جلسه بیست : ارتباط مصدر و مباحث تفسیری

جلسه بیست : ارتباط مصدر و مباحث تفسیری

ادبیات عرب
ادبیات قرآن

معرفی

تفاوت بنیادین جامد و مشتق

چرا شناخت وزن‌های عربی برای فهم آیات حیاتی است؟

رحمان؛ مبالغه در رحمت یا مصدر؟

قرآن؛ قرائت خدا، پیامبر و مردم در یک واژه

ظرافت‌های نهفته در آیه «و قرآن الفجر»

نقش مصدر در درک مفعول مطلق و مشتقات

متن کامل

‼️توجه: متن زیر صرفاً توسط هوش مصنوعی تایپ شده و ویرایش نشده است‼️
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد فال طیبین الطاهرین و لعنت الله علی القوم الظالمین من الان الی قیام یوم الدین خوب ما امروز می‌خوایم تطبیق بدیم من فقط برای مرور بحث‌هایی که گفتیم ۳۲ تا صیغه رو برای ۸ارم یادم رفت بیارم آ ۸ تا هم گفتیم که وزن نادر حالا اونا مهم نیست جلسه بعد ۳۲ تا وزن قالبی که توی سلاسی مجرد بود که جلسه قبل گفتیم یه مرور حالا اون ۳۲ تا که به کنار مصدرهای سولاسی مزید هم پایتخته داشته باشیم دیگه دوستان یادشونه دیگه مصدر اول چی بود افعال دومی چی بود تفعیل سومین چی بود مفاع بدیش افتعال بعدی انفعال بعدی تفعل بعدیش تفاعل بعدیش افعال بعدیش استفعال بعدی اف ایلال بعدیش اف ای آل ایال بعدیش اف وال اینا همه مصدری مصدر ثلاثی مزیدم کنار اون ۳۲ تا یا به تعبیری چهل تا این ثلاثی مزید مصدرهای رباعی مجرد و کنارش داشته باشیم رباعی مجرد اگه آورده باشم الان جزوه که انشالله آوردیم فعل فعله و فعلال رباعی مجرد فع زلزله و زلز فعلال این ربای مج دوتا مصدر در مزید شم رباعی مزید مصدر می‌نویسیما بابو نمی‌خوایم بگیم اینا مصدره یادتون باشه رباعی مزید تفعلل یکی بود دومیش ان لال بود و سومیش رو هم با این جزوه‌های ما بخیر کنه سومیش هم اف ال لال بود اف ال لال اف ال لال این مجموعه مصدرها هرچی بود مصدر تو ادبیات عرب ایناست ۴۰ تا اونجا ۱۲ تا اینجا یه دونه رباعی مجرد دوتا بفرمایید که یه یه باب در واقع و سه تا هم اینجا حالا اون ۱۲ تا رو گاهی بهش اضافه کردن سولاسی مزید که خیلی ما باهاش کار نداریم اون ۴۰ تا هم حالا گفتیم که نوسان داره ۴۰ تا مصدر ولی اصل اصل اصل اصل همه ادبیات عرب مصدر اصل اصل همه مصدرها هم ثلاثه مجرده کسی سولاد مستر سولاسی مجرد رو بلد باشه ۷۰ درصد ادبیات عرب یاد گرفته تو بحث مفعول مطلق به درد ما می‌خوره تو بحث مفعول عجله به درد ما می‌خوره تو بحث مبدا مشتقات به درد بحث ترجمه کردن عمده کار مصدر اصلا خود کلمه قرآن مصدره کل قرآن مصدر خود قرآن مصدره حالا می‌رسیم امروز در موردش یه بحث‌های خیلی خوب و مفصلی انشالله خواهیم داشت خیلی مهمه بحث و خیلی هم تو حوزه غریبه اصلاً کسی کارش نداره کی کار داره کس مصدر و یاد بگیره قشنگ می‌تونه عربی صحبت بکنه و ترجمه بکنه و بخونه مصدر عمده ما حالا شاید تا فروردین اردیبهشت سال دیگه تو مصدر بمونیم از اولم گفته بودیم این بحثمون شاید چهار پنج سال طول بکشه تجوید میگیم بلاغت میگیم لغت میگیم تو یه روز اگه همین پنج تا درس باشه حداقل ۲ سال می‌خواد تا درس به نتیجه برسه حالا می‌خوایم اینا رو یه روز در میون بگیم اونم فقط یه ساعت خیلی وقت میبره حالا انشالله دوستان همت و حوصلشو داشته باشن که انشالله بریم سراغ سوره مبارکه الرحمن که محل بحثمون بود می‌خوایم بریم خواستگاری عروس قرآن صفحه چند بود آقا ۵۳۱ بحث‌های قبل مرور میشه و به شدت هم کارایی داره اولاً باید ببینیم که کلمه اسم یا فعل حالا حرفو که ما اصلاً فعلاً حالا حالاها باهاش کار نداریم الان تا مدتها بحثمون کلاً در مورد کلمه است که حالا فعلاً تو اسمی بعدا میایم فعل رو مفصل بحث می‌کنیم بعد تازه میریم سراغ کلام این کلمه تو این سیاه که اومده چه خاصیت‌هایی پیدا می‌کنه و چه اتفاقاتی میفته بعدش میایم مستقیم خود سوره مبارکه الرحمانو از اول شروع می‌کنیم اونجا در مورد حرف و بحث بلاغت و حرف و تجوید و این‌ها رو همه رو دیگه اونجا داریم انشالله فعلاً حالا حالا ما تو علم سر هستیم اگه خدا بخواد این بحثم صرفمون مثل صرف حوزه گفتیم که نیستش خیلی فرق می‌کنه اول از همه ما پس باید ببینیم که این اسم فعل نشونه‌هاشو قبلاً گفته بودیم یکی بحث اسموفل بود بعد یکی بحث جامد و مشتقه که این دوتا رو اول باید حل بکنیم کلمه‌ای که می‌خوایم بریم جلو بعد میام سراغ مصدر بودنش و وزنش پس این سه مرحله رو ما الان می‌خوایم توی این پیش بریم قبلاً اومدیم کل سوره الرحمن رو بحث کردیم که این کدومش اسمه کدومش فعله الان خیلی رو اون کاری فقط می‌خوایم یادمون باشه ذهنمون گم جامد و مشتکو می‌خوایم پیاده کنیم با بحث مصدر بسم الله الرحمن الرحیم خوب من فقط یه نکته باز دوباره بین الحلالین سید حسن نصرالله تیکه کلام بین الحلال بین پرانتز اینم بگم بنویسم اینو پایتخته ما ده تا وزن قالب در جامد داریم در مورد جامد قبلا گفته بودیم که اگه بر ذات دلالت بکنه میشه جام حدس دلالت بکنه میشه مشتق پس اینو کلاً داشته باشیم جامد برزاد آقایون چیکارش کردیم چقدر خوب شد و بر حدس دلالت بکنه میشه مشتق حدسم گفتیم یا صفت یا فعل یعنی خودش به تنهایی نمیتونه محقق بشه ولی ذات به تنهایی محقق می‌شود این یه فاکتور خیلی خوب برای بحث جامد و مشتق الان به شدت تو تفسیر این سوره الرحمن به کار ما میاد سوره الرحمان سوره بسیار سختیه نکات ادبیش فراوونه نکات بلاغتی زیاد کلمات منحصر به فردش خیلی خیلی از کلمات قرآن فقط در سوره الرحمن اومده دهان ورده همه اینا رو که فقط توی الرحمان اومده هیچ جای دیگه هم نیومده به شدتم نکات ادبی تو کلمه مصدر ولی اصلا معنای مصدری نمیده باید فقط جامد معنا بشه این مشتقی بوده که نقل به جامد پیدا کرده توضیحات داره باید بگیم ملاک جامد و مشتق چیه پس جام دلالت بر ذات می‌کنه اینا قبلاً گفته بودیم حدس مشتق دولت بر حس می‌کند حدسم یعنی صفت و فعل خودش به تنهایی نمی‌تونه محقق بشه باید یه چیزی باشه که او برش بار بشه یه عینی می‌خواد که اینور اون بار بشه این یه ملاک خیلی خوب ۱۰ تا وزنم ما در جامد داریم که اینم باز به درد ما خیلی می‌خوره در جامد هم در سلاسی جامد سلاسی هم در رباعی جامد هم در خماسی جامد ما یه سری وزن نداریم اینا به درد ما می‌خوره سلاسی جام ۱۰ تا وزن قالبی داره تو صفحه میر ده تا کلمه را اشاره کرده توپ پاورقی شعرشو گفته ما شعرشو می‌نویسیم میگه که اسم‌های سلاثی ده بود ای عاقل بله ای عاقل ۱۱ شمارم نگار بر صفحه دل فلس فرسو کت ازود حبر و عنب هبرونب قفل کلید حاج حسن قفل و صورت و دگر عنق دانو اول قفل صورت دگر عنق دان ابل چند تا شد ۲۳۴۵۶۷۸ ۹ ۱۰ این ده تا وزن قالبی ما در اسم جام اسم ثلاثی جام فلز اینا همه چیه جامد درسته فلسو فرس و کتف و ازودو معناشم همش مشخص هبرو هبر عالم عنب قفل ساعت حبر به دواتم ظاهرا میده عنب قفل صورت عنق اب این ده تا وزن ما داریم در سولاسی جامد رباعی جام رباعی جامد این پنج تا خیلی توش معروفه جعفر این دیگه شرمر نداره جعفر درهم زبرج مثال برسان بله مثلا میشه فولول میشه فولول قیمت فعل وزن خیلی به درد آدم می‌خوره مثلاً من الان دو تا وزن به شما میگم تفاوت این دوتا چیه چندین جلسه بعد به این دوتا میرسیم مزاج و مجاز مزاج بر چه وزنیه فعال مجاز بر چه وزنی مفعل چند تفاوت داره چرا برم نزدیکه بعد کاملا دوتا معنای جداگانه داره هیچ ربطی به همدیگه نداره معناش به جعفر یعنی نهر کوچک درهم یعنی پول سفید زبرج یعنی زینت بورتون یعنی پنجه شیر قیمت یعنی صندوقچه اینم از رباعی جامد ۵ تا بس خماسی جامد هم سفرجل علیکم به سفر خوندیم خیلی به خوردن به سفرج اوزعمل قزعم خزعبلم که میگن حماسی قزع که شتر قوی جهمرش مر پیرزن قرطعب شی حق این پنج تا وزن ۴ تا وزن مال خماسی جامد حالا ما سولاسیش خیلی به کار بریم سوره الرحمن در صرف می بهش اشاره شد رباعی جام بیشتر از اینا میشه فرض کرد حالا اینو دیگه مشهور و رایج خوب الرحمن این کلمه چیه بسم اللهش رو خیلی الان بهش کاری جان بله جامد یا مشتقه اینجا دیگه می‌بینیم که کاملاً تسلط به معنا به درد می‌خوره حالا ما خورد خورد میریم جلو معنیش انشالله هر کدومشون میگیم الرحمان من اول ترجمه می‌کنم بعد شما بفرمایین که این از کدام سنخ الرحمن گفتند که مبالغه در رحمت خیلی دیگه خیلی خیلی دیگه رحمت درش هست اینو میگن رحمان الرحمان الرحمان که الف لام داره حالا خودمون کلمه رحمان فعلان این جامده یا مشتق با توجه به این معنا مشتق مصدر میتونه باشه یا نمی‌تونه باشه از جهت وزنی ما وزن فعلان رو داشتیم یا نداشتیم داشتیم کجا بود وزن فعلان لیان احسنت احسنت احسنت بر حاج آقای کریمی وزن فعلان رو در لیان داشتیم تو این وزن‌هایی که ما گفتیم میشد وزن چندم دهم بود احس سیزدهم فعلان بود خب این دهمی فعلان بود اونورم تو معانی که گفتیم وزن فعلان رو گفته بودیم یا نگفته بودیم فعلان جز معانی نگفته فعلان را جز معانی گفته بودیم خب پس اجمالا ما فعلان داریم ولی اینجا این فعالان مصدر هست یا نیست باید دن و تن بهش بتونیم بدیم درست شد اون هم نکته ۳۰۰۰ میلیاردی است نمی‌تونیم اینجا دن و تن بهش بدیم رحمان پس اینجا مصدر نیست حالا چیه بعداً انشالله در موردش بحث علمه خب علمه که اصلاً چیه القرآن به به به القرآن چرا مصدر ما وزن فولان داشتیم یا نداشتیم وزن فعلان مورد دوازدهمین بود تو این ۳۲ تایی که گفتیم غفران مثال زیاد داره برهان غفران سبحان عصیان عرض کنم خدمتتون که رجحان مصدرهای بر وزن فعالان زیاد داریم خیلی ظرافت تو این مصدر بودن قرآن خیلی خیلی ظرافت آوردم براتون بخونم ۳ صفحه مرحوم مصطفوی در مورد این کلمه صحبت کرده ترکونده واقعاً خب اینجا وزن فولان رو داشتیم اونورم تو معانی که گفته بودیم برای فعلان چیزی نگفته بودیم خب بله برای فولان چیزی اشاره نکردیم در مورد معانی قرآن کلمه قرآن اون الف لامش که به کنار ماده اصلیش چیه ماده پرنده جان قاف و را و حمزه الف و نونشم که زائده است این دو تا مصدر یکی قرائت مصادر زیادی براش گفته شده حالا این دوتا اصلیش قرائت و قرآن قرآن هم یعنی در واقع اینجوری بوده آن اصلش اینه همزشو باید بیاریم با یه این علف و نونشم که میشه زائده قرآن معنای مصدری اگه بخواد بگیره چی باید بگیم اول ما باید اشتقاقشو در بیاریم برای مصدر یعنی ببینیم تمام مشتقاتی که این کلمه داره در شقاق صغیرش اینها چه معنایی دارد و معنای جامع بین همه اینا رو بگیریم مثلاً به هیز میگن قرع ثلاث قروع بله به حیض میگن قرعه کتقور اسم مصدر حالا بعداً در موردش بحث اینو داریم قرائت رو داریم و کلمات زیادی هست حالا اینجا جلد ۹ از تحقیق صفحه صفحه ۲۴۱ ایشون نظر شریفشون بر اینه که معنای اصلی این کلمه تفاهم و ضبط معانی مکتوبه به وسیله بصر معنای که ایشون می‌گیره فهمیدن فهمیدن و ضبط معانی مکتوبه به وسیله چشم کسی با چشم معنایی رو ضبط بکنه معنای رو ضبط بکنه حالا در ذهنش ضبط بکنه اینو بفهمه و ضبط بکنه این میشه قرائت مصدرش رو باید بگیم دیگه فهمیدن میشه مصدر قرائت و قرآن جفتش معناش همین میشه این نظر مرحوم مصطفوی از مجموعه ایشون این کتابش کتاب اجتهادیه در لغت آرا رو میاد مطرح میکنه جمع‌بندی می‌کنی یه چیزی رو مطرح می‌کنه خیلی کتاب فوق العاده خدای حضرت جوادی هم تو کتاب تفسیر تصمیمش در این کتاب استفاده ما پس معنای قرآن رو اون باید بگیریم دیگه معنای مصدری میشه فهمیدن و ضبط معانی مکتوبه وسیله چشم یعنی شما با چشمت معنا رو می‌نویسی در ذهنت هک می‌کنی هک کردن معنا در ذهن به غر پس چرا میگن زنی که حائزه چرا بهش میگن قرب ایشون میگه که چون زن حائز هی باید بیا خودشو چک کنه ببینه که مثلاً وضعیت عبادتش به چه نحویه معاشرتش با همسرش به چه نحویه فضای زندگیشو کد بحث بهداشتشو همه اینا گره خورده با این مسئله لذا هی باید بیاد چک بکنه هی باید بیاد قرائت این میشه قرائت با چشمش هی باید ببینه که وضعیتش به چه نحوی شده به کجا رسیده تموم شد نشد لکه بینی داره نداره این میشه قرعه اون چقدر لطایف پیدا میشه اینجا والمطلقات یترب انفسهن ثلاسط قروه مخصوصاً با این سیاق این آیه چقدر قشنگ میشه زن‌های مطلقه باید سه تا قر صبر کند یعنی هی بیان غر کنن ببینم خب برو اول تموم شد برای اینکه چی بشه پاک بشه ولا یحل لهن ان یکتم لما خلق الله فی ارحامن که این تو سوره بقره آیه ۲۲۸ مطالعه احوالشون هی باید بکنن و دقت در جریان ایامشون و حساب قروعشون و صبر کنند تا اینکه این سه تا گروه تموم بشه که این دیگه پاک بشه و ایام دشت تموم بشه از این جهتم وابسته مطالعه کنه ببینه که وضعیت به چه یعنی گویا همه ما زن حائزیم بلا تشبیه العیذ بالله قرآن قرائت بکنیم انگار کارمون گیره از این جهتش شباهت داریم امور زندگی مختله اگه شما نبینی یعنی زنی که بخواد اصلاً حواسش به این نباشه که اون پنبه و قطنی که گذاشته و اینها اون الان در چه وضعیه خب این بیاد و کثافت و آلودگی و همه بدنشو بگیره و وضع زندگیش مختل میشه از اونور بحث عدشه از اینور بحث نماز و روزشه از اونور بحث معاشرت با همسرشه اینا همه به این بنده خب چه جور میشه یه زن اصلاً بگه آقا من اصلاً نگاه نمی‌کنم کاری ندارم من روز به روز نگاه نمی‌کن چه جور میشه یه عبد کاری به قرآن نداشته باشه روز به روز نره مراجعه نداشته باشه این نجاست و کثافت کل زندگیشو می‌گیره زندگیش وابسته به این قرائته ببین چقدر معنا لطیفه معنای قرآن اینه که آدام به وجد میاره معنای قرآن اینه اینجور خوندنی که آدم بهش وابسته است باید بیاد بخونه اصلاً نمی‌تونی نگاه نکنی نمی‌تونی نبینی نمی‌تونی ساده بگذری قرآن این از معنای قرآن بعد ایشون می‌فرمایند که والقرآن مصدر جعل اسما تو صفحه ۲۴۴ مصدری که تبدیل به اسم شده مصدری که تبدیل به اسم شده یعنی چی یعنی مشتقیه که چی شده جامد شده مشتقی که جامد شده اینو گفتم اشاره جلسه قبلم کردم جلسات بعدم انشالله توضیح میدیم گاهی یه کلمه نقل پیدا می‌کنه یعنی مشتق نقل به جامد پیدا می‌کنه یه اسمیه این اسم منتقل میشه دیگه مثلاً خود کلمه جلال که حالا می‌رسیم جلال مصد ولی میشه اسم یه شخص این دیگه چی میشه اسم شخص که شد اسم میشه اسم برای ذات میشه ذا دیگه معنای مصدری اینجا نمیده کلمه قرآن هم مصدری بوده که اسم شده اسم شده برای یک کتاب یعنی اسم شده برای یه ذات همونجوری که یه مصدر می‌تونه اسم بشه برای یه آدم برای ذات دیگه اینجا معنای حد نمیده اینجا چی میشه معنای ذات پیدا می‌کنه البته ما نگاهمون به معنای هنوز هستا در مورد کلمه قرآن ولی اسم برای یه کتاب شده علم شده برای کتاب ایشون میگه که اینکه قرآن شده قرآن لحاظ می‌کنه چون هم قرائت خداست هم قرائت پیغمبره هم قرائت مردمه هر سه تاشم آیاتش رو داریم پس قرآن هم قرآن خداست هم قرآن رسول هم قرآن ناس هم خدا قرائت کرده هم پیغمبر قرائت کرده هم مردم قرائت کردن یه خورده روی مانور بدیم اشکالی که نداره که بحث ادبی اصلا ملاک اینکه ما این کلاس تشکیل نکاتی که همه جا هست یه خورده در مورد کلمات بحث بکنیم ببینید در قرآن هر سه نحو این‌ها به کار رفته قرائت خدا می‌فرماید فاذا قرعناه فتبع قرآن بعد خیلی وقتا فقط با این معنای مصدریه که ظرافت آیه فهمیده میشه اینم بدونید و قرآن الفجر چقدر مفسرین فقها توی این آیه گیر یعنی چی اقم الصلاة لدلوک شمس به قرآن الفجر اصلا یه دفعه قرآن فجر یعنی چی توش گیر کردن یعنی نصف شب پاشو قرآن بخون قرآن شده به دو کجاست این آیه تو سوره مبارکه اسرا اگه اشتباه نکنم سوره ۱۷ آیه ۷۸ اقم الصلاة لدلوک شمس الا قصق اللیل و قرآن الفجر نماز موقع دولوک شمس بخون حالا موقع مثلاً مغرب و فلان و اینها بعد و قرآن الفجر قرآن فجر را هم اقامه کن اقامه به نماز میگن به قرآن که کسی نمیگه اقامه کن سحر قرآن بخونیم یا باید نماز بخونیم هیچکد شما سحر باید قرآن داشته باشی قرآن یعنی چی قرائت داشته چه قرائت در قالب نماز باشه که یه سری روایات به من گفتن این آیه یعنی نماز قالب قرآن خوندن باشه که باز یه سری روایت دیگه گفته که قرآن خوندن کارو راحت می‌کنه معنا که مصدر میشه کار راحت میشه اینا ظرایف قرآنی که ادبیات این شکلی کار یعنی یه کسی بخواد بحث تفسیر بزنه نمی‌تونه این نکاتو بگه بعد پایتخت مسته را توضیح بده وزنه مسته رو توضیح بده همه اینا رو توضیح بده آخر یعنی این قرآن فتبع قرآنه وقتی ما قرائتش کردیم تبعیت قرآن او را خوب قرآن اورا یعنی چی یعنی قرآن خدا را خب قرآن خدا یعنی چی یعنی قرائت خدا رو من قرائت کردم تو دنبالش راه بی تو دنبال قرائت من باش درست شد قرآن معنای قرائت خدا هم پس قرآن داره خدا هم قرائت می‌کنه خود این کلمات قرائت خداست بل هو قرآن مجید فی لوح محفوظ این قرآن مجید است حالا در مورد کلمه مجد بعد انشالله مفصل صحبت پس قرآن خدا هست این دوتا آیه دلالت داشت که قرآن خداست خود خدا قرائت کرده اینا رو خود خدا قرائت می‌کنه اصلاً اصلاً کار خدا قرآن خوندنه از هر حرفی هم بزنه از سنخ همینه اینا خیلی حرف مهم اینه که داریم میگیما خدا مشغول کلماتش همه از همین سنخه همش همیناس اینا امهاته اینکه گفتم ۲۵ جلسه توضیح می‌خواد که بشین مفصل صحبت بکنیم روایتشم بخون ببینیم یعنی چی اینکه گفتی قرائت پیغمبره قرآن ملق و من بل تلکه آیات القرآن و کتاب مبین خود پیغمبرم قرائت می‌کنه این‌ها رو و قرآن فرقناه لتقرعه علی الناس علی محسن آیه دیگه شفافه قرآنی که ما او را شکافتیم قرآنی که فرقانش کردیم قرآن بود فرقانش کردیم اینا چقدر توش نکته است خیلی نکته خیلی نکته باز کردیم این رو برای اینکه تو قرائت کنی بر مردم علی مکسن آروم آروم خورد خورد تدریجی بامکس سوره ۱۷ آیه ۱۰۶ ۱۷ فکر کنم اسرا میشه درسته بله اسرا ۱۰۶ اون آخرش میشه صفحه ۲۹۳ آیه قبل از اون آیه سجده داره و قرآن فرقناه خیلی قشنگه اصلاً آدم مست میشه با این آیات مرحوم آیت الله گلپایگانی دعوت بودند از این قرآن‌های کوچیک حزبی به ایشونم دادن و دیدن که ایشون یک صفحه رو مونده خطش بده مشکلی داره چشمتو نمی‌بینه چیزی شده می‌خوای یکی دیگه بیارم نمیخونید انگار نگاه می‌کنید از بس زیباست نمیتونم خط به خط جلو برم یه خطش منو گرفته همین جا موندم آدم انس بگیره این نکات دستش باشه بفهمه ادبیاتو واقعاً اینجوری میشه خود مرحوم مصطفوی میگه میگه این قرآن اگه کسی با حقایق ادبیات عرب آشنا باشه میفهمه که واقعا معجزه است همون که اونا یک نفر نیومد بگه اینا چه چرت و پرتی العیاذ بالله که میگی همه گفتن سحره کلمات درهم و برهم چیه میگی اونا می‌فهمیدن یعنی چی اونا ادبیات عرب حالیشون بود تعجب می‌کنم طلبه‌ها حتی در حد کفار و قریش هم دیگه نیستن کفار قریش جمع می‌شدن حداقل پیغمبر وقتی قرآن می‌خوند لذت می‌بردن آهنگ لذت ببره واقعاً خسارته حوزه داره فاصله می‌گیره از این قرآن و نزلناه تنزیلا خب این میشه قرائت پیغمبر و قرائت مردم سوره ۷۳ آیه ۲۰ فقرا ماتیسر من القرآن سوره مبارکه مزمل دستور میده شما سحرها بلند شید و قرآن بخونید و قرآن هر چقدر که میسر از قرآن قرائت کنید این کتاب کتاب قرائ درست شد کتاب قرائت باید قرائت کرد هر چقدر میتونی قرائت طبق نظر مرحوم صاحب حدائق تو این کتاب حدائق کتاب فقهی ایشون قائل به اینه که هرچه امر در قرآن اومده دلالت بر وجوب داره چون اختلاف بین اصولیون که امری که در قرآن اومده دلالت بر وجوب داره یا دلالت بر استحباب داره یا دلالت بر هیچی نداره اینجا فقرا امره دیگه قرائت کنید هرچی می‌تونیم بر وجوب داره طبق نظر ایشون قرائت قرآن واجبه هر روز واجب کسی یه مقدار قرآن قرائت کند طبق نظر صاحب حد کتابهای مهم فقهی تو درس خارج خیلی روش مانور میدن این از این نکته خود لوح محفوظ هم یه مرتبه‌ای از قرآن که اول اونجا اومده بعد از اونجا اومده بر سینه شریف رسول الله با سینه شریف رسول الله بر زبانشون جاری شده از زبان ایشون بر قلمها جاری شده این مراحلی که قرآن طی کرده بعد همه این‌ها هم تو همه مراتبش معجزه است و در تمام مراتب از دسترس شیاطین در امان بوده و نکات خوب اینجا بعد ایشون می‌فرمایند که میزان تشخیص حق و باطل و خیلی نکات عظیم قبیل قلنا ان القرآن مصدر کل غفر نکته آخری که اینجا بگیم مثل غفرانه و از باب مبالغه میاد اینم نکته خوبیه وقتی که خبر بیاد مصدر حالا در مورد این بعداً صحبت خواهیم کرد مصدر رو بر کسی حمل بکنی خود مصدر بر کسی قابل حمل نیست مصدر خارجی که نمیشه حمل کرد از مصدر باید چیزی بگیری حمل کنی از مصدر و اسم فاعل بگیری هم کنی اسم مفعول بگیری هم کنی صیغه مبالغه بگیری خود آقا شدن است این آقا دیدن است این آقا خوردن است درست شد این که نمیشه گفت خورنده هست خورده شده هست اینا رو میشه گفت خوردن است که نمیشه گفت از یه باب فقط میشه گفت اون از باب مبالغه است مثلاً میگن علیون عدل و نخیر علیون عادلون درست شد سلام هیه مصدر سلام مصدره سلام حتی مطلع الفجر حالا اینکه دیگه اوج مبالغه است چون باید بگی هیه سلام هی سلام حتی مطلع الف او سلام است سلامت است سلماس سلام به معنای همجنس بودن موافق بودن درگیر نبودن واسه سلام بگیم یعنی ما درگیر نیستیم مشکل نداریم تزاحم و تجاوز و مشکل و زد و خورد و هیچی با همدیگه نداریم لذا گفتن کسی می‌خواد بره به دعوای کسی دیگه حرامه بهش سلام بده فقها گفتن سلام علیکم مزاحمتی برای شما ندارم لیله القدر سلام است سلام خود سلام که مبالغه است یعنی مصدره سالمت سلام بعد تازه اومده گفته سلام هیه چقدر لطافت قرآنیه همین سوره قبلی که ماه رمضان روزی هزار تومان می‌خونیم ظرافت‌هاش سلام هیه اصلا سلامت اونه یه وقت میگیم علی عدلن سه تا کلمه است یه وقت میگیم علی عادل درست شد علی عادل این چیه اسم فا علی عادل است می‌تونیم همین صیغه مبالغه بیاریم درست مصدر میاریم علیون عدلن اصلاً خود عدل عدلن علی اصلا عدل علیه اول علی بوده عدل از تو علی در اومده درست شد میگه سلام هیه نهی سلام سلام ه سلام بوده لیله القدر در اومده نخیر لیله القدر بوده سلام در اومده از لیله القدر سلام گرفته شده انقدر این شب شب با عظمتی است ظرف ظرفیت اینو پیدا می‌کنه که قرآن در او نازل بشه امری که از بین همه موجودات عالم پیغمبر ظرفیت اینو پیدا می‌کنه که قرآن بر او نازل بشه از بین همه قلوب قلب ایشون ظرفیت اینو پیدا می‌کنه که چون در نهایت سلمه از بین همه شبها و روزها و ایام و همه این‌ها هم این شب ظرفیتشو پیدا می‌کنه خود ایام حساب کتاب داره فی ایام نحسات بعضی روزا نحسه تو قرآن هم داره روز نحسه یعنی چی در مورد کلمه نهاس توضیح میدیم انشالله بعضی روزا نحسه بعضی روزا یوم الله بعضی روزا سلام هی است حالا باز در مورد لیالیه روز شب خود مکان‌ها حساب کتاب داره مکان‌ها با همدیگه فرق می‌کند جان بعضی روزها بله خلاصه این روز ظرفیت پیدا کرد که قرآن بر او نازل بشه چرا چون در نهایت سلمه در نهایت سلامت حضرت ابراهیم در نهایت سلامت سلیم با قلب سلیم میاد در محضر خدا رضا میگه سلام علی ابراهیم کسی که دلش سالمه و او سلام نازل میشه شبی که سالم است قرآنی که سلام است بر او نازل میشه اینا خیلی نکته است خوب اینجا هم میگیم قرآن قرآن یعنی مصدر رو برش بار می‌کنیم یعنی شدت مبالغه نه مغروعه خوانده شدنی نخیر اصلاً خواندنه خوندنه درست شد علی عدل علیون عادلون علی عادل است نخیر علی عدل درست شد قرآن خواندنیست نخیر قرآن خواندنه خود خوندنه میشه شدت موبایل این کلمه مصدر یعنی برای مبالغه آورده میشه خوب بود آقا بحث لذت بردید خدا را شکر مبالغه‌شم از این جهته که هم محل قرائت خداست هم محل قرائت محل قرائ مردم این سه تا میشه جهت مبالغه‌اش خیلی دیگه خوندنیه چیزی که هم خدا داره می‌خونه هم پیغمبر داره می‌خونه هم همه مردم باید بخونن خود خوندن همه درش شریکن بر یک آیه هم صدق می‌کنه بگیم قرآن بر مجموع صور و آیات هم صدق کنیم بگیم قرآن تو سوره جن می‌فرمایدفقالو انا سمعنا قرآن اینا تو مسجد جن پشت قبرستان ابوطالب در مکه که خدا نصیب کنه به زودی بریم انشالله دون مسجد جن اینا رد می‌شدن پیغمبر اکرم دارن یکی دوتا آیه قرآن می‌خونن اینا که شنیدن خوب جنا اومدم به رفیقاشون گفتن که انا سمعنا قرآن عجبا سوره جنه خیلی قشنگه لقد کان یقول علی الله صفیهنا شتها این دیوونه ما یه سری چیزا به خدا نسبت میده شیطان دیوونه صفیح ماه قرآن چی میگه قرآن عجبا دوتا آیه شنیدن قرآن عجبا درست شد پس دوتا آیه هم میشه بهش گفت قرآن تلک آیات الکتاب و قرآن مبین سوره ۱۵ آیه که فکر کنم سوره نحل میشه ها ولا تعجل بالقرآن من قبل ان یغضا الیک وحی نحن نقص الیک احسن القسس جان احسن قصصه ها اینجا سوره یوسف آیه سومش خیلی حرفه خود کلمه قصص مصدر احسن القصص یعنی بهترین نوع قصه گفتن نه بهترین قصص قصص جمع قصص مصدر احسن القصص یعنی مدل زیباترین مدل قصه‌گویی قصه گفتن نظافت‌های قرآنیه اینا ظرافت‌های قرآنیه بماوحینا الیک هذا القرآن به این سوره میگه قرآن بعدشو میفهمن که این آیه قرآن الفجر هم معنیش فهمیده میشه فهمیدن و ضبط کردن فجر اون موقع کاملا بازتر فجر اصلا میگن آقا شما درسی می‌خوای بخونی سحر بخون فکر می‌خوای بکنی سحر فکر کن همه برنامه‌های تمرکزی و فکری و اینجور چیزاتو بذار برای سحر ان قرآن الفجر کان مشهور ببین وقتی اینجوری میگی چقدر فرق کرد برداشت نکردم کلمه مصدره درست شد از مصدر بودنش من اینو برداشت کردم محذوف بگیری تلاوت قرآن الفجر کان مشهور مشهور بگید یه چیزی باید در بگیری تقدیر گرفتن اولاد یا تقدیر نگرفتن تقدیر نگرفتن پس این کاری که من کردم بیشتر موافق قرآن بود تفاسیر هست تفاسیر غلط خدا توفیق بده بتونیم یه دور قرآنو اینجوری انشالله ترجمه کنیم بنویسیم تفسیرشو انشالله حالا خودمون اول فهمیده باشیم غلط مرکب این از کلمه قرآن که حالا دیگه وقتمون برای امروز تمام پس ما الرحمان علم القرآن اینجا خیلی گیر کردن علام القرآن خلق الانسان اول قرآن گفته بعد انسان گفته برای چی چقدر گیر کردن اینجا مفس گیری نداره قرائت کردنو یاد داد انسان خلق کرد قرآن وقتی انسان نبود قرآن تعلیم کرده انسان خلق کرده درست شد قرآن و تعلیم داده انسان خلق کرده به کی تعلیم داده به ملائکه تعلیم داده به خیلیا تعلیم داده به اون ارواح تعلیم داده مشکل نداره به اونهایی که در عالم زر بودن حالا بنابراین که قبول داشته باشیم و اینها حالا یا بحث‌های تفسیری بحث تفسیر از تو دل همینا در میاد کسی بلنگه تو نکته ادبی نمیتونه قشنگ تفسیر بکنه ظرافت مال کسایی که می‌فهمن قشنگ کلمه رو پدر مادرشو در میارن معناش چیه این چه وزنیه کدوم ولی من بی‌سواد میام می‌خونم و هرچی که به ذهنم بیاد و خب قرآن که همین قرآنی که میگن البیانم همین بیانیه که میگن هرچند نصف فارسی عربی هم که متاسفانه ما هم قره قاطیم کلمه رو تو فارسی یه چیز معلوم می‌کنه کلمه قرآن معنای فارسیش ترجمه می‌کنیم از این سوتی‌ها زیاد داریم حالا می‌خوام واست مثال بزنم عربی داره تو عربی یه چیز دیگه است می‌چسبونیم به قرآن و تفسیر به رای که پیغمبر مقعده من النار کسی اینجوری تو قرآن تفسیر کنه مقعدشو آماده کنه برای اینکه پر از آتیش بشه بله خب دانلود قرآن علامه البیان این کلمه علامه البیان هم خب انسان که مصدر انسان هم بحث برخی گفتن میتونه مصدر باشه مصدر نیست البته فعلاً رو ما داشتیم وزنشو تو مصدرها مثل خزلان یادتونه اینجا ما انسان رو ولو معنای مصدری هم بوده الان دیگه نقل پیدا کرده شده اسم ذات شده درست شد بیان هم مصدره حالا انشالله در مورد بیان جلسه بعد هستیم سوره الرحمن حالا حالاها فعلاً هستیم مصدرا شو در بیاریم و

نظرات کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است.