جلسه هجده : نقش معنای مصدر در ترجمه

جلسه هجده : نقش معنای مصدر در ترجمه

ادبیات عرب
ادبیات قرآن

معرفی

چگونه معنای مصدر ترجمه مشتقات را تغییر می‌دهد؟

راز «ام‌الکتاب» در توجه و قصد

چرا واژه «امی» درباره پیامبر(ص) بی‌سواد بودن نیست؟

«امت» در قرآن؛ فراتر از یک جمعیت انسانی

غنیمت جنگی یا مطلق سود؟ اختلافی مهم در تفسیر آیه خمس

ظرافت‌های قرآنی در کاربرد «ابن ام» و «اللهم

متن کامل

‼️توجه: متن زیر صرفاً توسط هوش مصنوعی تایپ شده و ویرایش نشده است‼️
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم مصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم ظالمین من الان الی قیام یوم الدین یه اشاره اجمالی به بحث جدیدمون بکنیم با یه سری نکات انشالله دوستان هم ببین بحثی که ما داشتیم بحثو شروع کردیم درباره مصدر گفتیم که اول کلمات یا جامدن یا مشتق بعد کلمات جامد کلماتین که از کلمه کلمات مشتق از کلمه دیگه گرفته شده بحث در مورد این بود که مصدر جامده یا مشتق مصدر جامد یا مشت یه عده مثل موکودی کیشون شرح بر الفیه گفته که مستر جامده ولی شبیه مشتقه یه دم مثل ابن جنی ابن جنی از نحویون بزرگی که شیعه هم بوده و خیلی هم انصافاً حق به گردن ادبا ایشون میگه که مصدر مشتق خب اینجا عرض کنم که کوفیون و بصریونم نظرشونو داشتیم که اینها مصدر رو مشتق می‌دونن ولی تفاوتش در این بود که کوفیون می‌گفتن که اصل فعل مصدر از فعل گرفته میشه بصیر اون می‌گفتن که اصل مصدره فعل از مصدر گرفته میشه در هر صورت ما حالا اینجا بحثی که داریم اینه که مصدر اصله یا فعل اصل جلسه قبل اشاره شد دارم یه یادآوری می‌کنم که بیایم تو دل مبحث اصلا منظور ما از مشتق اینجا چیه ما یه سری اسماء مشتق داریم فعل مشتق داریم فعل مشتق که خب دیگه معلومه دیگه افعال مشتق ماضی مضارع امر بهشون میگه مشتق اسماء مشتق چند تاست اسم فاعل اسم مفعول بله ۸ حتی تا ده تا گفته شده اسم فاعل اسم مفعول صفت مشبه صیغه مبالغه اسم تفضیل اسم زمان اسم مکان اسم آلت و خود مصدر رو هم که ما گفتیم که مشتق بنابراین نظری که مشتق اینجا بحثی که هست اینه که تو ثلاثی مجرد اصل مصدر یا فعله چون توصیه مزید و رباعی و اینها که مشخصه که مصدرش از فعل گرفته میشه مثلا میگیم اکرمه اکرم اکرام اینجا اکرمه یکرم اکرام اکرام مصدر مشتقم هست ولی اصل برای فعلش بلکه فعلشه که اصل براشه یعنی اینجا اکرمه اصل اکرام اکرم گرفته شده پس تو ثلاثی مزید اصل فعل هیچکی هم اختلاف نداره اختلاف کجاست مزید و رباعی کسی اختلاف نداره که اصل فعله اختلاف تو ثلاثی مجرده که اصل فعله یا مصدر اینجا محل دعواست که گفتیم کوفیون میگن اصل فعله سه تا دلیل گفتند آدرسشو دادیم دوستان می‌تونن مراجعه بکنن بصریون هم گفتن که مصدر اصله اینام هفت تا دلیل گفتند که ما دوباره آدرسشو دادیم باز هر دوی این‌ها در ثلاثه مجرد که اختلاف بود خلاصه مجرد کوفیون گفت فعل اصل بصریون گفتند بفرمایید مصدر اصلی باز تو یه چیز هر دو اتفاق دارند که مصدر دوباره از محل بحث خارج چون مصدر میمی رو هم باز ما از فعلش میسازیم انشالله چند جلسه بعد صحبت مفصل خواهیم این از بحثی که ما اینجا داشتیم خاصیت این دعواها چیه اصلاً به درد ما می‌خوره یا نه تو قرآن ثمره داره یا نه ما چند تا از این خاصیت‌ها را اشاره بکنیم ببینید اگه مصدر برای فعل اصل باشه یعنی ما فعل رو از مصدر بسازیم باید معنای مستر تو فعل لحاظ بشه ولی اگه مصدر رو از فعل بسازیم دیگه نمی‌خواد معنای مصدر فعل لحاظ بشه ببینید بستگی داره شما کدوم رو اصل بگیری اگه مصدر اصل باشه یه وقت مصدر اصله یه وقت فعل اصل اگه مصدر اصل باشه معناش در فعل باید لحاظ بشه اگه فعل اصل باشه لزومی نداره که معنای مصدر توش لحاظ بشه ثمره مشخصه مثال الان زیاد می‌زنم دو سه تا مثال دو تا مثال قرآنی دو تا مثال فقهی که به شدت بحث کارایی داره قیمت اسب بله بله ما تو همه مشتقاتی که گفتیم اگه مصدر اصلش باشه شما اسم فاعل می‌خوای بسازی باید معنای مصدر رو توش لحاظ بکنی معنای مستم جلسه قبل گفتیم باید تا و نون و دال و نون داشته باشه در فارسی مثلاً خوردن خوابیدن دیدن رفتن آمدن مصدر ولی معنا رو بده مثلا خواب معنا نمیده معنای مصدری نمیده خواب مصدر نیست خوابیدن مصدره اینا با هم فرق و توش این فعل لحاظ بشه یا اون وصف لحاظ بشه باید تمام اون وقتی که این مصدرمو در نظر می‌گیریم یه وقتی هم کنارش در نظر بگیریم که این تو اون وقت داره اون وقتو پر می‌کنه یه خواب داریم یه خوابیدن داریم اسم مصدر و مصدر میگیم بعد اینا تفاوت فقهی هم داره مثلاً میگیم تو با طهارت چه تفاوتی میکنه مثلاً در مورد زن حائز ما اگه آیه قرآن رو مثلاً بحث طهارت رو مصدر بگیریم این یه معنا داره تور بگیریم اسم فاعل بگیریم یه معنای دیگه داره اگه زن همین که دیگه خون ندید جماعه باهاش جایز میشه یا نه خون ندید پاک شد حالا غسلم کرد یکی مصدر گرفته یکی اسم مصدر گرفته چرا ثمره حالا اینا همه بحثش به این برمی‌گرده که ما اون معنای مسته رو تو مشتقات لحاظ بکنیم به چه شرطی به شرط اینکه مصدر اصل باشه وگرنه اگه فعل اصل باشه ما مصدر از خود فعل ساختیم وقتی من فعلو اول داشتم بعد مسته رو از رو فعل ساختم حالا معنای مسته رو باید تو فعلم لحاظ بکنم اول فعل بود بعد مست در اومد معنای اینو تو اون لحاظ بکنی درست ولی اگه اول مصدر بود بعد فعل اومد شما باید معنای مصدر رو توش لحاظ بکنی الان چند تا مثال مثال خوب می‌زنیم که قشنگ بحث جا بیفته برای معنای مصدری ما جلسه قبل مثال زیاد زدیم بله بله ما عرض کردم اول جلسه تشریف نداشتین گفتم ما یه مروری می‌خوایم بکنیم چون از دوستان تشریف نداشتن با یه توضیحات اضافه بعد برگردیم بله سه تاشو گفتیم بقیه‌شم انشالله می‌گیم یه ۳۰ تایی انشالله خواهیم گفت اگه خدا توفیق بده مثلاً علمو باید بگیم چی دانستن دانش غلطه دانش اسم مصد دانستن مصدر حالا اینا رو بعداً توضیحاتشو انشالله خواهیم داد جهل ندانستن معرفت شناختن نه همه معنای دال و نون و طاعون و تو مصدر لحاظ بکنیم این تیکه خیلی مهمه که شما تو مصدر تو ترجمه‌اش اینو لحاظ بکنید دال و نون و تا و نون رو خیلی اثر داره آدرس هم دادیم کتاب الاشباح و نظائر فی النهر مال سیوطی جلد ۳ صفحه ۹۴ ۹۵ اینجا معنای مصدر بحث خوبی داره دو تا مثال قرآنی یک مثال قرآنی با سه تا مثال فقهی بزنیم در مورد اینکه معنای مصدر لحاظ بشه در مشتقات یعنی شما در فعلت باید معنای مصدر را اول کشف بکنی بعد فعل رو ترجمه کنی در اسم فاعل اول باید ببینیم که مصدرش به چه معناست بدین اسم فاعل چی میشه اسم مفعول اول مصدرش به چه معناست بعد این اسم مفعول تو قالب مفعولیت بیاد اسم زمان اول مصدرش چیه مثلاً مطل اگر حالا در مورد مسلک اختلافه که حالا مصدره یا اسم زمانه مغرب محل غروب اسم مکان درسته یا زمان غرو زمان غرو نصف زمانه خود غروب یعنی چی شما باید غروب رو لحاظ کنی مصدر و بعد اون غروبی که لحاظ کردی بیاری تو این معنای اسم زمانی با اسم زمان ترجمه کنی نه که جدا جدا نخیر همه اینا رو از رو مصدر ساختیم مصدرش چه معنایی داره یه مثال قرآنی بسیار خوب کتاب شریف التح فی کلمات القرآن الکریم جلد ۱ صفحه ۳۴ تا ۱۴۱ حالا در محضر قرآن هم که حتماً هستید بله آقا هستید انشالله کتاب ما اینجا میشه صفحه ۱۴۶ این ماده فعل اممه تخته رو خوب پاک کنم قرآن دارید دیگه ها قرآن‌ها دم دست باشه که زیاد هم سوره هم آیه زیاد احتمالاً تا آخر وقت با همین بحث بمون ببینید حروف ام حمزه میم میم که حالا بهش اصطلاحا مضاعفم میگن حالا بحث مضاعفو بعداً بهش می‌رسیم یک حرف دوبار تکرار شد حروف اصلی این الان ماده ماست سه تا حرف داریم اینجا ما میایم از این ماده می‌خوایم اسم بسازیم و فعل بسازیم و مشقات فراوون بسازیم مثلاً کلمه امام امام امت ام امیه امیم تیمم یمامه عمه آمین عمه یا ام اینا همه از این ماده ساخته میشه درست خوب حالا من آمینو می‌خوام ترجمه کنم یا مثلاً عمه یا امه یا مثلاً امام امام امام صفت مشبه است یا مثلاً ماموم اسم مفعول بفرمایید خود کلمه عام آم الف آمینم که میگیم یه وقت آمین فعل یه وقت آمین جمع عامه جمع اسم فاعل که تو قرآنم هر دوش آمین به معنای فعلی نیست ولی اون آمین الب قرآن حالا اینجا من این کلمه رو می‌خوام ترجمه کنم این مبحثی که ما داشتیم خاصیتش چی بود شما باید بیاید اول معنای مصدر رو پیدا کنی چون همه مشتقات اصلش چیه مصدر بنا بر نظر کیا بصری که ما گفتیم همین درسته البته اونی که درسته اینه که اونی که تو همش هست ماده است حالا این نظریه درست تره ولی حالا اینقدی که قبول داریم اینه که مصدر تو همش هست یعنی اصل برای همش مصدره این حرف درست نسبت به حرف کوفین این حرف درسته چیکار بکنیم اینجا میایم تک تک کلمات رو بررسی می‌کنیم برای اینکه اون مسته رو پیدا بکنیم معنیشو یه بحثی ما اینجا داشتیم چند جلسه قبل در مورد اشتقاق اشتغال صغیر اشتقاق کبیر اشتقاق اکبر اشتغال انتزاعی اینجا ما دو تا بحث داریم که هر روز زیر مجموعه اشتق گاهی دو تا کلمه هر دو از یک مصدره یعنی دو تا کلمه رو که بررسی می‌کنیم هر دو مال یه مصدره اینو بهش میگن اشتقاق صغیر دوتا کلمه هر دو مال یه مصدر نیست ولی حروفش یکیه اینم باز دوباره هم حروف یکی هم ترتیب حروف یکیه گاهی حروف یکیه ترتیبش به هم می‌ریزه این شد اشتقاق کبیر درسته گاهی دو تا حرف از حروف یکیه اکبر صغیر پس یه وقتی دو تا کلمه هر دو مال یه مصدره گاهی دو تا کلمه هر دو مال یه ماده است هر دو مال یه ماده است یعنی ماده هر دو یکیه مصدر درسته هر دو اینا تو این بحث ما کارایی داره ما اول با این اشتقاق می‌گردیم اون معنای جامع تو همه اینا رو پیدا می‌کنیم اونو می‌ذاریم مصدر یعنی اونی که تو همش هست بله یه ماده باشه دو تا مصدر بسازیم بله میشه مشکلی نداره مثل عمره دو تا مصدر میشه به معنای فرمان دادن و معنای کاری کردن هر دوش حالا بریم تو این بحث خودمون ببینید در مورد کلماتی که گفتم ام ام امام امام همه اینایی که گفته شد یه معنای جامع تو همش میشه گرفت اون چیه اون قصد مخصوص قصد همراه با توجه قصد همراه با توجه شما وقتی یه کسی رو قصد می‌کنی در عین حالی که بهش توجه داری او را قصد می این میشه همین ام همین مصدر این صیغه‌های مختلف و مشتقات مختلفی که به کار بردیم حالا ببینید مثال قرآنیشو ببریم اینا مثال پیاده بکنیم مثلاً ام همین ماده بر وزن فعله اومده حالا وزن فوله رو بعداً انشالله بهش اشاره خواهیم کرد یا مثلاً همین ماده است بر وزن فعل اومده صفت مشبه است امام صفت مشبه است امی مثلا اسم منصوبه اینا حالا توضیحاتش همه بعداً انشالله خواهد آمد آیه ۷ سوره مبارکه آل عمران منه آیات محکمات هنه ام الکتاب صفحه هنا ام الکتاب و اخر متشابهات اینجا در مورد کلمه ام که یک کلمه‌ای که صفت مشبه است جزو مشتقات چه جور باید ترجمه بکنیم اول باید برگردیم ببینیم مصدرش به چه معناییه مصدر عمر مصدر عمر حالا چه کلمه‌ای کار نداریم مصدر عمر با این مشتقاتی که ما گرفتیم گفتیم تو اشتقاق صغیر شما باید همه مشتقات رو یه معنای جامع از همش بگیری اونو بکنی به معنای مصدری مثلاً میگیم وصل کردن همراه با توجه این میشه معنای مصدر حالا ام الکتاب یعنی چی اصلا ام یعنی چی با اون کسی میگن که بچه بهش دستش می‌کنه و توجه بهش میکنه مادر بچه دائماً مورد توجه و قصدشه امام به کی میگن به کسی که اون شیعه اون پیرو دائماً او رو قصد می‌کنه و بهش توجه می‌کنه امت به کی میگن به یک جمعیتی که دیگران به این‌ها رو قصد می‌کنند و توجه می‌کنند مورد توجه هستند امت فقطم به مردم گفته نمیشه تو قرآن به زمان هم گفته شده سوره مبارکه یوسف و ذکر بعد امت حضرت یوسف به اون یکی گفت رفتی بیرون من سفارش منو پیش ربت بکنم بعد چند سال تازه یادش افتاد که یوسف بهش چی گفته بود این چند ساله میگه امه یعنی یه مقدار زمان قابل توجه این همش توش توجه خوابیده به اتوبان میگن امام انهما لب امام مبین شما تو این مسیر که میرید این آثار باستانی قوم لوط تو سوره حجره اتوبان شماست تو مسیرتونه که دارید میرید اتوبان مورد توجه دائم آدم توجه می‌کند از توش خارج نشه همین مسیرو بره و کلمات دیگه هرچی رو که بخوایم حساب بکنیم این معنای مصدر توش نهفته است شما باید مص توی ترجمه این مشتقات همه لحاظ بکنی اول معنای مصدر رو ببینی چیه بعد بیا چون مسترو ما اصل دونستیم دیدی ثمرش چیه حالا باز مثال قرآنی اینجا ام الکتاب به چه معناییه میگه یه سری قرآن آیات محکم داره یه سری آیات متشابه داره آیات محکم ام الکتابه یعنی شما هرجا تو متشابه گیر کردی برمی‌گردی به محکم توجه می‌کنی برای اینکه متشابه حل بشه اونو قصد می‌کنه و بهش توجه سوره مبارکه سوره ششم که میشه سوره انعام آیه ۹۲ صفحه ۱۳۹ و هذا کتاب انزلناه مبارک مصدق الذی بین یدیه ولتون ام الق ام القری به مکه می‌فرماید ام القری چون محلی بود که مورد توجه همه مسلمونا بود اون محلی که محل از بین همه قرا دریاها اونجایی که از همه جا بیشتر مورد توجه مرکز حکومت مرکز اسلامه میشه ام القرا دقت می‌فرمایین ترجمه‌ها چقدر قشنگ میشه مادر سرزمین‌ها که چی مادر سرزمین باشه در اومدن نخیر معنای مصدری ما وقتی معنای مصدری نمی‌کنیم ما میگیم مادر هرجا می‌رسیم یعنی مادر ام الکتاب یعنی مادر کتاب خب یعنی قرآن از تو این آیات محکم در اومده اینا زاییدن این آیاتو این غلط میشه چون معنای مصدری توش توجه نکردیم اینجا ام القرا یعنی چی یعنی همه سرزمین از تو دل مکه در اومده نخیر ام القری یعنی محلی که بین همه قرا محل توجه همه نگاه مکه حج اونجا انجام میشه اونجا بعثت بوده قرآن اونجا نازل شده مرکز اونجاست حالا آیات دیگه تو سوره مبارکه این دستگاه همراه با توجه گفت من مثل قصد کردن همراه با توجه میشه معنای مصدریش اینو باید تو همه مشتقاتش ما لحاظ کنیم تشخیص بدیم که حالا اینجا مادر همین تو اشتقاق شما باید همه مشتقات با هم لحاظ بکنید لحاظ بشه مگر اینکه یه وقتی حالا بعداً اشاره بهش خواهیم کرد یه وقتی یه کلمه‌ای هست این منقول میشه از معنای مصدری معنای مصدر نمیده بله یعنی یه کلمه منقول میشه انشالله دو سه جلسه شاید بیشتر آینده در مورد اینکه چی میشه که یه مصدری منقول میشه مثلاً کلمه زید این مصدره یعنی زیاد کردن ولی میشه اسم یه طرف یه درست شد از اینجور اسما زیاد داریم دیگه اصل اسم مصدر یا اسم فاعل مثلاً ولی دیگه معنای مصدری نمیده میشه اسم یه شخصی علم میشه اینجا منقول میشه اسم مفعول میشه اسم فاعل اسم فاعل میشه مصدر کاذبه لاقیه آیات قرآنی هم داریم ک** فاعل ولی معنای مصدری میده نقل پیدا می‌کنه بحث نقل انشالله بعداً خواهیم گفت که اشتباه نکن حالا همیشه هم همه جا رو باید مصدر معنی کنیم نه ولی برای همه کلمات اول باید معنای مصدرشو پیدا کنیم تا بفهمیم مشتق یعنی چی یعنی این الان کلمه ام صفت مشبه است در معنای مصدری چی چون مشتقات همه از مصدر گرفته شده دیگه پس صفت مشبه از یه مصدری گرفته شده درسته این نکته خیلی مهمه صفت مشبه مشتقه اصل در تمام مشتقات مصدر پس باید این صفت مشبه از مصدری گرفته شده باشه اول شما باید معنای مصدر رو نگاه بکنی بعد بیاری تو قالب صفت مشبه صفت مشبه می‌خواد وصف ثبوت رو برسونه یعنی معنای مصدری به علاوه ثبوتش این میشه صفت مشبه اون معنای مصدری در او ثابت است این میشه صفت مشبهه اون رحمت در این ثابت است میشه رحیم اون کرم در او ثابت است میشه کریم اون مسترو اول باید لحاظ کنی نمیشه بگی آقا من مصدر چیکار دارم من می‌خوام صفت مشبه رو ترجمه کنم مصدرش به چه معناست ثمره فقهی داره حالا همین مثال قرآنی بریم جلو ریاضی بله خب وزنم خیلی به ما کمک می‌کنه ولی در هر صورت برای ترجمه کردن اول چی می‌خوایم مصدر معنای مصدر باید بدونیم تا بتونیم ترجمه خب سوره اعراف آیه ۱۵۰ صفحه ۱۶ ولما رجع موسی آیه ۱۵۰ انا الی قومه غضبان از صفاتا میاد پایین تر قال ابن ام ان القوم استضعفونی پسر مادر می‌خواد جلب توجه بکنه هارون برای موسی میگه ابنم نمیگه ابن عبد یا نمیگه اخی ببینید لطایف قرآنی اینجاها در میاد برادر موهاشو کشید موسی گفت این چه وضعی پیش اومده اینجا مردم گوساله می‌پرستن موهاشو گرفت می‌کشید گفت ابن ام ان القوم استضعفونی پسر مادر اینها منو ضعیف کردن قدرت منو گرفتن خوب ابن عمر چرا میگه ابن ام پسر مادر شما وقتی مادر معنای مصدیشو بدونی یعنی امو اینجا چقدر مناسبت داره ای پسر کسی که به او توجه می‌شود من می‌خوام توجهتو جلب بکنم عاطفتو تحریک بکنم محبتتو تحریک بکنم توجه کن منو لحاظ کن وضعیت منم لحاظ کن شرایط منم در نظر بگیر ببین من تو چه شرایطی بودم اینا گوساله پرست شدن ابن یا مثلاً تو کلمه اللهم نه ظرایف و لطافت‌های قرآنیه اللهم یا الله بوده یار و انداختیم یه میم مشدد دادیم آخرش مرحوم آقای مصطفوی تو این کتاب از تحقیق می‌فرمایند نخیر این یا الله بوده یا الله عمه اما فعل امره سولاسی مجرد فعل امر مضاعفه حالا بعداً در مورد اینا صحبت خواهد شد یا الله عمه عمه یعنی چی معنای مصدری چی بود قصد کردن همراه با توجه یعنی به من توجه کن یا الله عمه یا تو قواعد عربی میگن که میشه بیفته حرف ندا حذف بشه شده الله عم این ثقلش که برداشته بشه شده اللهم چقدر قشنگ شد الله عمه خدایا توجه کن یا الله بوده یادش افتاده میم مشدد آخر اومده معنایی نمیده جذابیتی نداره هیچ ظرافتی نداره ولی این چقدر ظرافت داره الله عمه توجه کن حالا خواستمو میگم ظرافت داره وقتی ما معنای مصدری بتونیم کشف بکنیم تو همه مشتقات بیاریم حالا باز مثال اینو مرحوم آقای مصطفوی تو همین کتاب التحقیقی داریم می‌خونیم ایشون اینجا مطرح کردن که اینجور بوده حالا خیلی جاها گره‌ها رو باز میکنه عنده ام الکتاب حالا من دیگه آیاتشو رفرنس نمیدم بله میون نیاریم فقط داستان اینجا کلمه ابن ابن عم دیگه حاکی از اینه که اون جنبه برادری و اینکه هر دو از یه مادرند را هم داره عنده ام الکتاب پیش خدا نزد خدا ام الکتاب من دیگه اینا رو آدرسشو نمی‌دونم فقط آیاتشو می‌خونم خوب پیش خدا ام الکتابه یعنی چی اون محلی که بهش توجه می‌شود و از اون کانون کتاب صادر می‌شود و اما من خفت موازینه حاویه کسی ترازوی اعمالش سبک باشه امه حاویه حاویه اون اسم بخشی از جهنم ام او هاویه است یعنی اون محلی که باید بهش توجه بکنه ببین چقدر قشنگ شد مادرش حاوی است یعنی چی میاد بغلش می‌کنه این سوره ۱۰۱ آیه ۹ دیگه اون سه چهار سوره آخر قرآن چند تا سوره الذین یتبعون الرسول النبی الاممی این کلمه امی پیغمبر ما پیغمبر امیه یکی می‌گفت یعنی بچه ننه العیاذ بالله مامانی پیغمبر مامانی خوب امی یعنی چی یعنی پیغمبر مورد توجه مورد توجه خدا بوده امی بوده منصوب به عم او در کانون توجه خدا بوده در کانون توجه انبیا بوده چقدر معنا عوض میشه با اون امی که بگیم آقا یعنی اینا مادرا بچه‌ها رو دوست داشتن نمی‌ذاشتن مدرسه برن اینا رو می‌گفتن تو پیش خودم برای دل خودم بی‌سواد آقا بی‌سواد می‌خواست بگه یه چیز دیگه می‌گفت چگونه امی لحاظ نمی‌کنیم معنای مصدر رو تو کلمات هر کلمه واسه خودش ترجمه روش غلطیه خیلی اینی که دارم میگم قیمتیه نمی‌دونم حالا قدشو می‌دونید یا نه خیلی قیمتی کلمه امی ام یعنی در کانون توجه امی منسوب به اون کانون توجه حالا یعنی یا در بیتی بوده که اون بیت کانون توجه بوده یا در شهری بوده که اون شهر کان توجه بوده یا در نسلی بوده که اون نسل کانون توجه بوده اینا هر کدومش چون امی بوده یعنی همه یهودیا نگاهشون به این بود اومدن پا شدن جزیرة العرب و گرفتن به خاطر اینکه پیغمبر به دنیا نیاد اگه پیغمبر به دنیا اومد بکشنش تو سفر چقدر حضرت ابوطالب مراقب بود که پیغمبر گزندی نبینه اون بحیرا در دی پیش اومد و بعد پیغمبرو دید و گفت من نشانه‌های پیغمبر شما رو می‌دونم این همون بچه است با اینکه پیغمبر ۱۲ سال مورد توجه بود از اول بشارتش اومده بود مخصوصاً حضرت مسیح مبشراً به رسول من بعدی اسمه اسم احمد احمده اینا همه میشه در کانون توجه همه توجه‌ها رو بردن به اون سمت از اول خلقت این امی یعنی مادر دوسش داشته بغل خودش نگه می‌داشته نذاشته بره مکتب درس بخو بی‌سو بله جان بعضیا میگن که پیغمبر درس نخونده بودن ولی از این کلمه مستقیم ما کنت ما تدری ما کنت تدری ملکتاب ولیمان بله از این آیه میشه درآورد تو چه می‌دونستی کتاب چیه چه می‌دونستی ایمان چیه تو ما چی بگم اینک ماتخذته به یمین ای تو نمیتونستی چیزی بنویسی قدرت نوشتن نداری ولی از این آیات در میاد که پیغمبر سواد نوشتن نداشتند ولی امی خیلی ظرافت کلمه بیشتره کلمه را الکی اسرافش نکنیم هو الذی بعث فلامیین رسولاً خب همه اینا امی بودن یعنی هیچ کدوم سواد نداشتن یعنی در کانون توجه امت‌ها بودند در کانون توجه یهودی‌ها بودند در منطقه‌ای بودند که کانون توجه بود ببین چقدر تعابیر ظرافت پیدا می‌کنه امیگ بعد الان امت امت پیغمبر امت یعنی چی جمعیتی که کانون توجهند از اول حضرت آدم بشارت بهش داده شده که امتی میاد آخرالزمان اینجوریه اون روایتی که داره هست موسی با خدای متعال صحبت میکرد گفت چرا خدایا انقدر تو امته پیغمبر آخرالزمان ترجیح میدی که جواب مکه چون اینا ده تا چیز دارند عزاداری عاشورا دارند نماز جمعه دارند حج دارند چی دارن چی دارن چی دارن ده تا چیز را فرمودند اینا باعث شده که من این امت رو ترجیح بدم اینا امت مورد توجه بعد تازه بقیه انبیا هم دوست دارن که در ذیل این امت امت مسلمه در ذیل امت مسلمین بمیر در ذیل این امت باشند دعای حضرت ابراهیم دیگه که خدای نسل من امت مسلم قرار بده ذیل این امت بشه از اول مورد توجه بوده زمانی که مورد توجه باشه زمان طولانی به این میگن امه و ذکر بعد امت دیدی چقدر خود کلمه امام شخصیتی که مورد توجه دائماً باید نگاهت بهش باشه چی میگه چیکار می‌کنه جهت گیری چیه موزش چیه احکام شرایع همه را از او باید گرفت لذا ما کلمه امامو دیگه فقط نمیاری مخصوص ۱۲ امام که برخی هم برگردن بگن آقا گفتن امام خمینی امام به امام خمینی حرامه بابا خود کلمه امام در مورد انبیا که به کار رفته تو قرآن در مورد علمای دیگه به کار رفته در مورد فرعون به کار رفته قرآن جلاهم ائمه النار ائمه نار امام بار معنای مثبت نداره یعنی شخصی که مورد توجه یه جمعیتی دنبالش رفتن و نگاه می‌کنن چشمشون به اینه که این چی میگه این چیکار می‌کنه این چه موضعی میگیره این میشه امام پیش پیشوا حالا پیشوا ما تو فارسی واژه‌ها رو تک کلمه‌ای که ترجمه می‌کنیم ظرافت‌های عربی رو نداره لذا ما یه کلمه عربی رو باید با یه جمله فارسی ترجمه کنیم این از ظرایف زبان عربی که امام باقر علیه السلام فرمودند زبان عربی زبان اشرف به خاطر اینکه او تمام زبان‌ها رو ترجمه می‌کنه ولی هیچ زبانی نمیتونه او رو ترجمه کنه یه کلمه میگید یه جمله انگلیسی رو ترجمه می‌کنه ولی برای اینکه یه کلمه عربی رو ترجمه کنی باید یه جمله انگلیسی جمله فارسی بیار تو فارسی و عربی ببینید چقدر قشنگ چون یه کلمه می‌خوای بگی تلفن همراه عرب میگه جواله هاتف ولی برای اینکه حالا هاتفو بخوای ترجمه کنی باز نمی‌تونی بگی تلفن همراه هاتف یعنی جایی که شما صدا رو می‌شنوید ولی تصویر نمیبینی آ باریکلا انگلیسی خود کلمه عربی ظرافت داره هاتف یعنی جایی که صدا شنیده میشه تصویر دیده نمی‌ کلمه‌ای بگی خیلی سخت به ندرت پیش بیاد تو زبان فارسی ما اینجوری داشته باشیم یه کلمه‌ای باشه که یه جمله معنا داشته باشه ولی عربی اینجوریه و حالا جلوترش ان ابراهیم کان امتا خود ابراهیم امت بود امت یعنی چی آماده توجه آقا ابراهیم ۵۰۰ هزار نفر بود شبانه مشتقات تو همه مشتقات معنای مصدری داره لحاظ میشه معنای مصدر شد توجه کردن همراه با قصد مثال فعلی نزدیم بیشتر مثال‌های اسمی زد حالا مثال فعلی هم کلمه آم آمین حالا آم اسم اسم فعل بله اسم خب اینجا آمین به معنای چیه یعنی توجه کن آمین بانک اسم فعله دیگه آمین از ماده امم است و مصدرش معنای توجه کردن میده پس شما تو آمینم باید اینکه دعا می‌کنیم میگیم آمین توجه امام جلو امام جایی که انسان بهش توجه می‌کنه داره میره تو مسیری که داره میره توجه میکنه بهش توجهش به جلو بله تو امام یا کلاً بله بله بله هم قصد کردن و اینم از این حالا باز مثال‌های دیگه می‌زنم بیشتر جا بیفته مثال‌های مخصوصاً حالا تو روایات مثال فقهی ببینید اینجا ما آیه‌ای داریم تو قرآن حالا من اینم باز جلد کلمه غنامت خوب وقتم که داریم کتاب شریف از تحقیق جلد هفتم صفحه ۳۳۱ در مورد کلمه غنم خب اینجا ما یه بحث فقهی خیلی مهمی داریم اختلاف فتوا که شما غنیم این آیه قرآن و علم انما غنمتم من شیئن تو سوره مبارکه سوره هشتم آیه ۴۱ این آیه رو بیارین سوره انفال آیه ۴۱ صفحه ۱۸۲ وعلموا انما قدمتم من شیئن فان الله خمسه و لرسول و القربا اهل سنت میگن آقا در مورد خمس آیه تو قرآن نداریم آیه ۴۱ خب اینجا ما میگیم آقا کلمه غنمتم داریم هر آنچه که غنمتم اینو باید خمسشو بدید غنیمت جنگی ما چی می‌گیم می‌گیم نخیر غنمتم شما باید معنای مسته رو توش لحاظ کنی مصدرش به چه معناست مصدرش غنیمت بردن یعنی مطلق سود بردن غنیمت به این معناست مصدر معنای غنیمت جنگی معنای مصنوی که توش لحاظ می‌کنی قلمتو میشه هر آنچه که شما بردی مطلق سود برد سودی که بی زحمت حاصل بشه سود خالص باشه به قلم به گوسفند میگن قنم تو سود خالصه نه کار می‌کنه نه بار میده همش سود گوشتشو پوستشو اینا همش سود سود خالی خالی یعنی هیچ چیزی اضافه نداره پس این کلمه غنیمت رو ملاحظه فرمودید اینجا ما میگیم که آقا مطلق سود بردنه معنای مصدر و توی مشتق لحاظ می‌کنیم مرحوم مصطفوی هم اینجا میگن هو تناول مالن لم یکن مالک له من قبل یه مالی دست شما برسه که قبلاً مالکش نبودی حالا یا به عنوان سود به دستت برسه یا به اصالت و بدون و بدون معامله اون غنیمتی که تو جنگ دستت میاد میشه یکی از مصادیقش تو کاسبی مگه غنیمتی دستت بیاد میشه بازی مثال دیگش پس اصل خمس آیه قرآن داره شیعه نظام اقتصادیش به خمس بوده که تا حالا مونده کتاب‌ها نوشتن وهابی‌ها البته بیشتر وهابی‌ها مانور میدن من حالا دارم برخی کتاباشو تو منزل او چه دست و پایی زدن برای اینکه اثبات بکنن که این چیزی که آخوندای شیعه درآوردن هیچ آیه‌ای نداریم هیچ دلیلی نداریم حتی با یه و مناظره می‌کردم تو مکه همین بحث اونم شد در مورد خمس غنیمت جنگیه غنیمت جنگی تو جنگ اگه غنیمت گیرتون در صورت اینجا کلمه قنم غن غنیمت که مصدری شه قلم تو مصدرش میشه غنیمت غنیمت یعنی مطلق سود بردن معنای مصدر ما تو تمام مشتقاتش باید لحاظ بکنیم مصدر معناش چیه مطلق سود بردن نه غنیمت جنگی غنیمت جنگی که اصلاً مصدر نیست اسم اسم جامد غنیم اینم از این حالا بازم مثال دیگه هم داریم تو روایت داره که لیس منا من لم یتقن بالقرآن لیسه منا من لم یتقن فیالقرآن در مکاسب شیخ انصاری تو این روایت مفصل بحث شده محل اختلاف دعوا و درگیری از ما نیست کسی که تغنی به قرآن نکنه تغنی به قرآن اینجا تغنی یعنی چی یعنی لم یتقنه شما باید اول چیکار بکنی معنای مصدر یه عده اومدن گفتن که آقا اینجا مصدر غنائه یعنی اینجا تقنیه مصدر ثلاثی بفرمایید مزید باب تفعل چرا چنین مستر اصل نیست مسکن مزید همه اونایی که گفتیم خاصیت داره مصدر ثلاثی مزید که اصل نیست ما باید بریم معادلشو پیدا کنیم تو مصدر سولاسی مجرد می‌بینید دو تا مصدر اینجا میشه گرفت یکی غنا یکی غنا غنا یعنی همین لهو و لعب و بزن بکوب و اینها قنا یعنی بی‌نیازی بی‌نیاز بودن حالا لیث منا من لم یتقن بالقرآن دو تا فتوای کاملا متفاوت دادن گفتن آقا یعنی غنا در قرآن اشکال نداره شما غنا جاهای دیگه حرومه اینجا چهچه بزنی صدا بندازی رو گلوت هر کار می‌خوای بکنی اینجا قنا اشکال نداره من گفتم نه آقا شأن قرآن عجله هزینه اینجا منظور از غنا یعنی از ما نیست کسی قرآن داشته باشه باز احساس کنه که کمبود داره با قرآن بی‌نیاز نشه احساس بکنید چیز کمی گیرش اومده احساس بکنه که کمبودی داره تفاوت پیدا می‌کنه جفتشو فتوا داریم در بین علما توی مکاسب شیخ انصاری هم بهش اشاره شده حالا اینجوری کتابی هم نوشته شده غنا موسیقی این جلد سوم صفحه ۲۲۵۷ اینجا این بحث اونجا بهش اشاره کردن گفتن و تقنی هاهنا به معنا استغنا و هو تفعل من الاستغنا لا من الغناء به معنای بی‌نیازی نه به معنای قنا درست با آواز و چهچه و صوت تو گلو انداختن اینا لم یتقن به معنای غنا باشه خوب اگه کسی بخواد چه چه بزنه قرآن اشکال نداره بنا بگیریم اما به معنای قنا بگیریم این ربطی به اون بحث نداره این داره چیز دیگه می‌رسونه اگه کسی توی بهار داره کسی قرآن بهش داده بشه و احساس بکنه چیز کمی بهش داده شده فقط اعظم صغیرا و صددر عظیما چیز بزرگی رو کم شمرده و چیز کمی رو زیاد شمرده کسی علم قرآن بله بله بله بله بله ما شیعیان بله کسی می‌تونه قرآنو بخونه کسی می‌تونه قرآن رو بفهمه کسی با قرآن آن اونس داره کسی حافظ قرآنه کسی تدبر می‌کنه تلاوت می‌کنه همه رو شامل میشه هر کدوم تو سطح خودش درجاتش مت کسی اگه احساس بکنه آقا قرآن چیه ما نشستیم می‌خونیم بریم بشینیم پائولو کوئیلو بخونیم قرآن که چیزی ندار این چیز کمی رو زیاد شمرده و چیز زیادی رو کم شمرده لیث منا من لم یتقن بالقرآن کسی با قرآن بی‌نیاز نشه از ما نیست کسی قرآن داره و نگاهش به اینه که غربیا چی میگن کس قرآن داره نگاهش به اینه که من برم چهار تا کتاب دیگه بخونم اونا بیشتر مطلب گیرم میاد لیث منا بی‌نیاز نمیشه بحث غنا باشه نه آقا تو قرآن قنا کن در قرآن باید چهچه بزنه قشنگ بخونه صداشو هوش مفصل بحث کردن اومدن گفتن که غنا بخاطر اینکه با مجالس لهو و لعب و اینا مناسبه واسه همین حرامه اینجا تو قرآن چون مجلس لهو و لعب کاری نداره بحث مکاسبی که داشتیم همین بحث‌ها رو می‌پرداخت خوب این از این بحث ما یه کوچولو نکته این تموم شد پس معنای مصدر در تمام مشتقات باید حفظ بشه این نکته فوق العاده کلیدی اینایی که ما میگیم دیگه همش دیگه برمی‌گرده به تمرین شما اصل نکته رو ما گفتیم دیگه باید بری تمرین بکنید و اینو از توش در بیارید خوب من فقط در مورد اوزان مصدر بحث اومد سراغ اوزان مصدر مصدر وزن مصدر رو بشناسیم مصدر ثلاثی مزید که وزنش مشخصات قب اشاره کردیم رباعی مجرد رباعی مزید اینا همه وزنش مشخصه جلسات قبل اشاره شده در ثلاث مجرد که گفتیم اصل همه ماجرا همون مصدر ثلاث مجرده که باید برگردیم ببینیم وزن خاص داریم البته این اصل مصدر ثلاثی مجرد سمائیه اصل کار سمایی ولی یه سری فرمول‌هایی داریم که خیلی می‌تونه به ما کمک بکنه یه سری وزن‌هایی خیلی کمک می‌کنه تو یه سری معانی بیشتر وزن‌ها تو اون معنا به این صورت میاد فعالت در حرفه معنایی که در حرفه باشه مریضی مثلاً سوال و اینها اتاق بله جلسه قبل اشاره کردیم باز دوباره یه اشاره اجمالی به این‌ها می‌کنیم و من اینجا وزن مصدر فکر کنم سیتای شاید نوشته باشم بله ۱۹ ۳۲ تا ۳۲ تا ۸۴۰ تا وزن ما اینجا نوشتیم کتابی هم که استفاده نمی‌کنیم صرف ساده است چون قبولش نداریم اصلاً یعنی من تو این بحث همه کتاب‌ها نگاه می‌کنم کتاب خوبیه خدا خیر بده زحمت کشیدن ولی سر تو حوزه انصافاً غریب خیلی غریبه یعنی صرف از نحو مهمتر ولی شما تو حوزه سه سال نحو می‌خونی یه سال شش ماه صرف می‌کنی اونم صرف ساده و نصفه صرف ساده و نصفه چون معمولاً استادا نمی‌رسن تموم کنن به بحث اسم که می‌رسن اونم بخش عربی سخته خیلی مهمه بحث اسم خیلی مهمه اصل بحثمونو گذاشتیم رو اسم هم بحث صرف فعل البته ما از همه چی گفتیم می‌خوایم بحث بکنیم بحث بلاغت داریم بحث تجوید داریم بحث چون مبن قرآن ادبیات قرآن ولی اونی که اصل کاره صرفه یعنی شما اگه صرف بلد باشید با دست و پا زدنی جمله را ترجمه می‌کنی میری نحوه خالی بلد باشی نمی‌تونی گیر می‌کنی تو ماده رو گیر بیاری این الان اشتقاقش به چیه از چی گرفته شده اسم فعله ظرفش مهمه تو نحوش حالا آدم یه جوری بالاخره ترجمه می‌کنه این فاعل مفعوله کدوم نوع از مفعولات مفعول له مفعول فیه مستل بله فصل لغتم خیلی مهمه جان ما اینجا بحث لغت رو هم خیلی بهش الان امشب که بحث دو سه تا بحث لغتی داشتیم بحث لغت از بحثهای فوق العاده مهمیه که در حوزه این هم متاسفانه خیلی غریبه خوب اینجا شعری ابن مالک که اوزان رو در این شعر آورده تو الفیه فعلو قیاس و مصدر المعد منزی صلاستن کرت درددا و فعل الله زم بابه فعل کفرحن و کجون و کشل و فعل لازم مثل قعدا له فئون بترادن کنار سویت شهر کرده ما تو جزوه‌ها هم متن الفیه رو آوردیم هم متن سوئیتی رو آوردیم ولی تفکیک کردیم و همه رو دسته‌بندی کردیم قشنگ مرتب حالا جز دوستان تهیه بکنن همه رو جدا جدا مطرح کردیم اینایی که می‌خوایم بگیم پس گفتیم قالبیه ما سه تا رو گفته بودیم قبلا الان از اول می‌خوایم بگیم متد دیگه ادامه اون سه تا نیست افعال متعدی در مورد فعل متعدی و لازم بعداً یه بحث خواهیم کرد الان فقط یه نکته در حد صرف می تو صفحه میر این بود که آقا اگه فعل فقط فاعل بخواد میشه لازم اگه فعل از فاعل تجاوز کنه بیشتر از فاعل بخواد این میشه چی متعدی پس فعل فقط فاعل بخواد میشه لازم حالا افعال متعدی معمولا مصدر مصدر ثلاثی مجردش بر وزن فعل میاد فعل جان ضرب احسن ضرب اخذ فتح حمد سمع اکل اکله زیدون شی همه همد الله زیدون یا همه زیدون الله ضرب زیدون ام اخذ زیدون کتاب همش متعدیه متعدی غالباً مصدر فعل میاد این اولیش وزن فعل بتونم یکی دوتا دیگه هم بگم دیگه بسته اینو دیگه حالا تو فعل لازمه فعل لازم فعل لازم اگر مکثورالعین باشه این مصدرش غالباً بر وزن فعل میاد فعل مثل حسد حسد مثل تعب تعب مثل اصفه اسفف نام سوره قرآنی هم هست مثل جزع بفرمایید جزع مثل وجع به چه معناست درد داشتن وجع اینم از این مفتوح العینم اگه باشه غالباً بر وزن فئول میاد اینم سومی لازم باشه لازم بود دیگه حسد مفعول نمی‌خواد که تع مفعول نمی‌خواد خسته شدن اسف تاسف خوردن جز ناله کردن وجع درد داشتن خب اینا همه لازمه سومیم لازمه مفتوح العین این دیگه برای امروزمون آخریش باشه مفتوح العین وزن فئول میاد غالباً میگیم قاعده قعده قعود رکع رکوع سجده سجود دخل دخول خرج خروج من سوم و نمو میشه باز اینجا اشاره انشالله این ۴۰ تا رو میگیم بعد یه دو سه روزی فقط تمرین می‌کنیم دو سه جلسه فقط تمرین می‌کنیم میایم یعنی این قواعد گفته می‌شه چون بخوایم الان لابلای هر کدومش بگیم تمرینشو بکنیم قرائتی میشه همه رو داریم انشالله بعد جلسه بعدش با جزوه میایم نگاه می‌کنیم یه متن طولانی نهج البلاغه می‌ذاریم که همش سرتاسر مصدر بسم الله این مصرف بر چه وزنیه چرا فعل متعدیه بر این وزن اومده این فعل لازم برای مظلومه مفصل تمرین می‌کنم یه جوری که دیگه شما تو خواب خواب مصدر ببینی اینجوریه برنامه انشالله الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آلهطاهرین اللهم ص

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.