
جلسه سیصد و بیست و هفت
معرفی
هر مرتبهای از شک یا شرک، مستلزم مرتبهای از سقوط است [01:37]
دل بستن به دنیا؛ حاکی از بیشترین مرتبه سقوط [02:16]
دل بستن به دنیا؛ حاکی از بیشترین مرتبه سقوط [02:16]
متن کامل
‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼
بسم الله الرحمن الرحیم
عَن سُفْیانَ بْنِ قَال سَمِعتُ أَبَاعَبدِاللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ یَقُولُ: «کُلُّ قَلبٍ فِیهِ شَکٌّ کُن أَو شِرْکٌ فَهُوَ سَاقِطٌ، وَ إِنَّمَا أَرَادُوا بِالزُّهْدِ فِی الدُّنْیَا لِتُفَرِّغَ قُلُوبَهُمْ لِلآخِرَهِ».
سفیان بنینه از امام صادق (علیهالسلام) شنیدم که فرمود: «هر قلبی که در آن شک یا شرک باشد، ساقط است و از زهد در دنیا این را اراده کردند که دلها برای آخرت فارغ باشد.» پس در واقع، مسئله اصلی، مسئله قلب است و اگر هم زهد واجب شده و دستور به آن داده شده است، به خاطر این است که دل برای آخرت فارغ باشد و دل از شرک خالی باشد و دلها با شرک سقوط پیدا میکند. شرک البته مراتب دارد؛ شک و شرک مراتب دارد. هر مرتبهای حاکی از یک مرتبهای از سقوط است تا به آن توحید کامل انسان نائل نشود که خدا انشاءالله همه ما را نائل بکند، انسان هنوز از مراتب معنوی ساقط است، از درگاه قرب الهی ساقط است. این شک و شرک سقوط میآورد.
یکی از آن چیزهایی که بیشترین سقوط را در این مسائل ایجاد میکند، همین دلبستگی به دنیاست. خدا انشاءالله دلهای ما را از حب دنیا خالی بکند. حب دنیا دل را مشغول میکند و مشرک میکند، شرک میآورد، دل ساقط میشود. لذا دستور به زهد دادند تا دلهایمان فارغ بشود.
حالا تعبیر «برای آخرت» را آوردهاند، به هر حال، بعد از زهد از دنیا، دل به آخرت وارد میشود؛ این قلب آخرتی میشود. باز به هر حال بعد از آن هم مراتبی هست و بعضی بزرگان به این مراتب میرسند که دلشان از آخرت هم فارغ میشود و حالا قدم اولش برای بنده این است که دلم از حب دنیا فارغ بشود تا برای آخرت در واقع آماده بشود. بعدش باز این است که از آخرت هم فارغ بشود تا به حریم توحید راه پیدا کند. بعد دیگر توحید افعالی است و توحید اسمایی است، توحید ذاتی است. و اول باید از این حریم آخرت در واقع باز عبور بکند. پس مرحله اول این است که از دنیا فارغ بشود، بعدش آخرت است، بعد مراحل… خب این هم از این روایت ۶۱۷ کتاب «جهاد با نفس» در باب زهد.
خدا انشاءالله قلب ما را برای آخرت و برای توحید فارغ بکند و ما را از این مشغولیتهای پوچ دنیایی خالی بکند.
الحمدلله رب العالمین
بسم الله الرحمن الرحیم
عَن سُفْیانَ بْنِ قَال سَمِعتُ أَبَاعَبدِاللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ یَقُولُ: «کُلُّ قَلبٍ فِیهِ شَکٌّ کُن أَو شِرْکٌ فَهُوَ سَاقِطٌ، وَ إِنَّمَا أَرَادُوا بِالزُّهْدِ فِی الدُّنْیَا لِتُفَرِّغَ قُلُوبَهُمْ لِلآخِرَهِ».
سفیان بنینه از امام صادق (علیهالسلام) شنیدم که فرمود: «هر قلبی که در آن شک یا شرک باشد، ساقط است و از زهد در دنیا این را اراده کردند که دلها برای آخرت فارغ باشد.» پس در واقع، مسئله اصلی، مسئله قلب است و اگر هم زهد واجب شده و دستور به آن داده شده است، به خاطر این است که دل برای آخرت فارغ باشد و دل از شرک خالی باشد و دلها با شرک سقوط پیدا میکند. شرک البته مراتب دارد؛ شک و شرک مراتب دارد. هر مرتبهای حاکی از یک مرتبهای از سقوط است تا به آن توحید کامل انسان نائل نشود که خدا انشاءالله همه ما را نائل بکند، انسان هنوز از مراتب معنوی ساقط است، از درگاه قرب الهی ساقط است. این شک و شرک سقوط میآورد.
یکی از آن چیزهایی که بیشترین سقوط را در این مسائل ایجاد میکند، همین دلبستگی به دنیاست. خدا انشاءالله دلهای ما را از حب دنیا خالی بکند. حب دنیا دل را مشغول میکند و مشرک میکند، شرک میآورد، دل ساقط میشود. لذا دستور به زهد دادند تا دلهایمان فارغ بشود.
حالا تعبیر «برای آخرت» را آوردهاند، به هر حال، بعد از زهد از دنیا، دل به آخرت وارد میشود؛ این قلب آخرتی میشود. باز به هر حال بعد از آن هم مراتبی هست و بعضی بزرگان به این مراتب میرسند که دلشان از آخرت هم فارغ میشود و حالا قدم اولش برای بنده این است که دلم از حب دنیا فارغ بشود تا برای آخرت در واقع آماده بشود. بعدش باز این است که از آخرت هم فارغ بشود تا به حریم توحید راه پیدا کند. بعد دیگر توحید افعالی است و توحید اسمایی است، توحید ذاتی است. و اول باید از این حریم آخرت در واقع باز عبور بکند. پس مرحله اول این است که از دنیا فارغ بشود، بعدش آخرت است، بعد مراحل… خب این هم از این روایت ۶۱۷ کتاب «جهاد با نفس» در باب زهد.
خدا انشاءالله قلب ما را برای آخرت و برای توحید فارغ بکند و ما را از این مشغولیتهای پوچ دنیایی خالی بکند.
الحمدلله رب العالمین
نظرات کاربران
هنوز نظری ثبت نشده است.