل یثرب. یک نکته لطیف و ظریف قرآنی. قرآن به منافقین می‌گوید اهل یثرب. خود منافقین هم خودشان را اهل یثرب می‌دانند. اسم این شهر در زمان جاهلیت یثرب بوده. بله، دو تا تمدن است: یک تمدن، تمدن جاهلیت است، یک تمدن، تمدن پیغمبر اکرم، تمدن اسلام است. مدینه پایتخت تمدن اسلام. مدینه، مدینة الرسول است، نه مدینه آل سعود. این نکته مهمی است. مدینه‌ای که دست آل سعود باشد، یثرب است. این‌ها اهل یثربند. این نکته‌ای است باید به آن توجه کرد. یثرب، شهری که متعلق به فرهنگ جاهلیت، تمدن جاهلیت بود.

پیغمبر چه‌کار کرد؟ پیغمبر یثرب را کرد مدینه. حجاز را کرد پایگاه اسلام. خیلی این اتفاق، اتفاق عجیب و بزرگی است. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در خطبه فدکیه، یک بخشی از این خطبه، بخش زیادی از خطبه‌شان، هم اوایل خطبه‌شان، هم اواسط خطبه‌شان، مربوط به این است که به این‌ها یادآوری می‌کنند: یادتان نرود که بودید و چه بودید. "فانقذکم الله بأبی محمد صلی الله علیه و آله و سلم". شما همان عرب‌های جاهل نادان -حالا به تعبیر امروزی‌ها که البته عبارتش یک کمی رکیک است ولی به نسبت آن مردم عبارت درستی است-، شما همان عرب‌های سوسمارخور جاهل نفهمید. خدا شما را به واسطه پدر من، رسول الله، نجات داد. چند بار حضرت زهرا (سلام الله علیها) این تعبیر را به کار می‌برند: "فانقذکم الله بأبی"؛ خدا شما را به واسطه پدر من نجات داد. شما به واسطه پدر من آدم شدید. نه چون بابای من است، من دارم مثلاً یک ژستی می‌گیرم، به این ژن افتخار می‌کنم؛ نه. چون رسول خدا است، چون پیغمبر است. چون یادتان رفته، چون فراموش کردید که شماها را آدم کرد؟ خیلی تویش نکته است، نکاتی دارد. امشب یک مقداری‌اش را عرض می‌کنم. یک بار مرور کنید این منطقه‌ای را که شما درش هستید. توی این چند سال، توی این ده سال که پیغمبر آمد، یثرب را گرفت، چه تحویل داد؟ چه‌کار کرد؟ یثرب را مدینه کرد. قبل از اینکه او این شهر را مدینه کند، یثرب چه اوضاعی داشت؟ این مملکت حجاز، این مردم حجاز، این شبه جزیره عربستان چه اوضاعی داشت؟ حال و روزتان چطور بود؟ خیلی نگذشته، ده پانزده سال پیش بود. از آن اوضاع وحشی جاهلانه شما را درآورد، آدمتان کرد با این شریعت، با این قرآن، با این دین، با این معارف. همه‌چیز یادتان رفت؟ فراموش کردید؟ برگشتید دوباره به عقب. بعد از پیغمبر مردم دچار ارتداد شدند که حالا یک کمی ان‌شاءالله بیشتر فردا شب، که البته شب آخر این جلسه است، نکاتی را عرض خواهم کرد.

در پیچ تاریخی مردم بودند، در دوراهی بودند. اگر ادامه می‌دادند مسیر پیغمبر را، به قله تمدنی می‌رسیدند. خلاص. دیگر حاکمیت دوازده امام بود، نه اینکه یک دانه از آن‌ها بخواهد حکومت داشته باشد، آن هم بعد از صدها سال و قرن‌ها. همه‌شان حکومت داشتند، از روز اول. اوج حکومت عادلانه حاکم می‌شد. نکردند. چه‌ شد؟ همان چیزی که از پیغمبر بهشان رسیده بود، از چنگشان درآوردند. برگشتند دوباره به جاهلیت. این‌ها ناله‌های حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. در این پیچ تاریخی عقب‌گرد انجام دادند، دنده عقب گرفتند. خیلی دردناک، خیلی ترسناک.

پیغمبر وقتی که آمد، اوضاع منطقه را عوض کرد. پیغمبر صرفاً یک مکتب فکری نیاورد. خوب دل بدهید عزیزان به این کلمات. این نکات، نکات مهمی است. پیغمبر صرفاً یک مرام جدید نیاورد، یک مکتب اخلاقی نیاورد. پیغمبر صرفاً یک آیین نیاورد. پیغمبر تمدن آورد، یک ساختار جدید برای بشر، یک زندگی جدید، یک زندگی مدرن. اتفاقاً مدرن. حالا بعضی‌ها به اینی که امروز هست، می‌گویند مدرن. ان‌شاءالله در این جلسه فرصت بشود، اواخر جلسه عرض می‌کنم که اینی که بهش می‌گویند مدرن، از جاهلیت قبل از پیغمبر هم بدتر است. سگ زمان جاهلیت شرف دارد به این چیزی که امروز غربی‌ها آوردند. اثبات می‌کنم برایتان. آن چیزی که آن‌ها داشتند، به مراتب بهتر و بالاتر از چیزی بود که امروز غربی‌ها آوردند. بعد اسمش را گذاشتند مدرنیسم، زندگی مدرن. مدرن آن چیزی بود که پیغمبر آورد، تمدن آن چیزی بود که پیغمبر آورد، وگرنه همیشه تاریخ بشر، بشری که دور از معارف الهی بوده، همین‌جور حیوان بوده. از همه دوران‌های تاریخ حیوان‌تر، وحشی‌تر، کثیف‌تر بشر امروزه است. فرهنگ غربی، تمدن غربی، اسمش را هم گذاشتند مدرنیسم. بشر قدیم اگر وحشی بود، اگر جنایتکار بود، اگر شهوتران بود، سواد نداشت، اطلاعات نداشت، امکانات نداشت. امروز هوش مصنوعی در جنگ آدم‌کشی و جنایت و شهوترانی و بی‌بندوباری و افسارگسیخته. فضا را تسخیر کرده‌اند برای اینکه بهتر و بیشتر تکه‌پاره کنند. هیچ وقت بشر این حد از جاهلیت را تجربه نکرده، بعد بهش می‌گویند زندگی مدرن. مدرن آن چیزی بود که پیغمبر آورد. این آن حرف نویی بود که عالم را گرفت. بشر تا حالا تجربه نکرده بود. البته خورد به یک مردم نااهلی به اسم مردم مدینه. این‌ها این فرصت بی‌نظیر تاریخی را نابود کردند، سوزاندند. اگر آن‌ها آدم بودند، اگر اهل بودند، اگر از جنس شماها ملت مبعوث بودند، ادامه پیدا می‌کرد، به ثمر می‌نشست، تثبیت می‌شد موقعیت امیرالمؤمنین بعد پیغمبر. بشر می‌فهمید تازه زندگی یعنی چه، دین یعنی چه، انسانیت یعنی چه، رفاه یعنی چه، امکانات یعنی چه، امنیت یعنی چه، دانش یعنی چه. طعم زنده‌بودن، طعم زیستن را می‌چشید. نگذاشتند.

خدا لعنت کند آن کسانی که بنیان‌گذار این ظلم بودند. خدا لعنت کند آن مردمانی که در نقطه تاریخی آن کاری که باید انجام می‌دادند، انجام ندادند و قرن‌ها بشر را گرفتار کردند و بدبخت کردند. روزبه‌روز اوضاع خراب‌تر کردند تا جایی که اپسیلون‌ها آمدند عالم را به چنگ گرفتند. بشر به خودش، مثل جزیره اپسیلون، ندیده در طول تاریخ. هیچ فرعونی، هیچ جاهلی، هیچ موجود کثیفی به کثافت ترامپ ما سراغ نداریم در طول تاریخ. به جنایتکاری نتانیاهو سراغ نداریم در طول تاریخ. فرعون پیش این‌ها لنگ می‌اندازد. فرعون اشرف خلایق در برابر این‌ها است. اگر فرصت بود ده‌ها جلسه این‌ها را دانه به دانه برایتان ثابت می‌کردم، ولی حالا امشب در حد جلسه چند کلمه ان‌شاءالله عرض خواهم کرد.

پیغمبر یک تمدن جدید آورد. فقط یک حرفی که یک موعظه باشد و نصیحت باشد نبود. آمد ریخت به هم ساختار زندگی بشر را. من چهار پنج تا محور را می‌خواهم عرض بکنم در این جلسه که اوضاع قبل از پیغمبر چه بود؟ پیغمبر چه‌کار کرد در این بازه زمانی کوتاه ۲۳ ساله، خصوصاً این ده سال آخر. چه بود و چه کرد؟ البته جهاد عظیمی هم هم شخص او انجام داد، هم خانواده او انجام دادند، خصوصاً امیرالمؤمنین (علیه السلام).

اوضاع زمانه قبل از پیغمبر، خصوصاً در منطقه حجاز و یثرب، یکی از ویژگی‌های بارزش تعصب بود. تعصب یعنی چه؟ یعنی حمایت کورکورانه به حسب یک ارتباط ظاهری که حالا معمولاً هم این ارتباط ظاهری، ارتباط نژادی بود، ارتباط خونی بود، ارتباط قبیلگی بود. من پشت فلانی درمی‌آیم چون از یک قبیله‌ایم، از یک تباریم، از یک خانواده‌ایم، مال یک شهریم. این می‌شود تعصب. البته این ویژگی‌هایی که مال جاهلیت است، یک عده به صورت خیلی کثیف می‌خواهند بگویند جاهلیت مال عرب بوده، اوضاع دنیا خوب بود، عرب‌ها این وسط خراب بودند، پیغمبر هم در همین نقطه پیغمبر شد. نخیر! این چند تا که عرض می‌کنم، اوضاع و احوال کل بشر است. حالا البته منطقه حجاز از جهاتی از بقیه بهتر بود، از جهاتی از بقیه بدتر بود، ولی اوضاع کل دنیا این شکلی بود. این نبود که بگویید این‌ها متعصب بودند، بقیه جاها خوب بودند. نخیر، همه‌جای دنیا این شکلی بود، تعصب حاکم بود. مخصوصاً در آن منطقه، در آن منطقه یثرب، دو تا قبیله بودند به اسم اوس و خزرج. جنگ‌های قبیلگی طولانی و قدیمی با همدیگر داشتند. ۱۲۰ سال جنگ خونین با همدیگر داشتند. یکی از جنگ‌های خیلی معروفشان جنگ بُعاث بود. آبشان توی جوب نمی‌رفت. جنایتی بود که بین این‌ها در یک زمان طولانی برقرار بود، با آتش‌بس هم نداشتند. اصلاً درکی فراتر از ژن و خون و قبیله و این چیزها نداشتند. همه‌چیز بر محور قبیله بود، خانواده بود. این مال فلان طایفه است، آن مال فلان طایفه است. خصوصاً حالا یک رگ عربی هم بود که در برابر غیرعرب تعصب شدید بود. عرب و عجم. یعنی باز این‌ها خودشان دعواهای قبیلگی داشتند. روبه‌روی غیرعرب که قرار می‌گرفتند، یک جوری همبستگی پیدا می‌کردند، می‌گفتند ماها عربیم. یک تعصب عربی داشتند. حالا نکاتی هست عرض می‌کنم ان‌شاءالله که امروز اوضاع بدتر جاهلیت قبل از پیغمبر است.

این دوران جاهلیت بود. البته این کلمه «جاهلیت» هم که آن‌قدر در زبان‌ها هست و همه با آن آشنایند، کلمه‌ای است که قرآن در مورد دوران قبل از پیغمبر وضع کرده و معرفی کرده. این کلمه مال قرآن است، از جای دیگر نیست. یعنی خودشان در آن زمان به خودشان نمی‌گفتند دوران جاهلیت. کسی دیگر هم توصیف نکرده آن دوران را به جاهلیت. قرآن به این دوران گفته جاهلیت. و قرآن خیلی رندانه و ظریف و قشنگ کلمه «جاهلیت اولی» را برای این‌ها به کار برده، جاهلیت نخستین. در روایت ما فرمودند که در توضیح این گفتند به خاطر اینکه ما یک جاهلیت بعدی هم داریم. این جاهلیت قبل از ظهور امام زمان است که در روایت گفتند آن جاهلیت اتفاقاً از جاهلیت اولی، جاهلیت قبل پیغمبر، بدتر هم هست. جاهلیت اولی یک محور آن چیست؟ تعصب است که حالا قرآن ازش تعبیر می‌کند به "حمیّة الجاهلیة". حمیّة الجاهلیة.

پیغمبر چه‌کار کرد؟ آمد این تعصب قومی و قبیلگی را از بین برد. امت ایجاد کرد، اخوت ایجاد کرد. "انما المؤمنون اخوه". همه‌چیز آمد روی محور ایمان. "ان اکرمکم عندالله اتقاکم". شایسته‌سالاری در جامعه بر مبنای تقوا شد. این نبود که هر کی از قریش باشد برتر باشد، هر کی از بنی‌هاشم باشد باز بین قریش از همه برتر باشد، هر کی بچه پیغمبر و داداش پیغمبر و خواهر پیغمبر و فک و فامیل پیغمبر باشد، بشوند طبقه اول. خب این‌ها اقتضائات فرهنگ جاهلیت است. نه، یکهو از این منطقه شما یک شخص بزرگ بی‌نظیری به نام جناب سلمان در سن پیری خودش را به پیغمبر می‌رساند. ایرانی. حالا به حسب اسناد تاریخی پدرانش زرتشتی بودند. به دست پیغمبر مسلمان می‌شود. آن‌قدر به پیغمبر نزدیک می‌شود، می‌شود "منا اهل البیت". از خیلی از قریش به پیغمبر نزدیک‌تر، از خیلی از بنی‌هاشم به پیغمبر نزدیک‌تر. عموی پیغمبر عباس است. حالا در بعضی جنگ‌ها هم روبه‌روی پیغمبر بوده، البته بعدها می‌شود جزو صحابه پیغمبر. عباس کجا، محبتی که پیغمبر به عباس داشته کجا، محبتی که پیغمبر به سلمان داشته کجا؟ عباس عمویش است، از یک خانواده. معیار ایمان، معیار تقواست. خیلی عجیب است. در یک زمان ۱۰ ساله، حالا ۲۳ سال، خصوصاً آن ۱۰ سال آخر، یک همچین فرهنگ تعصب جاهلیت را پیغمبر تبدیل به همچین چیزی بکند. عرب و عجم از بین برود. یک سیاه‌پوستی مثل بلال بیاید بشود مؤذن پیغمبر. مؤذن در جامعه پیغمبر یک جایگاه ویژه و ممتازی داشته. تازه گفتند شینش هم یکمی می‌زد، سین می‌گفت. "اَشهَدُ" را می‌گفت "اَسْهَدُ". یک غیرعرب سیاه‌پوست آفریقایی که برده بوده، شینش هم درست نمی‌تواند بگوید، دور و بر پیغمبر شده جزو طبقه ممتاز. چرا؟ چون معیار ایمان، تقوا است. این‌ها صلاحیت می‌آورد. راه هم برای همه باز است. تو خودت را در میدان ایمان نشان بده، در میدان تقوا نشان بده، به پیغمبر نزدیک‌تر می‌شوی. یک حلقه بسته دور خودش ایجاد یک حلقه قدرت و ثروت و ژن خوب ایجاد نکرده. نه، از همه‌جای عالم هر کی بیاید به او نزدیک می‌شود، به او ملحق می‌شود. این‌ها ساختار فرهنگ و تمدن پیغمبر اکرم است. آمد بین مهاجرین و انصار اخوت ایجاد کرد. بین اوس و خزرج اخوت ایجاد کرد. بعد ۱۲۰ سال جنگ، این‌ها شدند با هم برادر. این‌ها برای همدیگر فداکاری و ایثار می‌کردند، برای هم جان و مال می‌دادند. خیلی این‌ها چیزهای عجیبی است.

دیگر چه؟ در فرهنگ جاهلیت، فرهنگ خونریزی، وحشی‌گری، انتقام بی‌ضابطه. وقتی پیغمبر آمد بین این مردم، گفت: من پیغمبرم. اوضاع و احوالی که بین این مردم بود، این شکلی بود: یک نفر از یک قبیله کشته می‌شد، در قصاصش کل قبیله را می‌کشتند. جنایتی بود که بین این‌ها رایج بود. پیغمبر چه‌کار کرد؟ اسراف در قتل را ممنوع کرد. حق ندارید قبیلگی بکشید. یک نفر را کشتند، یک نفر را می‌کشند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: من اگر کشته شدم، یک نفر مرا کشته، من یک دانه قاتل دارم، آن هم با یک ضربه مرا کشته. یک نفر کشته، با یک ضربه کشته. یک ضربه بهش می‌زنید، یک نفر را می‌زنید. خیلی این‌ها چیزهای عجیبی است. ما در این دوره از تاریخ که آمدیم، برایمان واضح است. اگر برویم در آن زمان یک سیری بکنیم، واقعاً مبهوت می‌شویم پیغمبر چه را تبدیل به چه کرد. قصاص را آورد، بعد قصاص قاعده‌مند. یک نفر در حد همان ضربه‌ای که زده. چشم را آسیب زده، چشمش در ازایش قصاص می‌شود. نه اینکه حالا چشم را زده، هر ضربه‌ای به هر جایی که توانستیم می‌زنیم. این وحشی‌گری است دیگر. قصاص را آورد. تازه قصاص را که آورد، ضابطه‌مند کرد. فرمود: عفو بهتر از قصاص است. وحشی‌گری ناموسی را بهش انضباط داد. هر کسی به هر کسی بخواهد نسبتی بدهد، نسبت به همسرش، هر ذهنیتی که پیدا کند، هر کاری بخواهد بکند، نه. اگر نسبتی می‌خواهد بدهد، چهار تا شاهد باید بیاورد. این چهار تا شاهد این‌جوری باید شهادت بدهند. این‌ها خیلی چیزهای عجیبی است. قبیله‌کشی ممنوع شد. دستگاه قضایی راه انداخت. عدالت را حاکم کرد در این زمانه کوتاه. این‌ها خاص مدینة الرسول، مدینة الرسول یعنی این‌ها.

دیگر چه‌کار کرد؟ عرب جاهلی، فاصله طبقاتی، شکاف طبقاتی. طبقه مرفه، یک طبقه. همه امکانات در چنگش بود، انحصار داشت. خصوصاً یهودی‌ها پول دست این‌ها بود. بانک دست این‌ها بود، ربا رایج بود. یک عده داشتند، به واسطه آن داشتند قدرت داشتند. به واسطه این قدرت، این ثروت برای این‌ها ماندگار و همیشگی بود. هر کی هم می‌خواست به ثروت این‌ها راه پیدا کند، باید می‌آمد تسخیر این‌ها می‌شد، نوکر این‌ها می‌شد. اگر یک پولی هم از آن‌ها به این‌ها می‌خواست داده بشود، بیگاری می‌کشیدند یا ربا می‌گرفتند. پولی اگر می‌گرفتند، چند برابر باید برمی‌گرداندند. نظام اقتصادی معیوب جاهلیت بود. پیغمبر آمد چه‌کار کرد؟ آن فضایی که عموم مردم در فقر و بدهی بودند، اوج فشار اقتصادی بودند، یک چهار تا آدم بودند این‌ها می‌خوردند و روزبه‌روز گنده‌تر می‌شدند. ربا را ممنوع کرد، در حکم محاربه با خدا. دست دزد را قطع کرد، بی‌محابا برخورد کرد با فساد اقتصادی. به جایش انفاق آورد، به جایش زکات آورد، به جایش صدقات آورد، به جایش خمس آورد. اگر همه می‌رفتند جنگ، غنیمتی حاصل می‌شد، بین همه عادلانه تقسیم می‌شد. نه بین آن‌هایی که زورشان و قلدر‌ی‌شان بیشتر بود. فرهنگ ایثار را آورد. آنی که بیشتر دارد، بیشتر باید فداکاری کند. فرهنگ همدردی را آورد. ثروت دیگر یک شاخص فضیلت نبود برای زندگی بشر. هدف زندگی نبود. ثروت یک ابزاری بود برای اینکه دنیایت را اداره کنی، آخرت و ابدیتت را باهاش بسازی. این چیزی است که پیغمبر آورد، به خورد این‌ها داد. بچه‌ها ببینید چه چیزهایی یکهو بین این مردم رواج پیدا کرد. البته من می‌دانم شما با خودتان می‌گویید: خب یعنی الان اوضاع خیلی خوب است با این اوضاع بانک و اقتصاد و گرفتاری و فقر و تورم ۳۰۰ درصد و... . نخیر، ما هم گرفتار فرهنگ جاهلیتیم، ولی باید حرکت کنیم به سمت آن تمدن. باید دوباره برگردیم به مدینة الرسول که این بازگشت مجدد به مدینة الرسول، همان دوران طلایی ظهور امام زمان، تمدن اسلامی است که مخصوصاً در این عبارات رهبر عزیز و بزرگوارمان حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای این را زیاد می‌بینید. اللهم صل علی محمد و آل محمد. ایشان از این کلمه "تمدن اسلامی" خیلی استفاده می‌کند. یکی از آن کلماتی که خیلی در بیانات ایشان رایج است، تمدن اسلامی. یعنی همین، دوباره برگردیم به همان مختصاتی که پیغمبر آورده، پیغمبر برایش مبعوث شده. قرآن گفته به همان مدینة الرسول. تازه مدینة الرسول باز به قله نرسیده بود، در مسیر حرکت به سمت قله. ولی دیگر دوران امام زمان قله است دیگر.

فرهنگ جاهلیت یثرب چه بود؟ یثرب همه‌ زندگی خلاصه می‌شد در غفلت و شهوت و سرگرمی و بیکارگی و علافی و این حرف‌ها. مخصوصاً در شهوترانی، مخصوصاً شهوت جنسی. زن یک ابزار بود، یک کالا بود برای شهوترانی. زن یک کالای مصرفی بود در بازار جنسی که مردها چون ثروت دستشان بود، قدرت داشتند، این‌ها باید یک جوری از آن مردها دلبری می‌کردند. مسابقه بین زن‌ها بود برای اینکه بتوانند دل مردها را تسخیر کنند، به واسطه این به پول و قدرت و امکانات این‌ها برسند. فضیلت زن در چه بود؟ در جاذبه‌های جنسیش بود که قرآن از این تعبیر می‌کند به "تبرّج الجاهلیه". تبرّج، جلوه‌گری، عشوه گری، شکار چشم هرز، شکار شهوت مردانه. این هم فرهنگ کثیف جاهلیت یثربی بود. پیغمبر آمد چه‌کار کرد؟ پیغمبر آمد یک زن جدید معرفی کرد. همسران او، فرزندان او، دختر او، یک چهره جدیدی از زن به تاریخ، به بشر معرفی کردند. فضیلت زن دیگر در این چیزها نبود. فرهنگ حیا، عفاف، پرده‌نشینی، فضیلت زن شد. مادری شد، همسری نمونه، شوهرداری عاقلانه، حُسن تبعّل، پرورش نسل طیب و طاهر. زن به جای اینکه یک طعمه‌ای باشد در چنگ چهار تا مرد هرزه، یک وسیله‌ای بود برای تربیت یک نسل رویایی. خدا انسان را در دامن او قرار داده، پرورش انسان را به او سپرده. این زن مدینة الرسول، این زن مدینة النبیه. زن یثرب، زن‌های هرزه بودند، "ذوات الاعلام" بودند. پرچم مشکی سر خانه‌هایشان می‌زدند به عنوان اینکه این‌ها فاحشه‌اند. هر کی در این شهر می‌آید، اگر خدمات جنسی می‌خواهد، به این‌ها مراجعه کند. بماند که این ذوات الاعلام بعدها مادر کیا درآمدند! مادر معاویه، مادر عبیدالله، مادر عمر و عاص. ببینید جامعه به کجا کشیده شد! جامعه به کجا کشیده شد! سمیه، مادر یکیشان. نه آن سمیه که شهید شد. مرجانه، مادر یکیشان. کثیف‌ترین زن‌ها شدند برجسته‌ترین زن‌ها. فرزندانشان شدند آدم‌های برجسته. دوباره برگشتند به همان جاهلیت. این کاری بود که پیغمبر کرد، این تمدنی بود که پیغمبر اکرم ایجاد کرد.

دیگر چه‌کار کرد؟ در یثرب جاهلیت، آن چیزی که حاکم بود جهل بود، بی‌سوادی بود، خرافات بود، رمالی بود، فالگیری بود، سحر بود. پیغمبر آمد عقل و علم را حاکم کرد. شوخی نیست. فریضه کرد، واجب کرد در هر مردی و بر هر زنی، یاد گرفتن و درس خواندن و دانش‌آموزی و دانش‌افزایی را. اجتماعاتی که این‌ها داشتند که بر محور غفلت و گناه و رقابت و این شهوات بود، تبدیل شد به اجتماعات بر محور یادگیری علم، دانشگاه، انس با معارف الهی، قرآن، حفظ قرآن. پیغمبر چه کرد؟ چه حجازی را تبدیل به چه حجازی کرد؟ به جای سحر و رمالی، علم، عقلانیت حاکم شد. البته این دوام چندانی نداشت، البته کامل هم از بین نرفت بعد پیغمبر، ولی به آن نقطه مطلوبی که باید می‌رسید متأسفانه نرسید. بعد پیغمبر قاپیدند خیلی از این‌ها را، منحرف کردند خیلی از این‌ها را.

بگذارید من چند کلمه در مورد این جاهلیت بعدی عرض بکنم بعد برسیم دوباره سر وقت امت پیغمبر. عرض کردم ما در زمانه‌ای هستیم که جاهلیت این روزگار بدتر از جاهلیت قبل از پیغمبر است. من چند تا مثال بزنم. همه این که گفتم را می‌توانم برایتان مثال بیاورم. عرض کردم تعصب حاکم بود بر جاهلیت. تعصب چی بود؟ عرب پشت عرب بود، عجم پشت عجم بود، کاری نداشت به اینکه این حق است یا باطل. خوب دقت بکنید. خیلی این عبارت‌ها عبارت‌های عجیبی است، ترسناک. واقعاً تن آدم می‌لرزد. عرب پشت عرب درمی‌آمد، کار نداشت به اینکه این موضعش حق است یا باطل. چون عرب بود، پشتش درمی‌آمد. الان روزگار چطور است؟ عرب پشت عرب درنمی‌آید در حالی که می‌داند موضعش هم حق است. عرب روبه‌روی دشمن عرب درمی‌آید در حالی که می‌داند موضعش باطل است. می‌بینی کاش این‌ها برگردند به جاهلیت زمان پیغمبر. کاش دوباره همان تعصبات بینشان حاکم باشد. عجم پشت عجم درمی‌آمد. الان عجم می‌رود به یهودی، به عبری، به آمریکایی، به فرانسوی رو می‌اندازد، التماس می‌کند. یاسمین پهلوی، همسر مشترک "تامرلی" و پهلوی و دیگران، می‌رود به آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها التماس می‌کند ایران را با بمب اتم بزنید، بعد می‌آید به ایرانی‌ها می‌گوید که اگر بمب اتم زدند نگران نشوید، ژاپنی‌ها وقتی بمب اتم خوردند پیشرفت کردند! بنده با ضرس قاطع به شما می‌گویم این خاک، این سرزمین بر اساس اطلاعات و دانشی که ما داریم تا به حال موجوداتی به کثیفی پهلوی به خودش ندیده. رذل‌تر از این‌ها در طول تاریخ ما نداشتیم. سابقه ندارد در طول تاریخ همچین موجوداتی. هرچی بوده، فارس بودند، آریایی بودند، نژادپرست بودند، ایرانی بودند. این‌ها بی‌وطنند. یک زمانی کار نداشتند به اینکه حق است یا باطل. می‌گفت هم‌وطن من است. الان می‌داند که حق کجاست، باطل کجاست و کاری به هم‌وطنش ندارد. یک زمانی تعصب، تعصب عربی بود، تعصب، تعصب مذهبی بود. پشتش درمی‌آمد چون عرب بود. پشتش درمی‌آمد چون سنی بود. امروز سنی پشت سنی را خالی کرده. عرب پشت عرب را خالی کرده. مصری و اردنی و اماراتی پشت فلسطینی را خالی کرده. سنی پشت سنی را خالی کرده. شافعی پشت شافعی را خالی کرده. مالکی پشت مالکی را خالی کرده. نه فقط خالی کرده، پشت اسرائیل درآمده، پشت یهودی درآمده.

در این سرویس‌های مدرسه از قدیم باب بود -حالا البته این چند سال که خب اصلاً اوضاع عوض شده- قدیم که مثلاً یک آرامشی حاکم بود توی مدارس اسرائیل، بچه‌ها صبح که مدرسه می‌خواستند بروند توی سرویس سرود داشتند. در اینترنت هست، سرچ بکنید می‌آید، جستجو کنید. سرودی که بچه‌ها در مدرسه می‌خواندند، بچه‌های اسرائیلی، این بود که "ما عرب می‌کشیم و از کشتن عرب لذت می‌بریم." مسلمان نیست، اصلاً کار به مسلمان ندارد. مشکلش با عرب است. بعد شما می‌بینید در فلسطین، در فلسطین یک کسی می‌شود رئیس دولت به نام محمود عباس که از اسرائیلی‌ها تشکر می‌کند بابت اینکه این‌ها دارند حماس را در غزه نابود می‌کند. ما نداشتیم در طول تاریخ همچین عربی. این بدترین نوع جاهلیت است. تا به حال ما موجوداتی به این رذلی نداشتیم. در حجاز هم که دیگر در نوع خودش ما واقعاً در طول تاریخ آن‌قدری که سراغ داریم، اطلاع داریم، حاکمانی به خبث و کثافت آل سعود نداشتیم. خیلی این‌ها پدیده‌های عجیبی‌اند و عجیب‌تر اینکه عادی شده همه‌چیز. همه‌چیز عادی است، همه‌چیز دیگر روال است. عرب جاهلی برای کعبه حرمت قائل بود. عرب جاهلی کعبه را تبدیل به بتخانه کرده بود. از کعبه پول درمی‌آورد. حرمت کعبه را حفظ می‌کرد. آل سعود چه‌کار می‌کند؟ پرده کعبه را می‌فرستد برای اپستین که در مناسک شیطانی خودش برای بت "بعل"ش استفاده کند. نداشتیم ما در طول تاریخ همچین چیزی. ما کثیف‌تر از این‌ها نداشتیم. و جالب این است که این‌ها همه را خودمان هم می‌دانیم. وقتی دوباره مرور می‌کنیم، بیشتر تعجب می‌کنیم. قبول داری جاهلیت مدرن، جاهلیت امروزی، از جاهلیت زمان پیغمبر به مراتب شدیدتر است؟

فرهنگ خونریزی و وحشی‌گری. با همه وحشی‌گری که عرب یثربی داشت، یک چیزهایی بین این‌ها حرمت داشت، یک قاعده‌ای بود. زن‌کشی نداشتند، بچه‌کشی نداشتند، یک روالی به جنگ حاکم بود. جنگ فردی ضابطه‌ای داشت، جنگ جمعی ضابطه‌ای داشت. زن کشتن، بچه کشتن، خیلی چیزهای عادی. مدرسه را می‌زند. حالا باز من برگردم از این خبث پهلوی‌ها بگویم که واقعاً کثافت این‌ها پایان‌ناپذیر است. پنتاگون آمریکا و سنتکام با یک سؤال در برابر خبرنگارها مواجه شده اند. خبرنگارها دارند می‌پرسند که مدرسه "مینا" را برای چی زدی؟ پنتاگون آمریکا و سنتکام گفتند آقا ما داریم تحقیقات می‌کنیم. هشت ماه است گفته‌اند داریم تحقیقات می‌کنیم. فرمانده سنتکام از جلسه آمده بیرون، خبرنگارها می‌ریزند سرش. مدرسه "مینا" را برای چی زدی؟ سکوت می‌کند، رد می‌شود. به پهلوی چی می‌گویند؟ آمریکا مدرسه "مینا" را برای چی زده؟ می‌گوید: آمریکا نزده، جمهوری اسلامی زده. بابا تو سه تا سور زدی به هرچی خر در عالم. به قول آن معلمه می‌گفت: مستریه برای تو خریت. تویی. آن فرمانده سنتکام، فرمانده آمریکایی، جرئت نمی‌کند همچین حرفی بزند، فرار می‌کند، درمی‌رود. جمهوری اسلامی زده! این که سپاه زده. خیلی موجودات عجیبی‌اند این‌ها. هیچ واهمه‌ای، هیچ نفرتی از اینکه آقا ۱۶۸ تا بچه کشته شده‌اند. از یکیشان فقط جلد چسب رازی به جا مانده، هیچی دیگر به جا نمانده. کی تاریخ به خودش یک همچین جنایت‌هایی دیده؟ خیلی هم عادی.

بعضی دوستان پرسیدند: آقا چرا چند وقت است این ترامپ و نتانیاهو هی می‌گویند حمله اتمی، نابود می‌کنیم؟ لغزگویی است، سروصدا است. یک بخشش هم حساسیت‌سنجی است. می‌خواهند ببینند اوضاع و احوال جهان، رسانه‌ها، این‌ها چطور است. این‌ها را می‌گویند بعد یک مشت ایرانی می‌آیند بعد همه این‌ها از نتانیاهو درخواست می‌کنند که بابا بزن دیگر لامصب! چرا آن‌قدر لفتش می‌دهی؟ دیشب آمده پیام فارسی گذاشته: چشم، نوکرتونم هستم، می‌زنم. واقعاً ما در طول تاریخ همچین موجوداتی نداشتیم. اوج جاهلیت است. جاهلیت زمان پیغمبر اگر الان سر بیرون بیاورد، این‌ها را ببینند، چنگ می‌اندازند به صورتشان، برمی‌گردند توی قبرشان.

فساد و فحشا زمان پیغمبر رایج بود ولی در همان فرهنگ جاهلی، همجنس‌گرایی کار قبیح و زشتی بود، انجام نمی‌دادند، اصلاً فرهنگ نبود، اصلاً رایج نبود، منفور بود. پس‌زمینه‌ی جاهلیت مدرن. می‌بینی اینستاگرام که حالا باز دوباره این پهلوی‌چی‌ها که از هر طرف می‌رویم دوباره به نجاست این‌ها برمی‌گردیم که بهش می‌گفتند عمو. مستندی که تازگی منتشر شد، سه نفر که حالا به نظر می‌رسد سه از چند تا، معلوم نیست، آمدند می‌گویند که آره، این ما بچه بودیم به ما تجاوز می‌کرد. آن یکی می‌گوید: اجلاس رؤسای جمهور اروپایی برگزار شده. همسرانشان آن‌ور ایستاده‌اند مصاحبه کنند. همسران رؤسای جمهور. مثلاً این‌ور ۹ تا رئیس جمهورند، آن‌ور ۹ تا همسران این‌ها ایستاده‌اند. این ۹ تا از آن ۹ تا همسری که ایستاده‌اند، هفت تاشان زنند، دو تا شان مردند. در طول تاریخ همسر آقای رئیس جمهور خودش آقا باشد نداشتیم. این‌ها مال فرهنگ جاهلیت مدرن است. این اوج طغیان بشر امروزه است. با این تفاوت که آن نمی‌دانست، امکانات نداشت، رسانه نداشت، دسترسی نداشت، از اول توی این محیط بار آمده. این دسترسی دارد، امکانات دارد، هوش مصنوعی دارد، چند میلیون کتاب در دستش است، در کسری از ثانیه برایش خلاصه می‌کنند. بنا ندارد حالیش بشود، نمی‌خواهد بفهمد. چشم می‌پوشد در برابر فهمیدن. مقاومت می‌کند در برابر فهمیدن. این‌ها نوبرند واقعاً.

مسائل اقتصادی هم که خب دیگر می‌بینید اوضاع و احوال جهان را. امثال ایلان ماسک و دیگران و بانکداری کثیف ربوی و مکیدن خون فقیر و استعمار. سرش را گرفته بالا توی هواپیما دارند ازش مصاحبه می‌گیرند. از ترامپ می‌گویند: برای چی به ونزوئلا حمله کردی؟ می‌گوید: برای اینکه آنجا نفت داشت. معاونش ایستاده بغل، می‌پرد توی مصاحبه می‌گوید: نه، آن‌ها حقوق بشر را رعایت نمی‌کردند. ترامپ می‌زدش کنار، می‌گوید: نفت داشت. یک زمانی یک سری چیزها را ظاهرسازی می‌کردند. حقوق بشر و آزادی و این‌ها. صاف ایستاده می‌گوید: نفت داشت. آقا نفت داشت، نفتش نفت دارد، گاز دارد، منابع دارد. دیگر من یادی از پهلوی نکنم چون دیگر واقعاً خودم دارم خسته می‌شوم از این موجودات خبیث. می‌بینید نسبت به فلان آثار باستانی، فلان روستای اصفهان اسمش عوض می‌شود، نمی‌دانم یک خشت از بالایش می‌افتد، تنگه‌ای که از زمان ساسانیان اسمش تنگه هرمز بوده، صد بار آمده گفته اینجا اسمش تنگه ترامپ است. نطق یکی از این موجودات کثیف و خبیث باز نمی‌شود، صدایش درنمی‌آید. انگار نه انگار. کاش این‌ها در حد همان ایرانیان باستان و زرتشتی‌ها و عرب‌هاشان، در حد همان عرب جاهلیت، عرب سوسمارخور، کاش همان بوده. کاش برگردند به آن روزگار. شرافت دارد برایشان. نسبت به حیا و این مسائل هم که دیگر نگویم که دیگر واقعاً جایی برای گفتن نیست. نسبت به خرافات، رمالی، سحر، جادو، دیگر از این هم بگذریم که می‌بینید چه اوضاعی به دنیا حاکم است. این جاهلیت مدرن ماست.

در برابر تمدن اسلامی پیامبر اکرم. یک همچین تمدنی آوردند. قدر ندانستند، شاکر نعمت نبودند. لذا قرآن یک دودستگی ایجاد می‌کند، می‌فرماید یا شماها شاکر این نعمتید. در سوره مائده می‌فرماید: یا شکر می‌کنید این نعمت را یا ارتداد پیدا می‌کنید. از این دو حالت بیرون نیست. علامه طباطبایی هم یک بحث فوق‌العاده شاکرین می‌فرماید: یک شاکرینند، یک مرتدند. آن‌ها که برمی‌گردند از این مسیر، مرتدند. یک دم می‌مانند و قدر می‌دانند، این‌ها می‌شوند شاکرین. قدر این نعمت، قدر این فرصت، قدر این تمدن را می‌داند. قدر ندانستند. مردم بدبخت در دوران حضرت زهرا (سلام الله علیها) نه فقط قدر ندانستند، کفران نعمت کردند. بر اساس متنی که دیشب با هم خواندیم، امیرالمؤمنین فرمود: این‌ها همه دست به دست هم دادند دختر پیغمبر را کشتند. قاتل پیغمبر دو نفر و چهار نفر و ۱۰ نفری که به خانه حمله بکنند و آن جور جسارت بکنند نبودند. همه آن مردمانی بودند که شنیدند صدای فاطمه زهرا را، دیدند مظلومیتش را. دیده بودند توصیه‌های پیغمبر اکرم را. دوباره برگشتند به جاهلیت. دوباره برگشتند به همان فرهنگ خونخواری و خون‌آشامی و نادانی و وحشی‌گری خودشان. چه وحشی‌گری؟ چه‌کار کردند؟ کارهایی کردند که سابقه نداشت. در هر فرهنگی انبیا حرمت داشتند. فرزندان انبیا حرمت داشتند. حتی بین مخالفین و دشمنانشان. چه برسد به این امت. هنوز چهل روز یا ۷۰ روز یا ۹۰ روز نگذشته از رحلت پیغمبر اکرم. با دختر او چه می‌کنند در این شهر؟ این خانه‌ای که پیغمبر وقتی پشت در می‌آمد در می‌زد، صدا می‌زد: "السلام علیکم یا اهل بیت النبوة". سه بار صدا می‌زد. اگر از داخل منزل فاطمه زهرا جواب می‌داد و در را به روی پیغمبر باز می‌کرد، پیغمبر می‌آمد داخل. اگر جواب نمی‌داد، می‌گفت: فاطمه من کار دارد، می‌رفت. هنوز چند روز از رفتن پیغمبر نگذشته، پشت این در هیزم آوردند. در خانه را آتش زدند. صدای فاطمه از پشت در بلند شد. فهمیدند فاطمه پشت در است. با لگد به در زدند. چه وحشی‌گری؟ چه وحش! کجا تاریخ به خودش دیده و بچه پیغمبر بعد پیغمبر این طور کشته شود؟ چند روز بعد رفتن پیغمبر. بگذارید به این مطلب هم تذکر بدهم، توجه بدهم. عمیق‌تر در این روضه گریه کنیم. این همه توصیه کرد. فرمود: من اجری از شما نمی‌خواهم. همه انبیای قبلی می‌گفتند ما اجری نمی‌خواهیم، اجرمان با خداست. پیغمبر اکرم مأمور شد از جانب خدا این شکلی بگوید به مردم: "من از شما اجری نمی‌خواهم، غیر از یک چیز: "الا المودة فی القربی". بعد از من محبت تو نسبت به این خانواده رسالت من باشد. من همچین تمدنی برایتان آوردم. من شما را از آن وحشی‌گری نجات دادم، به همچین روزگاری رساندم. بعد از من با این خانواده خوب و مهربان باشید، علاقه‌مند باشید. یک دانه دختر داشت از این دنیا، آن هم سیده نساء العالمین است، آن هم سرور بهشتیان است. چه کردند با او؟ رویش دست بلند کرده، دست بلند کرده‌اند، وسط کوچه بهش سیلی زده اند، بهش سیلی، بهش تازیانه زدند، غلاف شمشیر زدند. و این نکته‌ای که کمتر بهش توجه می‌شود: هم دخترش را کشتند، هم دختر پیغمبر را، هم پسر پیغمبر را. چون بچه‌های فاطمه را پیغمبر به نام فرزندان من صدا می‌زد. حسن و حسین تا وقتی پیغمبر در قید حیات بود به امیرالمؤمنین "پدرجان" نمی‌گفتند. یکم توجه کنید امشب. اشک بریزیم با هم. امام حسن اگر می‌خواست امیرالمؤمنین را صدا بزند، وقتی پیغمبر در قید حیات بود، صدا می‌زد: "یا اباالحسین"، ای پدر حسین. ای پدر حسین! امام حسین هم وقتی می‌خواست صدا بزند، امیرالمؤمنین را صدا بزند، صدا می‌زد: "یا اباالحسن". چرا؟ چون تا وقتی پیغمبر بود "یا ابتا"، پدرجان را فقط به پیغمبر می‌گفته. پیغمبر هم تا این بچه‌ها را می‌دید، می‌فرمود: "یا بنی"، پسرم. حالا با این مطلب این روضه را دوباره گوش بدهید. بین در و دیوار دو نفر بودند: یکی دختر پیغمبر، یکی هم پسر پیغمبر، محسن پیغمبر، بچه پیغمبر. چه وحشی‌گری بود. وحشی‌گری بود. عرب جاهلیت هم وقتی زن وارد دعوا می‌شد، غیرتش اجازه نمی‌داد روی زن دست بلند کند. اگر زن باردار بود، تعصب اجازه نمی‌داد برای زن باردار قدرت‌نمایی کند. حالا چی شده؟ پشت در خانه پیغمبر آمدند. دختر پیغمبر پشت این در است. نامرد می‌گوید: تا فهمیدم فاطمه پشت در است، پایم را گذاشتم روی در، "فَرَکَلْتُ الْبَابَ". آن‌قدر پایم را روی این در فشار دادم. نامه‌ای که خودش برای معاویه نوشته می‌گوید: دیدم صدایی از پشت در بلند شده. فهمیدم یک درد زنانه‌ای سراغش آمده. یادم آمد از کینه "اَحْقَادًا بَدْرِیَّتاً وَ خَیْبَرِیَّتاً وَ حُنَیْنِیَّتاً". یک لحظه داشت دلم قلبی یک لحظه داشت دلم نرم می‌شد، ولی این تعصب جاهلیت آمد سراغم. آن‌قدر پایم را روی این در فشار دادم، آن‌قدر فاطمه را بین این در و دیوار گرفتار کردم. یکهو صدای فاطمه از بین در و دیوار بلند شد: "یا فضّة، لقد قتَلُوا أحشائی". بچه‌ام را کشتند.

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.