جلسه سیصد و سی و سه

جلسه سیصد و سی و سه

جهاد با نفس

معرفی

زهد در دنیا به چه معناست؟ [00:27]
بسیاری از محرّمات، بروز حُب دنیاست. [1:40]
شاخصه‌های زهد: [3:55]
کوتاه کردن آرزوها
شکرگزاری نعمات
پرهیز از حرام
زهد، حرام کردن حلال‌ بر خود نیست. [6:10]
یکی از ابعاد زهد، داشتن اطمینان به پروردگار است. [6:39]

متن کامل

‼ توجه: متن زیر توسط هوش مصنوعی تایپ شده است ‼

بسم الله الرحمن الرحیم. عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: قیل ل امیرالمومنین (علیه السلام): ما الزهد فی الدنیا؟ قال: تنکب حرام‌ها.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: به امیرالمومنین (علیه السلام) گفته شد که "زهد در دنیا چیست؟" امیرالمومنین فرمودند: "این که آدم از حرام اجتناب بکند؛ از حرامِ در دنیا فاصله بگیرد، این می‌شود زهد." این همان نکته‌ای است که چند مرتبه عرض شد که زهد واقعی و آن استاندارد زهد و سطح اصلی و لازم زهد همینی است که آدم مرتکب حرام نشود. نشانه این که آدم به دنیا پشت کرده و از دنیاگرایی درآمده و رو به آخرت کرده، همین است که دیگر به خاطر دنیا، حرام انجام نمی‌دهد. غیبت، حسادت، تکبر و خیلی چیزهای دیگر، همه بر مبنای حب دنیاست و این‌ها همه بروزِ حب دنیاست. انسان اگر این‌ها را مهار بکند که این‌ها رخ ندهد، عملاً حب دنیا را مهار کرده و از دنیا فارغ شده است.
عن ابی طفیل قال: سمعت امیرالمومنین (علیه السلام) یقول: ابی طفیل می‌گوید که از امیرالمومنین (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: "الزهد فی الدنیا قصر الاَمل و شکر کل نعمة و الورع عما حرم الله علیک." زهد در دنیا این است که آرزوهایت را کوتاه کنی. فی‌المثل حالا آدم فکر می‌کند که ۲۰ سال بعد هست، ۳۰ سال بعد هست، ۴۰ سال بعد هست. البته آدم باید با فرض این که هست، برنامه داشته باشد؛ یعنی نگاه کلان و بلندمدت داشته باشد. اگر ۱۰ سال بعد بود، چه کار می‌خواهد بکند؟ ولی ناظر به تکلیف باشد. اگر ۱۰ سال بعد هم بودم، این‌ها را به عنوان تکالیف شرعی خودم انجام می‌دهم، نه به عنوان مسائل آرزوهای دنیایی؛ آرزوهای بلند دنیایی. این مدلیه که حالا حالاها من فکر می‌کنم که خب بر اساس این هواها و این هوس‌های دنیایی هستم و حالا مثلاً از کیفم بهره‌مند می‌شوم، فلان لذت دنیایی را هم خواهم برد. برنامه‌ریزی می‌کنم ۱۰ سال بعد از کدام موهبت دنیایی و از کدام لذت استفاده بکنم، کاری بکنم که این لذت‌ها تا آن موقع هم بر، ماندگار باشد؛ این‌ها می‌شود آرزوهای بلند.
اولین ویژگی زهد این است که آدم این آرزوها را کوتاه کند. دومیش این است که هر نعمتی را شکر کند؛ "شکر کل نعمة". چیزهایی که در زندگی برایش پیش می‌آید، به عنوان نعمت ببیند و این‌ها را هم شکر بکند. درصدد شکرش باشد، توجه داشته باشد به نعمت بودنش، این که از جانب خداست و شاکر او باشد.
و سومش: "و الورع عما حرم الله علیک": نسبت به چیزی که خدا بر تو حرام کرده، پرهیز داشته باشی، مراقبت داشته باشی. این سه تا شاخصه‌های زهد است: آرزوهای بلند نداشتن، ملتفت به این که خیلی نیست، خیلی اینجا نمی‌ماند، آماده باشد برای رفتن. نه حالا من ۱۰ سال بعد دارم برنامه‌ریزی می‌کنم تا ۱۰ سال بعد این چند تا سفر را بروم، تا ۱۰ سال بعد از این خانه به آن خانه، به آن خانه، به آن خانه برسم، از این ماشین به آن ماشین، به آن ماشین، به آن ماشین برسم، از این کارخانه به آن کارخانه، به آن کارخانه، به آن کارخانه برسم. آرزوهای بلند که منافات دارد با زهد. همین که دارم، شکرش باشم و نعمت از جانب خدا بدانم و وظیفه‌ام را در قبال همه این‌ها بدانم و معصیت را بشناسم و مرتکب نشوم، این‌ها می‌شود شاخصه‌ها و علامت‌های زهد در دنیا که خدا ان شاء الله نصیب همه ما بکند و ما را بهره‌مند از این‌ها قرار دهد.
بخوانم این هم مرتبط است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: "لیس الزهد فی الدنیا باضاعة المال و لا بتحریم الحلال." زهد در دنیا به این نیست که مالت را بروی ضایع کنی و به این نیست که حلالی را حرام کنی. برای این که زاهد باشی، نمی‌خواهد بروی خودت را از حلالی محروم کنی، مالت را تلف کنی. بله، زهد فی‌الدنیا، بلکه زهد در دنیا اینه که: "...اَن لا تکون بما فی یدک اوثق منک بما فی ید الله عزوجل." زهد در دنیا این است که به آن چیزی که در دست خودت داری، اطمینانت بیشتر نباشد به نسبت آن چیزی که در دست خداست. این‌ها را خیلی کاره‌ای ندانی؛ این‌هایی که تو دستته را کار ندانی. خدا را همه‌کاره بدانی. فکر نکنی این پول تو کاری می‌کند، آبروی تو کاری می‌کند، زیبایی تو کاری می‌کند، این اسم و رسمت، این مسائل زد و بندهای ظاهری؛ این‌ها را مؤثر و کارا ندانی. خدا را همه‌کاره بدانیم و به آنی که در دست خداست، اطمینان بیشتر باشد؛ این می‌شود زهد.
خوب، در هر روایت، یک بعدی از این مسئله مطرح می‌شود. این است که آدم ملکوت را جدی بگیرد، واقعیت را در باطن عالم و آخرت بداند. آنجا را واقعی بداند، آنجا را اصل بداند. نمی‌شود که نگاه باطن‌بین داشتن در محاسباتش، امور فراطبیعی و فرامادی را اصل قرار ندهد، به آن‌ها دل نبندد، آن‌ها را جدی نگیرد و باور نکند. خوب، این‌ها خیلی شاخصه‌های مهمی نیست و خیلی هم کار دارد تا آدم به این‌ها برسد. خدا ان شاء الله نصیب ما بکند و این گونه زهدی ان شاء الله نصیب ما بشود. الحمدلله.

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.